معماری

بهداشت صنعتی

بهداشت صنعتي چيست ؟

 

بهداشت صنعتي شاخه اي از علم بهداشت حرفه اي است كه از بروز بيماريهايي كه در محل كار توسط عوامل شيميايي ، فيزيكي ، و بيولوژيكي بوجود مي آيد ، جلوگيري ميكند . پزشك فقط تشخيص و درمان بيماريها و آسيب ديدگي ها را انجام ميدهد ، ولي يك متخصص  بهداشت صنعتي، تشخيص ، ارزيابي و كنترل وضعيت كار را كه ممكنه باعث بيماريهاي شغلي در ميان كارگران شود را بر عهده دارد . به عنوان يك كوشش واضح بهداشتي ، بهداشت صنعتي سعي ميكند مشكلات را قبل از اينكه وضعيت به بيماري منجر شود ، حل كند . بيشتر از چندين سال است كه محل اصلي بهداشت صنعتي فراتر از كارخانجات و معادن بلكه به بخشهاي خدماتي و اداري نيز توسعه يافته است . بنابراين واژه صنعتي و حرفه اي به جاي هم ، همراه كلمه بهداشت بكار ميروند .

2-اصول بهداشت صنعتي چيست ؟

ابتدا پزشكان بودند كه رابطه بيماري و وضعيت كار را تشخيص دادند. در طي قرن بيستم دكتر آ ليس هميليتون از اولين پزشكان در امريكا بود كه مشغول معالجه كارهاي پر خطر در كارخانه ها بود كه علل مسلم مريضها را از ريشه رسيدگي ميكرد. او كارخانجاتي را كه مستقيماَ وضعيتشان مرتبط با ناراحتيهاي بيماري خطرناك همراه با مسموميت با سرب بود را بازديد كرد .او بر اين مطلب صحه گذاشت  كه انتشار كنترل نشده گرد و غبار به هواي محل كار و تنفس آنها بوسيله كارگران ، اين عوارض را  باعث شده بود . پس از تشخيص دادن مشكل، او بعنوان يك پزشك مرحله بعدي را يافت ، كه آن درمان بود . او مطمئن بود كه ميتوان از مسموميت با سرب جلوگيري كرد ، اگر حجم گرد و غبار منتشره در محل كار كاهش يابد . او بعنوان يك متخصص بهداشت صنعتي فكر كرد و فرايند كار را فهميد و منابع و مقدار تماس و راه حل مساله را شناسايي كرد . بهداشت صنعتي كه با اين نام در اواخر قرن بيستم شناخته شده ، واقعاً تا سالهاي 1930و 1940 شروع نشده بود تا زمانيكه كار پيشگاماني چون آليس هميلتون با مهندسي و شيمي كامل گرديد .

بالاخره بهداشت صنعتي در بخشهاي صنايع سنگين از قبيل معادن ، ريخته گري ، فلزات ، فولاد و كارخانجات اتوماتيك  و هر جايي كه خطر جدي براي سلامتي وجود داشت ، بكار گرفته شد . زمينه ترقي به آرامي فراهم ميشد . بين سالهاي 1910 و 1940   واحدهاي بهداشت صنعتي كوچك شخصي در دپارتمان كاري ( اداره كار ) توسعه يافت . مجمعهاي حرفه اي بهداشت صنعتي در سال1939 تاًسيس شدند .در سال1940 يك درجه مهم دانشگاهي براي بهداشت صنعتي يا مباحث مرتبط  اعطا شد. اگر چه تا سال 1970 كاربرد بهداشت صنعتي محدود بود و در پائينترين سطح مديريتي باقي ماند و فقط در دولت بعنوان ثانويه در بخش سرويس خدمات بهداشت عمومي فدرال بود. در طي اواخر سالهاي 1960 و آغاز 1970پيوند ميان اجتماع، سياست، دانش و اقتصاد بوجود آمد كه براي بهداشت صنعتي و حرفه اي يك جهش بزرگ به جلو بوجود آمد .

