دانلود تحقیق درباره اعدام

دانلود تحقیق درباره اعدام،مقالات درباره اعدام

عناوین                                                                                صفحه

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………..۴

فصل اول : سابقه تاریخی مجازات اعدام ……………………………………………………………………….. ۵

بخش اول : اعدام در دوران های مختلف تاریخی ……………………………………………………………….. ۶

بخش دوم : مجازات اعدام در ادیان مختلف آسمانی …………………………………………………………… ۱۵

بخش سوم : مجازات اعدام در مکاتب …………………………………………………………………………… ۲۳

فصل دوم : نگاهی بر شیوه های اجرای اعدام …………………………………………………………………. ۲۴

بخش اول : صندلی الکتریکی ……………………………………………………………………………………. ۲۵

بخش دوم : تزریق مرگبار ……………………………………………………………………………………….. ۲۵

بخش سوم : اعدام به وسیله گاز مرگبار ……………………………………………………………………….. ۳۱

بخش چهارم : دار زدن …………………………………………………………………………………………… ۳۲

بخش پنجم : سر بریدن ………………………………………………………………………………………….. ۳۴

بخش ششم : سایر موارد ………………………………………………………………………………………. ۳۷

فصل سوم : وضعیت مجازات اعدام در کشور های مختلف جهان ………………………………………………. ۴۰

بخش اول : قاره آفریقا …………………………………………………………………………………………… ۴۱

بخش دوم : قاره آسیا …………………………………………………………………………………………… ۴۱

بخش سوم : قاره اروپا ………………………………………………………………………………………….. ۴۲

بخش چهارم : آمریکای شمالی و کارائیب ……………………………………………………………………… ۴۲

بخش پنجم : قاره اقیانوسیه ……………………………………………………………………………………. ۴۳

بخش ششم : قاره آمریکای جنوبی ……………………………………………………………………………. ۴۳

بخش هفتم : لیست۱۸کشوری که بیشترین آمار اعدام را داشته اند …………………………………………. ۴۴

فصل چهارم : مباحث مطرح شده پیرامون مجازات اعدام ………………………………………………………. ۴۶

بخش اول : دلایل مخالفان و موافقان مجازات اعدام …………………………………………………………… ۴۷

بخش دوم : اقدامات بین المللی برای حذف مجازات اعدام ……………………………………………………. ۶۲

فصل پنجم : نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………… ۶۸

 

مقدمه؛

فصل اول : سابقه تاریخی مجازات اعدام

در این فصل ابتدا به بررسی اعدام در دوران های مختلف تاریخی سپس به بررسی آن در ادیان مختلف آسمانی و در دیدگاه مکاتب می پردازیم. بنابراین مباحث این فصل به شکل ذیل می باشد :

بخش اول : اعدام در دوران‏هاى مختلف تاریخى

بخش دوم : اعدام در ادیان مختلف آسمانی

بخش سوم : مجازات اعدام در دیدگاه مکاتب

بخش اول : اعدام در دوران‏هاى مختلف تاریخى

در بررسى مجازات اعدام در دوران‏هاى مختلف مناسب است به این مسئله توجه شود که تاریخ را از این حیث به دوره‏انتقام فردى (دوره جنگ‏هاى خصوصى) دوره دادگسترى خصوصى و دوره دادگسترى عمومى تقسیم کرده‏اند.

با بررسى متون تاریخى و تحلیل‏هاى حقوقى مى‏توان به این نتیجه رسید که در هر منطقه یا هر دوره‏اى که امکان اعمال حاکمیت دولت مطرح نبوده مجازات‏ها بیش‏تر به صورت انتقام فردى و به وسیله جنگ‏هاى خصوصى اعمال می‏شد؛ به گونه‏اى که گاه در مقابل قتل یک نفر از یک قبیله ده‏ها نفر از قبیله قاتل به وسیله قبیله مقتول کشته مى‏شدند و چه بسا موجب ادامه انتقام قتل جنگ و خون‏ریزى در سالیان متمادى مى‏شد ولى در هر دوره یا منطقه‏اى که دولت اعمال حاکمیت مى‏کرد براى اعمال مجازات‏ها از روش‏هاى نسبتا معتدل‏ترى استفاده مى‏شد گرچه در بعضى از دوران‏هاى تاریخ این مجازات‏ها بسیار خشن و وحشیانه بوده‏است.

