معماری
تعزیه

داستان تعزیه

روزهایی كه تعزیه در كوچه ها، گذرگاه ها و میدان ها اجرا می شدند، هر چند كه دور نیستند، اما اكنون دیگر دست نایافتنی شده اند. خاطره شان از یاد كسانی كه این تعزیه ها را در آن مكان ها دیده اند هرگز پاك شدنی نیست. رهگذران، فارغ از نگاه و شغل و طبقه ، گاهی تا چند ساعت به تماشای شبیه خوانی ها و مرثیه سرایی های تعزیه گردانان و نقش خوانان می نشستند بدون آن كه دغدغه كاری دیگر در سر داشته باشند. ابتدا در آن جا میخكوب می شدند و اندکی بعد به اشتلم خوانی ها و رجزگویی ها می خندیدند و آهسته آهسته به بطن «حادثه» نزدیك می شدند.

و آنگاه گریه و اشك فرا می رسید. كودكان با شوق و اشتیاق به دامان پدران و مادران می نشستند و با بخشی از برجسته ترین تاریخ جهانشان آشنا می شدند. شاید بارها این تعزیه را دیده بودند، اما باز هم برایشان تازگی داشت. آن گاه ملال بی معنا بود. بزرگ ترها برای نیازشان، پولی را به فراخور داشته هایشان به دست فرزند می دادند تا هم پاكی كودك با پول عجین شود و هم كودكشان از تبرك دست نوازش تعزیه خوان بی نصیب نماند. اینك اما شاید در روستایی دور افتاده یا شهرستانكی، تعزیه ای برپا می شود كه هرچند لحظاتی دل ها را با خود همراه می سازد، اما صفای آن موقع كجا و صدای بلند طنین انداخته در باندهای غول پیكر كجا؟ حالا تعزیه را در سالن های تئاتر هم اجرا می كنند با همان نام تعزیه. میكروفن های گران قیمت در دستان بازی سازان، حالا جای شمشیر و سپر را گرفته است. صدای باندها آن قدر بلند و گوش خراش است كه شاید تا چندصدمتر آن طرف تر اگر علاقه مندی حضور داشته باشد كمتر رغبت می كند به آن سو بیاید. آوازها، بوی آوازهای دل نشین آن روزها را نمی دهند. نوایی كه می خوانند با كلام شان جور نیست. خارج خواندن بازیگران هم دیگر عادی شده است. گزارش زیر به ریشه یابی این معضل می پردازد. تعزیه، بخشی انكارناپذیر از هویت ملی و مذهبی ما است. حساسیت نشان دادن به آسیب هایی كه هویت فرهنگی ما وارد می شود وظیفه هر یك از شهروندان است. شاید لازم باشد كمی از تبلیغات اقتصادی و سیاست بازی ها خارج شویم و به هویت خودمان نگاه اندازیم. كودكان ما بدون هویت ایرانی، نمی توانند ایرانی باشند. گفتن این نكته ضروری است كه این گزارش حاوی نظرات بخشی از جامعه هنری و پژوهشگران عرصه هنر است. در این راه نظرات كارشناسان و دست اندركاران امر می تواند راه گشای نیاز امروز فرهنگی ما باشد.
تار و پود تعزیه از موسیقی و نمایش است
منصوره ثابت زاده، پژوهشگر پیشكسوت موسیقی معتقد است هنر تعزیه همچون جامه ای است كه تار آن را موسیقی و پودش را حركات نمایشی تشكیل می دهد. او درباره ماهیت هنر «تعزیه» می گوید: تعزیه از موسیقی و نمایش تشكیل شده است. ایجاد هارمونی و هماهنگی بین این دو برای تعزیه همواره لازم بوده است. به طوری كه تا به حال با هم، تعزیه را پیش آورده اند و هیچ تضادی با هم نداشته اند. ثابت زاده درباره این موضوع كه تعزیه را اپرای ایرانی نامیده اند این طور پاسخ می دهد: اپرا ماهیت غربی و تاریخ غربی دارد و با تعزیه كه هنری كاملاً ایرانی است تفاوت دارد. تعزیه یك هنر شرقی است و با اپرا در یك ساختار نمی گنجد. بنابراین من تعزیه را نوعی اپرا نمی دانم. به نظر من تعزیه تلفیقی است از نمایش و موسیقی. اگر این هنر دو پایه داشته باشد یك پایه آن موسیقی و پایه دیگر نمایش است كه می توان گفت ركن موسیقی تعزیه در ایران بسیار قوی است.
او در ادامه عنوان می كند ما باید این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم كه چرا موسیقی تعزیه برگرفته از موسیقی سنتی ایرانی است؟ در حالی كه در ایران موسیقی هایی كه درباره مرگ وجود دارد با تعزیه تفاوت ماهوی دارد؛ هر چند كه تعزیه و سوگواری ها وجه مشتركی به عنوان مرگ و عزاداری دارند. بنابراین ما باید به تأثیر موسیقی سنتی بر تعزیه بپردازیم.