3- چه اجبارهاي قانوني و سياسي اجتماعي بهداشت صنعتي را به پيش برد. ؟

سا لهاي 1960 سالهايي بود كه تغييرات اجتماعي سريعي بوجود آمد. يكي از نتايج اين تحولات حركاتي در جهت تشكيل حقوق بشر و ضد جنگ ويتنام بود و رشد آگاهي هاي بهداشتي محيطي و حرفه اي كارها سازمان يافته شد .محيط زيست بهداشت عمومي سازمان يافتن جوامع و مبارزه براي استاندارهايي براي پيشگيري محيطي و كاري .

در سال 1969 ، EPA  و در سال 1970 ويليامز استجر  OSHA تاسيس شد .OSHA محلي امن و بي خطر را براي كارگران ضمانت ميكند . با تصويب OSHAزمينه شكوفايي بهداشت صنعتي فراهم شد . در پاسخ به تهديد تصويب قانونهايي براي خشونت در محل كار بهداشت و استانداردهاي ايمني كمپانيهاي بزرگ شروع به استخدام متخصصين بهداشتي صنعتي بمنظور مراقبت از كارخانجاتشان كردند . در مجموع گروههاي مشاوره اي ، با افزايش تقاضا براي بازرسي كارگاهها و آموزش كارگران پيشرفت كرد . همچنين OSHA در رده مراكزي براي كنترل بيماريها قرار گرفت (دپارتمان بهداشت و خدمات انساني ) . NIOSH مختص تحقيق درباره علل بيماريهاي شغلي و منابعي كه منجر به افزايش آنها ميشوند ، افزايش يافت و حيطه وظائف بهداشت صنعتي فراتر از كارخانجات و معادن به مراكز خدمات صنعتي و همكاري جهاني گسترش يافت . بهداشت صنعتي يا حرفه اي امروزه بصورت منظم در دانشگاهها و مراكز آموزشي سراسر ايالات متحده آموزش داده ميشود .

4- تحصيلات مورد نياز براي يك متخصص بهداشت صنعتي چيست ؟

درجه ليسانس مورد نياز است كه بهتر است دز يكي از رشته هاي علوم پايه باشد . عموماً بيشتر متخصصين بهداشت صنعتي درجه ليسانس يا مهندسي دارند . و يا  استاد بهداشت صنعتي يا استاد بهداشت عمومي دروس مشترك براي اين درجات شامل آمار حياتي اپيدميولوژي سم شناسي اصول بهداشت صنعتي فرايند تو ليد تهويه صنعتي و خطرات فيزيكي ميباشد . در مجموع  متخصصين بهداشت صنعتي ممكنه گواهينامه بهداشت صنعتي CTH را از  بورد بهداشت صنعتي امريكا ABIH دريافت كنند. شرايط مورد نياز براي آزمون اين گواهينامه اين است كه داوطلب بايستي درجه ليسانس با 60 واحد درسي و 5 سال تجربه بعنوان متخصص بهداشت صنعتي داشته باشد . آزمون تشريحي 2 روز طول ميكشد و آزمون تستي دانش داوطلب در 10 ناحيه علمي بهداشت صنعتي مي سنجد .

چون شغل بهداشت صنعتي بوسيله دولت و فدرال كنترل نمي شد ABIH سازماني خصوصي هيچ شخصي از طرحهايي كه افراد حرفه اي بعنوان متخصص بهداشت صنعتي طراحي كرده اند جلو گيري نمي كند . اگر چه طرحهاي CTH در اين زمينه بطور قانوني نمي تواند استفاده شود .

5-متخصصين بهداشت صنعتي كجا و به چه كاري مشغول ميشوند ؟

كار عمده بهداشت صنعتي در صنايع خصوصي و براي شركتهاي مشاوره اي است . در صنايع خصوصي متخصصين بهداشت صنعتي برنامه هاي ايمني و بهداشتي را مديريت مي كنند ، تماس كار گران را با عوامل زبان آور ارزيابي مي كنند ، پيشنهادات كنترلي ميدهند ،  كار گران را در مورد مسايل ايمني و بهداشتي مستمر آموزش ميدهند و مقداري هم كار براي بيمه كارخانجات دولت محلي ، اتحاديه هاي تجاري ، آكادميها و دانشگاهها و مراكز آموزشي . ميزان فعاليت متخصصين بهداشت صنعتي بستگي به اداره اي كه براي آنها كار مي كنند و عملكرد شان در اين ادارات دارد . ميزان فعاليتشان از مديريت برنامه هاي بهداشتي و ايمني كه هدف است تا پيشگيري كاركنان و تحقيق در باره امكان بيماريهاي مرتبط با كار باشد . البته تعداد زيادي از متخصصين در دولتها بوسيلهOSHA  استخدام ميشوند و براي تراضي صاحب منصبان ( كارفرمايان ) همچنين اتحاديه هاي تجاري براي بيمه اعضايشان توسعه آموزش اعضاي شركت در مذاكرات قرار دادها و نماينده اتحاديه در دادرسي و روشهاي مرتبط با بهداشت و ايمني استخدام ميشوند. متخصصين بهداشت صنعتي بطور آكادميك آموزش ميدهند و تحقيقات را هدايت مي كنند .