به هر حال در این نوشتار به بررسى سابقه تاریخى مجازات اعدام در اقوام و ملل گذشته؛ یعنى بابل ، آشور و پارس در زمان حکومت هخامنشیان، ساسانیان ، صفویه و قاجاریه و ژاپن و اروپاى بعد از رنسانس پرداخته می‏شود:

۱ –  بابل

علاوه براین‏که از نظر پیشینه تاریخى قوم بابل مقدم بر اقوام دیگر است قانون حمورابى هم که بر این قوم حاکمیت داشته نیز از قدیمى‏ترین قوانینى است که در تاریخ بشر به ثبت رسانده است. آن‏چه از قوانین بابل بر جاى مانده همین قانون است.

در قانون حمورابى موارد فراوانى از مجازات‏هاى خشن به چشم مى‏خورد که از جمله آن‏ها مجازات اعدام است حتى مجازات اعدام براى برخى از اعمالى که ظاهرا اهمیت چندانى ندارد در نظر گرفته شده‏بود؛ به گونه‏اى که توجیه چنین مجازات‏هایى براى این اعمال – باتوجه به بعضى موارد که احکام بسیار عالى و ممتازى را پیش‏بینى می‏کند؛ به ویژه در حقوق مدنى که نشان دهنده روح بلند و بینش عمیق حمورابى و اطرافیانش نسبت به موضوعات حقوقى است غیرممکن یا دشوار است.

۲ – آشور :

قوانین آشورى همان‏گونه که در کتاب «تاریخ تمدن» آمده‏است به‏طور کلى ابتدایى‏تر و جنبه دنیایى آن کم‏تر از قوانین حمورابى است با این‏که ظاهرا از حیث زمان بر قوانین آشور مقدم بوده است. کیفرهاى قانونى در قوانین آشور درجات مختلفى داشت از قبیل نمایش دادن شخص گناه‏کار در میان مردم،  واداشتن وى به کارهاى سخت،  شلاق زدن از بیست تا صد ضربه،  بریدن گوش یا بینى،  خصى کردن،  زبان بریدن ، چشم در آوردن ، شکم دریدن و سر بریدن.

در قوانین سارگن دوم مجازات‏هاى دیگرى از قبیل زهر خوراندن و سوزاندن پسر یا دختر شخص گناه‏کار در قربان‏گاه معبد نیز آمده‏است ولى شواهدى در دست نیست که این قوانین در هزاره آخر قبل از میلاد مسیح اجرا شده باشد. زنا ، هتک ناموس و بعضى از اشکال دزدى را معمولا با اعدام مجازات مى‏کردند. گاهى نیز متهم را با داورى خدایان کیفر مى‏دادند یا گناه‏کار را پا بسته در آب میانداختند و سر نوشت وى را به دست آب مى‏سپردند.

۳ – پارس :

در مورد قوم پارس ابتدا مجازات اعدام را در دوران حاکمیت هخامنشیان و ساسانیان بررسى کرده و پس از آن به طور اختصار مجازات اعدام را در دوران صفویه و قاجاریه مرور می‏کنیم:

الف) دوران هخامنشیان :

ظهور سیاسى قوم پارس با حاکمیت پادشاه هخامنشى آغاز شد. با این‏که از جهاتى چند این دوران به عنوان دوران افتخار ایران مطرح می‏شود و وجود قوانین مختلف در آن زمان نشان دهنده تمدن کهن و فرهنگ غنى ایران است ولى از جهت قوانین کیفرى قوانینى شدید و خشن اعمال مى‏شد که طبق گفته ویل دورانت بعضى از مجازات‏هاى اعمال شده آن‏چنان بود که عقل نمى‏تواند آن را باور کند.