بشارتی درباره آسیب هایی كه به هنر تعزیه وارد شده، بر این باور است: وقتی به دنبال این هستیم كه تعزیه را به عنوان یك هنر نمایشی معرفی كنیم، بنابراین شروع می كنیم به نوشتن متن نمایشی برای آن. بعد متون آن چاپ می شود و در اختیار نمایشی ها قرار می گیرد. هرچند این كار از لحاظ پژوهشی كار مثبتی است اما به لحاظ اجرایی یك ضعف محسوب می شود، چرا كه دیگران را در اجرا محدود به یك متن می كنند.

این پژوهشگر كه آثار متعدد صوتی و كتاب در زمینه موسیقی بومی دارد سعی می كند تعزیه را به ساده ترین شكل ممكن تعریف كند: تعزیه هنری است كه مردم كوچه و بازار و تمام اقوام ایرانی به آن می پردازند. این موضوعی است كه درباره تعزیه اهمیت دارد. نمایش و موسیقی در تعزیه آن چنان در هم تنیده شده اند كه می توان آن را به عنوان یك لباس سوگواری دانست. تعزیه كسوتی است كه تار آن را موسیقی و پودش را نمایش تشكیل می دهد. این هنر قرن ها در بین مردم حضور داشته و بعد از این هم حضور خواهد داشت. ثابت زاده با اشاره به این كه اگر موسیقی و نمایش در تعزیه با قدرت اجرا شود آن گاه تاثیرگذار خواهد بود، این طور ادامه می دهد: حضور موسیقی و نمایش در تعزیه لازم است با این تفاوت كه موسیقی تعزیه بدون نمایش می تواند اجرا شود و بر ما تأثیر خواهد گذاشت، اما اگر موسیقی از تعزیه گرفته شود و در آن فقط دیالوگ ادا شود، روح تعزیه از آن گرفته می شود. در حقیقت موسیقی و نمایش روح و جسم تعزیه هستند.
آیین را نباید تماشاخانه ای كرد
اما وقتی سخن از آیین و هنرهای منطقه ای به میان می آید، بعید است كه خبرنگاری به سراغ هوشنگ جاوید نرود. این مؤلف و محقق در زمینه موسیقی نواحی در این باره می گوید: در تعزیه نمی توان بین موسیقی و نمایش تفكیك ایجاد كرد. آیین، هم موسیقی دارد و هم نمایش و از ادبیات خاص خود برخوردار است. تعزیه زمانی كه به عنوان یك هنر آیینی ثبت شد همه بخش های آن به عنوان بخشی از فرهنگ و هنر این كشور مورد توجه قرار گرفت. او تعزیه را یك هنر باورمدار ایرانی ٌ اسلامی می داند و می گوید: ایرانی ها برای یافتن بهترین راه تبلیغ مذهب شیعه اندیشه كردند و همه هنرها اعم از ادبیات، شعر، موسیقی، نمایش و طراحی صحنه را به كار گرفتند و در زمان مناسب، آن را به عنوان هنر تعزیه بروز دادند.
هویت تعزیه تغییر كرده است
سعید افزون تر، یكی دیگر از پژوهشگران عرصه موسیقی است كه شاید كمتر شناخته شده باشد اما آثارش نشان از قوت كارش می دهند. او می گوید: نام دیگر تعزیه، «شبیه» است یعنی نشان دادن و به نمایش درآوردن وقایع و اتفاقاتی كه رخ داده است. اما گفت وگوها و كلام های آن توسط الحان موسیقی و به صورت موسیقایی ادا می شود. افزون تر اضافه می كند: دو رشته هنری هستند كه در رابطه با تعزیه خود را مدعی می دانند؛ یكی تئاتر است و دیگری موسیقی. اما امروز شاخه ای كه متولی تعزیه شده است تئاتر است. تعزیه در دانشكده های تئاتر تدریس می شود و در جشنواره های نمایشی اجرا می شود. اما موسیقی از تعزیه غافل بوده است. در جایی كه موسیقی تدریس می شود ندیده ایم كه حرفی از تعزیه به میان آید. بنابراین اگر از نظر اداری و آموزشی به این موضوع نگاه كنیم می بینیم كه تعزیه به تئاتر و نمایش نزدیك تر است. او معتقد است: قرار گرفتن هنر تعزیه زیرنظر سیستم نمایشی، هویت آن را دچار تغییر و تحول كرده است. تعزیه در گذشته از بعد نمایشی اش بسیار ساده برگزار می شد. اما تعزیه خوان ها امروز معتقدند برای آن كه مردم بیشتر به تعزیه توجه كنند باید بار نمایشی آن را قوی تر كنیم. در نتیجه بعد موسیقایی آن كمرنگ تر می شود.