6-استاندارهاي ايمني و بهداشتي چه هستند و چطور بوسيله متخصصين بهداشت صنعتي بكار ميروند؟

عموماً استانداردهاي بهداشتي براي عوامل فيزيكي و شيميايي (صدا ، ارتعاش ، گرما ، تشعشع) ميزان آلودگي است كه معتقدند بيشترين كارگر ممكنه هر روز در معرض آن باشد (حتي بيشتر از زمان كار ) بدون اينكه صدمات بهداشتي و بيماري بر فرد عارض شود . اصولاً اين سطوح بوسيله سازمانهاي خصوصي بهداشتي و ايمني حرفه اي و گروههايي كه اهميت استانداردهايي را كه در صنايع داوطلبانه موافقت ميكنند ، تشخيص ميدهد . استانداردها بيشتر بر اصول تجربيات انساني و آزمايش روي حيوانات توسعه يافته است . يكي از سازمانهاي مهم كه استانداردها را توسعه داده است ACGIH ميباشد (متخصصين دولتي بهداشت صنعتي آمريكا). استانداردهاي ACGIH حد آستانه مجاز TLV  را نشان ميدهد كه در تمام كشورها قابل قبول است . در حقيقت زمانيكه OSHA در سال 1971 شروع بكار كرد با تمام TLV هاي موجود خود را تطبيق داد ، TLV هاي پيشنهاد شده سپس حدود تماس قابل قبول را به عنوان حدود قانوني كه قابل اجرا بوسيله قانون فدرال بود را تعيين كرد . در مجموع PEL غلضت تماس را با واحد   بيان ميكرد .

برخي از استانداردها جامع ترند مانند استاندارد براي موادي مانند سرب ، آزبست و كلرووينيل كلرايد . برخي استانداردها شامل جزئياتي براي روشهاي پيشگيري كارگران با استفاده از لباس مخصوص ، ماسكهاي تنفسي ، تستهاي پزشكي و آموزش ميباشد . با توجه ويژه نسبت به ناكافي بودن پيشگيري از بيماريهاي مزمن بحث زيادي بر روي سطوحي است كه بعنوان TLV يا  PEL مطرح است . خيلي از متخصصين در جوامع بهداشت عمومي معتقدند كه TLV يا PEL نماينده توافق ميان دانش علمي و سياستهاي اقتصادي است . چون PEL  ها اغلب بعنوان خطوطي كه سلامتي و بيماري را از هم جدا ميكند ، تفسير ميشوند آنها نقش فرمانده را در بهداشت صنعتي بازي ميكنند اگرچه بيشتر متخصصين بهداشت صنعتي اين عقيده را توضيح ميدهند كه تماس بايستي در پائينترين سطح ممكن نگه داشته شود .« پائينترين سطح ممكن » ممكنه اغلب توسط كارفرمايان (يعني از ديد اقتصادي ) تعريف شود .

از آنجائيكه PEL ها به كميتهاي قابل اندازه گيري آلودگي بازميگردند يك بخش بزرگي از كار متخصصين بهداشت صنعتي مرتبط با اندازه گيري ميزان تماس كارگران است . در چندين دهه گذشته در نمونه برداري و روشهاي تجزيه اي پيشرفت حاصل شده كه براي بهداشت صنعتي ابزاري با حساسيت بالا براي ارزيابي تماس شغلي فراهم نموده است .