در زیر به بعضى از مجازات‏ها و کیفیت آن‏ها در زمان هخامنشیان اشاره می‏شود:

یکى از روش‏هاى مجازات اعدام در زمان هخامنشیان گذاشتن سر محکوم بر سنگ و خرد کردن آن بوده است. پلوتارک در مورد زنى خیانت‏کار که استاتیرا زن اردشیر دوم پادشاه هخامنشى را مسموم کرده بود چنین می‏نویسد:

«بالأخره این زن روزى اجازه گرفت به خانه‏اش برود. قراولان شاهى او را گرفته موافق قوانین پارسى که براى زهر دهندگان مقرر است با زجر او را کشتند؛ یعنى سرش را روى سنگ گذاشته کوبیدند تا خرد شد و صورتش پهن گردید».

یکى دیگر از طرق ، کندن پوست بود:

«کمبوجیه یکى از قضات شاهى را که براى صدور یک حکم غیر عادلانه رشوه گرفته بود با کندن پوست به قتل رساند».

ویل دورانت مطلب فوق را با شرحى جالب توجه بیان مى‏کند:

«مجازات دهنده و گیرنده رشوه هر دو اعدام بود. کمبوجیه فرمان داد تا زنده زنده پوست یک قاضى فاسد را کندند و بر جاى نشستن قاضى در محکمه گستردند. آن‏گاه فرزند همان قاضى را بر مسند قضا نشانید تا پیوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود».۳

در ادامه ویل دورانت به مجازات‏هاى آن دوره اشاره کرده می‏نویسد:

«بزه‏هاى کوچک را با شلاق زدن کیفر مى‏دادند … گناه‏هاى بزرگ‏تر را با داغ کردن ناقص کردن عضو دست و پا بریدن،  چشم کندن یا به زندان افکندن و کشتن مجازات می‏کردند… ولى خیانت به وطن،  هتک ناموس،  لواط،  استمنا ، سوزاندن مردگان،  تجاوز به حرمت کاخ شاهى ، نزدیک شدن با کنیزکان شاه یا نشستن بر تخت وى یا بى ادبى به خاندان سلطنتى کیفر مرگ داشت.

در این‏گونه حالات گناه‏کار را ناچار میکردند که زهر بنوشد یا او را به چهار میخ مى‏کشیدند یا به دار مى‏آویختند – در حین دار کشیدن معمولا سر مجرم به طرف پایین بود – یا سنگ‏سارش مى‏کردند یا جز سر تمام بدن او را در خاک مى‏کردند یا سرش را میان دو سنگ بزرگ مى‏کوفتند و یا مجازاتى که عقل نمى‏تواند آن را باور کند به نام مجازات «دو کرجى» کیفر مى‏دادند».

ویل دورانت در توضیح و تشریح مجازات «دو کرجى» مى‏نویسد:

«پلوتارک نقل مى‏کند که سربازى به نام مهرداد در حال مستى گفته بود که کشتن کوروش صغیر در جنگ کوناکسا کار وى بوده است و شاه را نرسد که این کار بزرگ را به خود نسبت بدهد. اردشیر دوم که این را شنید فرمان داد تا آن سرباز را با مجازات «دو کرجى» به این طریق اعدام کنند:

دو کرجى چنان انتخاب شود که درست بر یکدیگر منطبق شود. گناه‏کار را که مقصود شکنجه کردن اوست در یکى از دو کرجى مى‏گذارند و کرجى دیگر را چنان بر وى قرار مى‏دهند که جز سر و دست‏ها تمام بدن وى در میان آن دو کرجى بماند. آن‏گاه به وى غذا مى‏دهند و اگر از خوردن آن خوددارى کرد با داخل کردن میخى به چشم وى او را به این کار وا مى‏دارند. چون خوراک خورد بر سر و صورت او مخلوطى از شیر و عسل مى‏پاشند و از همین شربت به وى مى‏نوشانند. در این حین کرجى‏ها را چنان نگاه مى‏دارند که رویش به جانب خورشید باشد.