آسیب های تعزیه
محمدجواد بشارتی پژوهشگری است كه برنامه های خوب حوزه موسیقی در رادیو، حاصل زحمات و دلسوزی های اوست. این محقق و نویسنده عرصه موسیقی درباره هنر تعزیه چنین می گوید: در گذشته، تعزیه خوان كسی بود كه موسیقی را خوب می دانست و همه خوانندگان ما تعزیه خوان بودند. اساتید موسیقی اواخر قاجار كه نمونه های صوتی آثارشان در دسترس است مناجات خوان، اذان گو و تعزیه خوان بودند و در كنار این ها، استاد موسیقی هم بودند. اقبال آذر در تكیه دولت تعزیه اجرا می كرد و بعد از آن با درویش خان برنامه اجرا می كرد. او ادامه می دهد: اما امروز، بهترین تعزیه خوان های ما الزاماً شناخت بالای موسیقیایی ندارند و بیشتر، الحانی كه باید در تعزیه اجرا كنند را می شناسند، مسلط به چم و خم آواز نیستند و به صورت سنتی از گذشتگان خود آموخته اند.
بشارتی درباره انواع تعزیه خوان ها می گوید: ما در حال حاضر سه گروه تعزیه خوان داریم كه نخست، تعزیه خوانانی هستند كه بر موسیقی نیز اشراف دارند. این دسته ضمن این كه شغلشان تعزیه خوانی است، موسیقیدان هم هستند. تعداد این گروه بسیار كم و انگشت شمار است و در حال منسوخ شدن هستند. دسته دوم به معنای شغلی، غیرحرفه ای هستند اما به تعزیه خوانی تسلط دارند و شغل اصلی شان چیز دیگری است. این ها به خاطر اعتقادات مذهبی شان تعزیه اجرا می كنند. هرچند كه به موسیقی تسلط ندارند اما به خاطر اعتقاداتشان، اجرای قوی دارند. دسته سومِ تعزیه خوانان كسانی هستند كه شغلشان تعزیه خوانی است و از این راه امرار معاش می كنند. این دسته در طول سال به صورت دوره گردی، تعزیه اجرا می كنند.
بشارتی درباره آسیب هایی كه به هنر تعزیه وارد شده، بر این باور است: وقتی به دنبال این هستیم كه تعزیه را به عنوان یك هنر نمایشی معرفی كنیم، بنابراین شروع می كنیم به نوشتن متن نمایشی برای آن. بعد متون آن چاپ می شود و در اختیار نمایشی ها قرار می گیرد. هرچند این كار از لحاظ پژوهشی كار مثبتی است اما به لحاظ اجرایی یك ضعف محسوب می شود، چرا كه دیگران را در اجرا محدود به یك متن می كنند. شبیه ها تبدیل به نقش و جنبه های سنتی كمرنگ می شوند، بنابراین تعزیه شكل تئاتری به خود می گیرد.
او سخنانش را این گونه ادامه می دهد: در این شرایط، تعزیه صاحب كارگردان می شود كه او نیز نگاه تئاتری به تعزیه دارد. تمرین ها نیز تمرین های تئاتری می شود و به تدریج ابزار صحنه تغییر می كند. تا این كه می بینیم حاصل كار یك نمایش با متن مذهبی است و دیگر تعزیه نیست. از طرفی بار موسیقایی آن نیز كه از نقاط قوت این هنر است كم كم از بین می رود. متأسفانه اكنون، بسیاری از گروه های تعزیه این راه را پیش گرفته اند و به سالن های تئاتر روی آورده اند. ممكن است یك كارگردان تئاتر از یك نسخه تعزیه، متنی را اقتباس كند و یك نمایش روی صحنه ببرد كه اشكالی ندارد، اما زمانی است كه این نمایش به نام تعزیه اجرا می شود، این جاست كه تعزیه آسیب می بیند.

پاسخ دهید