7- توضيح دهيد چطور اطلاعات برگه هاي ايمني (MSDS ) و بررسيها ميتواند به شناخت منابع تماس توسط متخصصين بهداشت صنعتي كمك كند ؟

اگر هنوز مشكل شناخته ، يا مشاهده نشده (مثل نشت لوله ها) بررسي گام به گام اولين مرحله تشخيص خطر است . ابزار اصلي بررسي گام به گام ، محل كار است . در طي يك بازرسي دقيق از تمام نقاط محل كار متخصص بهداشت صنعتي براي فرايندي كه ممكنه منجر به تماس با آسيابها ، ماشينهاي سند بلاست .اسپري سازي يا چربي زدايي شود .تحقيق ميكند و مشاهدات بهداشتي خود را روي كارگران با تمركز بر روي سوالات زير انجام ميدهد

ü         آيا تماس متناوب است يا منقطع؟

ü         آيا كارگرانيكه در محيط بسته قرار دارند در آن محل تهويه كافي وجود دارد؟

ü         آيا كارگران از وسايل حفاظتي (ماسكها) استفاده ميكنند؟

ü  آيا محل كار علائم آشكارز خطر زا بودن دارد ؟ (از قبيل ماشينهاي گردوغبارزا)

شايد مهمتر اين باشد كه متخصص بهداشت صنعتي بايستي با كارگران و ديگر پرسنل محل كار به منظور تشخيص مسائل ويژه منطقه عملياتي كه فوراً ظاهر نميشود ، صحبت كند . بهيار بايستي سعي كند تا موارد ويژه كه ممكنه داراي خطرات شيميايي يا فيزيكي باشند و افراد با آن در تماس هستند را تعيين مقدار كند مثل صدا ، تششع يا تماسهاي بيولوژيكي . براي ارزيابي خطرات شيميايي، بهداشتي اطلاعاتي را بوسيله خواندن برچسب و برگه هاي اطلاعات ايمني جمع آوري ميكند . تمام كارخانجات به داشتن برگه هاي ايمني مواد روي هر توليد كه عرضه ميشود ، احتياج دارند و كارفرمايان بوسيله OSHA اين اطلاعات را بدست مي آورند و در محل كار خود بايگاني ميكنند . اگرچه برگه هاي لطلاعات ايمني اطلاعات مفيدي را فراهم ميكند شامل اثرات شيميايي آن روي سلامتي و معيار حفاظتي كه براي حمل آن لازم است اطلاعات جمع آوري شده از برگه هاي اطلاعات ايمني در شناخت خطرات مهم است .

8- پس از اينكه منبع خطر شناخته شد ، چطور شدت مشكل ارزيابي و سطح تماس اندازه گيري ميشود؟

تعيين مقدار ، بوسيله ارزيابي سطح تماس انجام ميشود. راههاي زيادي براي ارزيابي تماس وجود دارد و انواع مختلف تماس ارزيابي ميشود . بيشتر متداول است متخصصين بهداشت صنعتي علاقمندند تماس كارگر را تا زمانيكه او در حال انجام كار روزانه اش در طول كل زمان كاري يا انجام يك كار مشخص است ، اندازه گيري كنند . به منظور اندازه گيري تماس ، منطقه تنفسي كارگر (دهان و بيني) ارزيابي ميشود . اين طريق ارزيابي به ارزيابي شخصي معروف است . بررسي با استفاده از چندين وسيله نمونه گير انجام ميشود . كمربندي كه روي آن پمپ نمونه برداري كوچك قرار ميگيرد و به كارگر وصل ميشود به طور مداوم دبي جريان هوا را نشان ميدهد . نمونه برداري متوسط كه بوسيله پمپ و لوله هاي مخصوص انجام ميشود . نمونه برداري ثانويه ، نوعاً جذب براي گازها و بخارات با وسايلي از  قبيل زغال فعال و فيلتر براي گردوغبار استفاده ميكنيد و براي آناليز ، ذرات آلوده به آزمايشگاه فرستاده ميشوند . بيشتر از چندين دهه است كه  وسائليكه در آناليز شيميايي بكار ميرود  بسيار بهبود پيدا كرده ، و امكان اندازه گيري غلظت آلودگي تا قسمت در ميليون (PPM ) ممكن شده است. همچنين متخصصين بهداشت صنعتي توانايي بسياري در ارائه ابزارهايي كه هم تجزيه و نمونه برداري حجمي از هوا براي آلودگي انجام ميدهد ، پيدا كردند . ابزارهاي قرائت مستقيم عموماً بر اساس خاصيت شيميايي يا فيزيكي آلودگي ، براي تعيين مقدار غلظت آن در هوا استفاده ميشوند . مانند توانايي ورود به حلال ، جذب اشعه با طيف مشخص يا تغيير رنگ در اثر فعل و انفعال شيميايي .برخي از وسائل قرائت مستقيم براي تعيين سريع و تقريبي ميزان تماس كارگران در طي بررسي گام به گام استفاده ميشوند.به منظور تعيين مقدار آن نمونه برداري طولاني مدت لازم است.