به این ترتیب مگسان بر وى هجوم می‏آورند و او را در میان خود مى‏گیرند چون خوراک خورده ناچار کارى مى‏کند که همه کسان دیگر که مى‏خورند و مى‏آشامند چنان مى‏کنند. از پلیدى‏هاى وى حشرات و کرم‏هایى تولید مى‏شود و به اندرونه وى راه مى‏یابد و همه تن او را مى‏خورد. چون پس از چند روز دانستند که آن مرد گناه‏کار به راستى مرده است کرجى فوقانى را برمى‏دارند و در آن حال دیگر گوشتى بر تن وى دیده نمى‏شود چه حشرات پلید که گویى از اندرونه وى برخاسته‏اند همه جاى او را خورده‏اند. به این ترتیب بود که مهرداد پس از هفده روز شکنجه دیدن جان داد».

ب) ساسانیان :

مجازات‏ها و به خصوص مجازات اعدام در دوران ساسانیان نیز تفاوت چندانى با دوران هخامنشیان نداشت بلکه در مراحلى خشونت‏بارتر از زمان هخامنشیان بود؛ براى مثال مجازات‏هاى بدنى بسیار شدیدى از قبیل اعدام ، کور کردن ، حبس و تازیانه متداول بوده‏است؛ به ویژه در مورد جرایمى که علیه پادشاه یا حکومت صورت مى‏گرفت از قبیل جاسوسى و خیانت به کشور مجازات اعدام توأم با شکنجه و آزار شدید بدنى هم‏چون بریدن بینى و گوش و زبان  قبل از اجراى اعدام یا مثله کردن،  به چهار میخ کشیدن،  زنده به گور کردن و نظایر آن را در پى داشت.

اگر کسى مرتکب تقصیر نسبت به خدا دین پادشاه و کشور م‏ی شد مستحق اعدام بود… مجازات اعدام با دار زدن ، گردن زدن،  سنگ‏سار کردن،  پوست کندن و بستن مجرم به اسب سرکش یا انداختن او به زیر پاى پیل و امثال آن به عمل مى‏آمده است. در تاریخ مختصر مشیرالدوله در مورد مجازات دختر پادشاه حران که به پدر خود خیانت کرده و شهر را به شاپور اول تسلیم کرده بود مى‏نویسد: «مورخین خارجى نوشته‏اند دختر را به امر شاه به جلاد سپرد. جلاد گیسوان دختر را به دم اسب سرکش بست و اسب را رها کرد».

سنگ‏سار کردن نیز در دوره ساسانى معمول بوده است. جزاى قتل عموما با شمشیر انجام می‏گرفت. بعضى جنایات مثل خیانت به دولت یا دین را با دار زدن مجازات مى‏دادند. گاهى بعد از مصلوب کردن براى عبرت ناظران پوست مجرم را کنده و پر از پر کاه کرده بر دروازه شهر مى‏آویختند.

ج) صفویه :

با این‏که حکومت صفویه ظاهرى مذهبى داشته و از جهاتى چند خود را طرف‏دار اجراى احکام دین نشان میداد در عین حال اجراى مجازات‏ها در مواردى خشن و وحشیانه بود. کاررى در «سفرنامه» خود مى‏گوید:

«راه‏زنان را با جسارت و بیرحمى و بدون شفاعت مجازات مى‏کنند و به طرق مختلف از پاى در مى‏آورند. تنبیه و مجازات متداول این است که دو پاى راه‏زن را به چهار شتر می‏بندند و سینه وشکم وى را از بالا به پایین چاک مى‏زنند و براى عبرت بینندگان شتر را در تمام محلات و چهارسوى شهر مى‏گردانند و یا سر راهزن را در سوراخ تنگ دیوارى به در مى‏کنند به طورى که سر در یک طرف و بدن در طرف دیگر دیوار بماند و قادر به حرکتى نباشد و براى مسخره چپقى در دهان او مى‏گذارند تا بدین ترتیب تعذیب و کشته شود…».

