معماری
گستاخی و لجبازی کودک

عوامل موثر در گستاخی و لجبازی کودک

گستاخ و لجباز بودن کودک به ویژگی‌های ذاتی و آرام یا سخت بودن شخصیت او، شیوه فرزندپروری والدین و البته عوامل محیطی بستگی دارد.

کودکان سخت و بدقلق ممکن است حاضرجواب و گستاخ باشند اما این کودکان در جامعه مشکلی ندارند و برعکس ممکن است در محیط‌های عمومی کمرو و خجالتی باشند.

این ویژگی بخشی از شخصیت ذاتی کودک است و والدین به واسطه تشویق و تنبیه به شکل تحریم باید رفتار او را کنترل کنند.

عامل دوم که شاید مهم‌تر است، شیوه‌های تربیتی والدین است. برحسب شیوه فرزندپروری انتخابی والدین، میزان مشکلات رفتاری در کودکان می‌تواند کم یا زیاد باشد.

اگر شیوه فرزندپروری والدین سهل‌گیرانه یا آسان‌گیر باشد، طبیعتا میزان مشکلات رفتاری در کودکان بیشتر خواهد شد. این والدین کنترل کمی روی رفتار کودکانشان دارند و بیشتر روی روابط عاطفی کار می‌کنند.

در این شرایط کودک با والدین خود همانند دوستانش رفتار می‌کند. در این شیوه فرزندپروری والدین جایگاه مناسبی ندارند و در جایگاه دوست و همسال برای کودک قرار می‌گیرند و طبیعی است که کودک حد و مرزش را به سادگی بشکند و گستاخی، نافرمانی، لجبازی و حرف‌نشنوی داشته باشد.شیوه دوم در والدینی دیده می‌شود که روش فرزندپروری بی‌تفاوت دارند.

آنها توجه، عاطفه و کنترل خاصی روی کودکان ندارند. در این شرایط باز هم میزان برخورد و اصطکاک زیاد است زیرا اگر والدین بخواهند مقتدرانه رفتار کنند، کودکان مقابل والدین می‌ایستند و لجبازی و نافرمانی می‌کنند.

در شیوه فرزندپروری مقتدرانه، کودک هم توجه و محبت کافی را دریافت می‌کند و رابطه عاطفی قوی بین فرزند و والدین هست، هم والدین کنترل به‌موقعی روی رفتار فرزندان دارند و می‌توانند نظم را در خانه پیاده کنند.
در این شیوه فرزندپروری حد و مرزها رعایت می‌شود و فرزندان وارد حریم والدین نمی‌شوند زیرا می‌دانند اگر رفتار نامناسبی در خانواده داشته باشند، مشکلات و عواقبی برایشان خواهد داشت. اما غیر از مسائل سرشتی و شیوه فرزندپروری، عوامل محیطی هم تاثیرگذار است.

در سال‌های نه‌چندان دور والدین تنها منبع اطلاعاتی فرزندان بودند. والدین برای کودک کسانی بودند که به همه چیز آگاه بودند و جواب تمام سوالات را داشتند. در این شرایط بچه‌ها حریم را رعایت می‌کردند و احترام سرجایش بود.

با گذشت زمان و با ورود تکنولوژی به جامعه و حریم خانواده، تقریبا جایگاه والدین و کودکان به هم ریخت. امروز والدین منبع تمام اطلاعات دیکته‌شده به فرزندان نیستند و کودک از سنین بسیار پایین به منابع اطلاعاتی دسترسی دارد و می‌تواند حتی صحت و سقم اطلاعاتی که والدین به او می‌دهند را از طریق رسانه‌های مجازی کشف کند.

پس والدین جایگاه طبیعی و سنتی خود را از دست داده‌اند و طبیعی است که حد و مرز و حریم‌ها هم تا حدودی متفاوت از قبل شود. والدین نباید انتظار داشته باشند کودکان دقیقا برخورد مشابهی با برخورد آنها با والدینشان داشته باشند. جایگاه والدین امروز به جایگاه فرزندان نزدیک‌تر شده و طبیعی است که حد و مرز‌ها، از بین برود.