برخي ديگر از وسائل قرائت مستقيم ممكنه به وسائل هشدار دهنده (اخطارها) وصل شوند كه كارگران را از وضعيت خطرناك آگاه سازد . اين وسائل ممكنه براي تست يك يا چند ماده شيميايي طراحي شوند .برخي ديگر از اين وسائل آنقدر كوچك هستند كه در كف دست جاي ميگيرند . متخصصين بهداشت صنعتي ممكنه انواع ديگري از نمونه ها را بگيرند كه ممكنه منابع بالقوه خطرزا را آشكار كند براي مثال wipe sample  براي ارزيابي آلودگي روي سطوح كار يا پوست استفاده ميشوند . كارگران ممكنه آلودگي را اگر دستهايشان كمك ميكند . حدود تماس شغلي فقط به غلظت مواد در هوا باز ميگردد و به قدرت جذب پوست توجه نميكند ، بنابراين به منظور ارزشيابي كامل تماس كارگران ميزان مواد شيميايي كه ممكنه روي پوست قرار گيرد يك مشخصه مهم است . در مجموع براي آزمودن آلودگي هوا ، تماس يا دقت بيشتر ، ميزان جذب شده ممكنه بوسيله ميزان آلودگي (يكي از آنها متابوليسمشان ) در بدن اندازه گيري شود . بيشتر ميزان مواد شيميايي در خون ، ادرار يا هواي بازدمي اندازه گيري ميشود . براي مثال تماس با منوكسيد كربن ممكنه بوسيله ميزان مونوكسيد كربن در هواي بازدمي يا اندازه گيري كربوكسي هموگلوبين در نمونه خون سياهرگي اندازه گيري شود . تماس با جيوه ممكنه در ادرار و تماس با بنزن بوسيله فنل در ادرار ارزيابي ميشود . اندازه گيريهاي بيولوژيكي براي ارزيابي سطح تماس سودمند است مواد شيميايي كمي در عموم صنايع به عنوان شاخص تماس بيولوژيك استفاده ميشود كه در حال توسعه يافتن است .

9- پس از اينكه ميزان تماس اندازه گيري شد براي جلوگيري از تماس كارگران چه كاري انجام ميشود؟

كنترل مهندسي شامل تهويه ، تغيير فرايند يا تجهيزات ، جانشيني يك ماده ايمن تر شيميايي ، تكنيك هاي كاهش گردوغبار ، نظافت و كارهاي بهداشتي ، كنترل مديريتي براي كاهش تعداد كارگران مواجه با خطر يا تعيين طول مدت زمان در مواجه شخصي استفاده ميشود اگرچه آنها ميزان خطر در محيط كار را حذف نميكنند و كاهش نميدهند . كنترلهاي مديريتي شامل دوره هاي استراحت ، تغيير شيفت كاري يا محلي كه افراد كمتري در آن كار ميكنند . يا چرخش كاري ، تجهيزات حفاظت فردي (ماسكها،دستكشهاو عينكهاي ايمني) تماس با خطر را براي كارگران كاهش ميدهد . اگرچه از سه روش كنترلي ذكر شده ، آنهايي كمتر مطلوبند كه راحت نيستند،اغلب اوقات غير اختصاصي استفاده ميشوند و ممكنه ضعيف تنظيم شوند . هنگاميكه تجهيزات حفاظت فردي بايستي در محل كار استفاده شود اين مهم است كه تاثير برنامه حفاظت فردي را كارگران باور داشته باشند.و كارگران بطور اختصاصي استفاده از اين تجهيزات را آموزش ببينند . اگر اينطور نيست در اين وضعيت هيچ برنامه ايمني و بهداشتي نبايد كلاً وابسته به تجهيزات حفاظت فردي باشد

 

 

پاسخ دهید