«آدم‏خوارى در عهد صفویه براى کشتن گناه‏کاران و کسانى که به حق یا ناحق گرفتار آتش خشم امرا  می‏شدند معمولى بود. دژخیمان دست به کار مى‏شدند.  سر بر یدن، پوست کندن، در آتش سوختن،  دست و پا و گوش و بینى   بریدن و چشم کندن و در پوست گاو کشیدن و امثال این‏ها جزو کیفرهاى معمولى بوده…».

یکى دیگر از مجازات‏هاى زمان صفویه این بود که:

«سوراخ کردن پاهاى محکوم و وارونه آویزان کردن وى بر درخت به گونه‏اى که سرش به سوى زمین باشد تا بمیرد و در صورت عدم موت شکمش را با شمشیر می‏دریدند و او گرفتار یک مرگ تدریجى و دردناک مى‏شد؛ زیرا در این صورت روده‏هاى وى بر صورتش مى‏ریخت و او مى‏بایست آن‏ها را در شکم خود فرو برد و سرانجام با وضع فجیعى جان مى‏سپرد».

د) قاجاریه :

مجازات‏هاى زمان قاجاریه در خشونت کم‏تر از دوران صفویه نبود بلکه با به کار بستن ابزار جدید مجازات‏هاى خشن‏ترى را نیز اعمال مى‏کردند.

«تا همین اواخر معمول بود که مجرمین را مصلوب میکردند در دهانه توپ مى‏گذاشتند،  زنده به‏گور مى‏کردند؛ شى‏ء تیزى به قسمت سفلاى بدن آن‏ها فرو مى‏نمودند؛ مانند اسب به پاى آن‏ها نعل مى‏کوبیدند و سر دو درخت که خم کرده بودند مى‏بستند و آن‏گاه درختان را رها مى‏کردند تا به حالت فنرى و با فشار زیاد به وضع طبیعى خود برگردند و بدن متهم دریده شود؛ شمع آجین مى‏کردند و زنده زنده پوست مى‏کندند».

سرانجام مجازات‏هایى از قبیل کور کردن بریدن گوش و بینى،  سر بریدن،  شکم پاره کردن،  مثله کردن،  زنده در آب جوشان انداختن،  شمع آجین کردن،  زنده لاى دیوار دفن کردن و غیره از مجازات‏هاى زمان قاجاریه است .

این شمه‏اى است از اعمال خشونت در مجازات‏هاى اعدام در اعصار مختلف که بر ایران گذشته است.

اعمال خشونت در اجراى مجازات‏ها؛ به‏ویژه مجازات اعدام نه در ایران بلکه در دیگر کشورهاى جهان امرى عادى بود؛ زیرا راحت‏ترین وقطعی‏ترین وسیله براى اعمال حاکمیت تلقى مى‏شد.

 

 

۴ – ژاپن :

در کتاب «تاریخ تمدن» آمده‏است:

«تازیانه زدن کیفر تخلفات کوچک بود و مجازات مرگ به جرایم بسیار تعلق مى‏گرفت. امپراطور شومو  کیفر مرگ را ملغی ساخت و آیین دادرسى را بر شفقت نهاد اما پس از او بر شمار جنایات افزوده شد و امپراطور کونین نه تنها کیفر مرگ را مجددا برقرار ساخت بلکه دستور داد دزدان را در منظر عام چندان تازیانه بزنند که به هلاکت برسند. مجازات اعدام انواعى داشت: خفه کردن،  سر بریدن ، دار زدن ، چار شقه کردن ، سوزاندن و در روغن جوشانیدن.

اى یه یاسو به لغو دو مجازات کهن‏سال فرمان داد: یکى این بود که محکوم را به دو گاو می‏بستند و با راندن گاوها به دو سو بدن او را دو شقه مى‏کردند.

مجازات دیگر آن بود که محکوم را در منظر عام به تیر می‏بستند و از ره‏گذران مى‏خواستند که به نوبت بدن او را اره کنند»

 

۵ – اروپا

الف) رنسانس :

ویل دورانت در کتاب خود در بحث «قانون در عصر رنسانس» تحت عنوان «زندگى مردم سال ۱۵۱۷ تا ۱۵۶۴» چنین آورده است:

«سیاست‏مداران و قانون‏گذاران که از مبارزه باخوى بشرى به ستوه آمده بودند سهولت کار خود را در آن میدیدند که با وضع قوانین بى‏رحمانه تبه‏کاران را کیفر دهند و مردم را با تماشاى شکنجه و اعدام ایشان به عبرت وا دارند.

اعدام ممکن بود فقط به‏وسیله عمل نسبتا کم‏آزار قطع سر انجام بگیرد اما این مجازات معمولا امتیازى بود که به زنان و مردان نجیب زاده ارزانى مى‏شد و کیفر آدم‏هاى بى سر و پا چوبه دار بود. بدعت گذارى و شوهرکشى را با توده آتش پاسخ مى‏دادند. هنرى هشتم در سال ۱۵۳۱ قانونى گذراند که به موجب آن مى‏توانست براى تنبیه زندانیان ایشان را در آب بجوشاند ….

یکى از شهردارهاى سالزبورگ فرمانى صادر کرد به این مضمون: «کسى که جعل اسناد می‏کند باید بر توده آتش بسوزد یا در آب جوش بمیرد و کسى که سوگند دروغ مى‏خورد باید زبانش را از پشت گردنش بیرون آورد و نوکرى که با دختر یا همسر و یا خواهر اربابش زنا کند باید سرش را قطع کنند یا به دارش بیاویزند».

در ادامه ویل دورانت می‏نویسد:

در همان شهر چندین نفر را به گناه این‏که روز جمعه گوشت خورده و از توبه استنکاف کرده بودند سوزاندند و آن‏هایى که توبه کرده بودند فقط به دار آویخته شدند. معمولا جسد مردگان را براى عبرت زندگان بردار باقى می‏گذاردند تا آن‏که کرکسان گوشت آنان را مى‏دریدند و مى‏خوردند…».

ایشان در تأثیر این‏گونه مجازات‏هاى خشن در مردم می‏نویسد:

«مردم از این کیفرهاى وحشیانه ترسی نداشتند و چه بسا که از شرکت در تماشاى اعدام‏ها و شکنجه‏ها لذت مى‏بردند و گاهى نیز دست کمک به سوى جلادان دراز می‏کردند.

هنگامى که «مونته کوکولى» در زیر شکنجه اعتراف کرد که به فرانسوا پسر عزیز کرده فرانسواى اول سم داده یا قصد داشته سم بدهد دست و پاى او را به چهار اسب بستند و از چهار سو بدنش را شقه کردند. (لیون ۱۵۳۶) چنان‏که روایت شده است:

«مردم بقایاى جسدش را ریز ریز کردند دماغش را بریدند چشم‏هایش را از کاسه در آوردند فک‏هایش را خرد کردند و سرش را در گل‏ولاى کشیدند تا پیش از مرگش او را هزار بار کشته باشند».

 

ب) پس از رنسانس

پس از رنسانس (قرن هجدهم) نه تنها از شدت مجازات‏ها کاسته نشد بلکه در مواردى و در بعضى از کشورها وحشیانه‏تر از سابق ادامه یافت. ویل دورانت در بررسى تحلیلى کیفیت مجازات در انگلستان سال‏هاى ۱۷۱۴ تا ۱۷۵۶ بیان می‏دارد:

«کیفرهاى وحشیانه در ملأ عام مردم را درنده خو مى‏ساخت. به موجب قانونى که در سال ۱۷۹۰ لغو شد زنى را که به خیانت یا کشتن شوهرش محکوم مى‏شد زنده می‏سوزانیدند ولى عرف و عادت اجازه مى‏داد که قبل از سوزانده شدن خفه شود.

شکم مردانى را که به جرم خیانت محکوم می‏شدند هنگام اعدام که هنوز جان به تن داشتند مى‏دریدند و امعا و احشاى آنان را در برابر دیدگانشان مى‏سوزاندند. سپس آن‏ها را سر مى‏بریدند و تکه‏تکه مى‏کردند.

در همه محلات لندن چوبه‏هاى دار بر پا شده بود و بر بسیارى از آن‏ها لاشه‏هاى محکوم را می‏آویختند تا جان دهد. به محکومان براى آن‏که کم‏تر درد کشند گاهى عرق مى‏نوشانیدند و مأمور اعدام اگر خوش‏خو و مهربان بود پاهاى آنان را مى‏کشید تا زودتر بمیرند

این مجازات‏ها که با خشونت کامل صورت مى‏گرفت در انگلستان و دیگر کشورهاى اروپایى با همین شدت اعمال می‏شد.

«… بد نام کردن دیگران حتى اگر جز حقیقت هم چیز دیگرى گفته نمى‏شد مجرم را مستوجب مجازات مرگ و ضبط اموالش مى‏کرد. حمل تپانچه به‏طور پنهانى داراى مجازات مشابهى بود ولى در مواردى چند این قوانین به شدت اجرا می‏شدند. یک نفر به جرم این‏که وانمود مى‏کرد کشیش است به دار آویخته شد و یکى دیگر به جرم دزدیدن لباس کشیشى که آن را به مبلغ یک و یک چهارم فرانک فروخت به همان سرنوشت دچار شد.

شخص دیگرى که نامه‏اى به پاپ کلمنس یازدهم نوشته و او را متهم کرده بود که با ماریا سوبسکا روابطى دارد سر از تنش جدا شد حتى تا سال ۱۷۶۲ استخوان‏هاى زندانیان روى چرخ شکنجه خرد می‏شد یا محکومین به دم یک اسب برانگیخته بسته شده و روى زمین کشیده مى‏شدند».۱

 

بخش دوم : مجازات اعدام در ادیان مختلف آسمانى

هر یک از ادیان آسمانى براى بر قرارى عدالت و ایجاد رابطه مطلوب میان انسان با خدا و انسان‏ها با یک‏دیگر قوانینى را آورده‏اند،۱ لیکن در صورتى این قوانین قابل عمل خواهد بود که داراى ضمانت اجرایى مناسبى باشد و این ضمانت اجرایى گاهى اخروى و گاهى دنیوى است، لذا هر یک از ادیان آسمانى مجازات‏هایى را براى اطمینان از اجراى قوانین خود مطرح کرده‏اند که از جمله این مجازات‏ها اعدام است. البته این مجازات در بعضى از ادیان، مثل یهودیت، چشم‏گیر است و در بعضى دیگر، مثل مسیحیت، نادر یا غیر موجود می‏باشد.

براى این‏که کمیت و کیفیت این مجازات را در هر یک از ادیان معروف آسمانى بشناسیم، مناسب‏ترین راه، مراجعه به کتب آسمانى این ادیان است. قبل از هر چیز باید یادآور شد که عملکرد حکام و سلاطینى که به نام دین حکومت کرده و در دوران حکومت خود مجازات‏هایى را وضع نموده‏اند، نباید به حساب اصل دین گذارده شود و این مجازات‏ها جزء مجازات‏هاى آن دین تلقى گردند، بلکه آن‏چه ملاک است کتاب آسمانى آن دین است.

اینک به بررسى پاره‏اى از مجازات‏هاى اعدام در ادیان یهود، مسیحیت، زرتشت و اسلام پرداخته و نظریات محققان را در این باره مطرح می‏کنیم:

۱- دین یهود :

همان‏گونه که گذشت، بهترین منبع براى بررسى مجازات‏ها در ادیان، کتب مقدس آن‏ها مى‏باشد و مناسب است در ارتباط با مجازات اعدام در یهودیت به تورات مراجعه کنیم، اما پیش از مراجعه به تورات، نظرى به نوشته‏هاى ویل دورانت و قضاوت وى در ارتباط با مجازات‏هاى موجود در شریعت موسى خواهیم داشت. او می‏نویسد:….

ادامه و دانلود فایل کامل word مقاله با ۶۸ صفحه محتویات در فایل زیر:قیمت ۳۰۰۰ تومان

RIAL 30,000 – خرید

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده