لوسمی و علائم و نشانه،راه درمان (سرطان خون)

لوسمي چيست؟
لوسمي نوعي سرطان است. تمام سرطان ها از سلول شروع مي شوند. سلول ها، خون و ساير بافت هاي بدن را مي سازند. در حالت طبيعي سلول ها رشد كرده و به سلول هاي جديد مورد نياز بدن تقسيم مي شوند. هم چنين، سلول هاي پير ميميرند و سلول هاي جديد جايگزين آنها مي شوند.
گاهي اوقات اين فرايند از حالت منظم و طبيعي خارج  مي شود، بطوري كه سلول هاي جديد زماني كه بدن به آنها نياز ندارد توليد مي شوند و سلول هاي پير زماني كه بايد از بين بروند، از بين نمي روند. لوسمي سرطاني است كه از سلول هاي خوني شروع مي شود.
سلول هاي طبيعي خون

سلول هاي خوني در مغز استخوان تشكيل مي شوند. مغزاستخوان، ماده اي نرم در مركز اغلب استخوان هاي بدن مي باشد.
سلول هاي خوني نابالغ، سلول بنيادي و بلاست ناميده مي شوند. اغلب سلول هاي خوني در مغز استخوان بالغ شده و سپس وارد رگ هاي خوني مي شوند. خوني كه در رگ ها و قلب جريان دارد خون محيطي ناميده مي شود.

سلول هاي خوني بالغ شده از سلول هاي بنيادي
مغز استخوان انواع مختلفي از سلول هاي خوني را توليد مي كند كه هر كدام از آنها عملكرد مخصوصي دارند.

گلبول هاي سفيد در برابر عوامل بيماريزا، از بدن دفاع مي كنند.

گلبول هاي قرمز اكسيژن را به بافت هاي بدن حمل مي كنند.

پلاكت ها به لخته شدن خون و كنترل خونريزي كمك مي كنند.
سلول هاي لوسمي

در بيماران مبتلا به لوسمي، مغز استخوان گلبول هاي سفيد غير طبيعي توليد ميكند. در ابتدا سلول هاي لوسمي  تقريبا عملكرد طبيعي دارند. بعد از مدتي  به علت تجمع سلولهای لوسمی به جای گلبول هاي سفيد، قرمز و پلاكت ها عملكرد سلولها با مشكل مواجه مي گردد.

انواع لوسمي

انواع لوسمي بر اساس سرعت پيشرفت بيماري و بدتر شدن وضعيت بيماري، گروه بندي مي شود. لوسمي به دوصورت مزمن (بيماري به آرامي پيشرفت مي كند ) يا حاد (بيماري سريع پيشرفت كرده و بدتر مي شود) مي باشد.
لوسمي مزمن : در اوايل بيماري سلول هاي غير طبيعي خون هنوز وظيفه خود را انجام مي دهند وبيماران مبتلا به لوسمي ممكن است نشانه اي نداشته باشند. لوسمي مزمن به آرامي پيشرفت مي كند. با افزايش تعداد سلول هاي لوسمي، نشانه هاي بيماري ظاهر مي شود.
 لوسمي حاد : سلول هاي خون خيلي غير طبيعي هستند . آنها نمي توانند وظايف خود را انجام دهند . تعداد سلول هاي غير طبيعي به طورسريع افزايش مي يابد. لوسمي حاد بسرعت بدتر مي شود.
هم چنين، انواع لوسمي براساس نوع گلبول هاي سفيد درگير، گروه بندي مي شود. منشا لوسمي مي تواند سلول لنفوئيدي و يا ميلوئيدي باشد. لوسمي كه سلول هاي لنفوئيدي را تحت تاثير قرار مي دهد لوسمي لنفوئيدي و لوسمي كه سلول هاي ميلوئيدي را تحت تاثير قرار مي دهد، لوسمي ميلوئيدي ناميده مي شود.

چهار نوع رايج لوسمي وجود دارد :
لوسمي لنفوئيدي مزمن ( CLL ): سالانه حدود 7000 مورد جديد ابتلا به    CLLرخ مي دهد. بيماري، اغلب اوقات در سنين بالاي 55 سال تشخيص داده مي شود. تقريبا هرگز در بچه ها ديده نمي شود.
•    لوسمي ميلوئيدي مزمن (CML ): سالانه حدود 4400 مورد جديدCML ديده مي شود. عمدتا بزرگسالان را درگير مي كند .
•    لوسمي لنفوبلاستيك حاد (ALL ): سالانه حدود 3800 مورد جديدALL رخ مي دهد. اين نوع لوسمي رايج ترين نوع لوسمي در كودكان جوان است. هم چنين دربزرگسالان نيز ديده مي شود.
•    لوسمي ميلوئيدي حاد  (AML ): سالانه 10600 مورد جديد AML رخ مي دهد.  در كودكان و همچنين در بزرگسالان ديده مي شود.
•    لوسمي سلول مويي شكل”Hairy cell leukemia”: نوع نادري از لوسمي مزمن است.
چه كساني در معرض خطر قرار دارند؟ (ريسك فاكتورها يا عوامل خطر )

علت دقيق بروز لوسمي شناخته نشده است. پزشكان به ندرت مي توانند علت اين كه چرا يك فرد به لوسمي  مبتلا مي شود ولي فرد  ديگر مبتلا نمي شود  را تشريح كنند. تحقيقات نشان داده است احتمال بروز بيماري درافراد با عوامل خطر مشخص، بيشتر از ساير افراد است.  عامل خطر يا ريسك فاكتور به چيزي اطلاق مي شود كه شانس ابتلا به بيماري را در يك فرد افزايش مي دهد.
عوامل خطر براي لوسمي شامل موارد زير است:
o    مقادير بالاي اشعه – در افرادي كه در معرض ميزان بالاي اشعه قرارگرفته اند، احتمال ابتلا به لوسمي زياد است. ميزان تششع زياد اشعه توسط انفجارات بمب اتمي (مانند بمب هاي مورد استفاده در جنگ جهاني دوم در ژاپن) و حوادث گياهي انرژي هسته اي (همانند  حادثه چرنوبيل در سال 1986 ) توليد مي شود.
اشعه مورد استفاده در درمان هاي پزشكي، مي توانند منبع ديگري براي توليد مقادير بالاي اشعه باشند. ولي در موارد تشخيصي  در صورت استفاده از اشعه، افراد در معرض مقادير خيلي كم اشعه قرار مي گيرند  و مرتبط با بروز لوسمي نمي باشد.
o    كار با مواد شيميايي خاص-  قرار گرفتن در معرض ميزان زياد بنزن در محيط كار، موجب  بروز لوسمي مي شود. بنزن به صورت وسيع در صنايع شيميايي بكار مي رود. همچنين، فرمالدئيد در صنايع شيميايي بكار مي رود. در كارگراني كه با فرمالدئيد كار مي كنند خطر بروز لوسمي خيلي زياد است.
o    شيمي درماني – در بيماران سرطاني  دريافت كننده داروهاي ضد سرطان، احتمال ابتلا به لوسمي وجود دارد . براي مثال در صورت استفاده از داروهاي آلكيله كننده، احتمال ابتلا به لوسمي در سال هاي بعدي زندگي وجود دارد.
o    سندرم داون و ساير بيماري هاي ژنتيك خاص-  در برخي از بيماري ها، كروموزوم هاي غير طبيعي ايجاد  شده و خطربروز لوسمي افزايش مي يابد.
o    ويروس لوسمي سلول هاي T انساني تيپ 1 (HTLV-1 )- اين ويروس، نوع نادر لوسمي لنفوسيتي مزمن به نام لوسمي سلول T انساني را موجب مي شود. لوسمي مسري نمي باشد.
o    سندرم ميلوديسپلاستيك- در افراد مبتلا به اين اختلال خوني خطر ابتلا به لوسمي ميلوئيدي حاد، افزايش مي يابد.
در گذشته تعدادي از مطالعات، قرار گرفتن در معرض ميدان هاي الكترومغناطيسي را يكي ديگر از عوامل خطر احتمالي بروز لوسمي مطرح نموده اند. ميدان هاي الكترو مغناطيسي نوعي اشعه كم انرژي هستند كه از خطوط برق و وسايل الكترونيكي نشآت مي گيرند. امروزه، مطالعات اخير نشان داده اند شواهد ضعيفي دال بر خطرزا بودن ميدان هاي الكترو مغناطيسي وجود دارد.
افرادي كه عوامل خطر را دارند هميشه به لوسمي مبتلا نمي شوند. از طرف ديگر تعدادي از بيماران مبتلا، ممكن است هيچكدام از عوامل خطر را نداشته باشند. افرادي كه فكر مي كنند در معرض خطر لوسمي هستند بايد نگراني خود را با پزشك در ميان بگذارند. پزشك، روش هاي كاهش عوامل خطر را به آنها توضيح داده و نيز برنامه مناسبي را براي كنترل هاي منظم فرد درنظر خواهد گرفت.
علايم و نشانه های لوسمی

مانند تمام سلول هاي خوني، سلول هاي لوسمي در تمام بدن حركت مي كنند . بسته به تعداد سلول هاي غير طبيعي و محل تجمع اين سلول ها، بيماران مبتلا به لوسمي ممكن است تعدادي از نشانه ها را داشته باشند.
نشانه هاي شايع لوسمي عبارتند از :
•    تب يا تعريق شبانه
•    عفونت هاي مكرر
•    احساس ضعف و خستگي
•    سردرد
•    خونريزي و كبود شدگي به آساني( خونريزي از لثه،  لكه هاي بنفش پوستي و خونريزي هاي كوچك زير پوستي)
•    درد استخوان ها يا مفاصل
•    تورم يا احساس ناراحتي در شكم (ناشي از بزرگ شدن طحال )
•    تورم عقده هاي لنفاوي بويژه گردن يا زير بغل
•    كاهش وزن
اين نشانه ها، علائم قطعي بروز لوسمي نيستند . عفونت يا مشكلات ديگر نيز ممكن است اين نشانه ها را ايجاد كنند. فردي كه اين نشانه ها را دارد بايد هر چه زودتر به پزشك مراجعه كند. تنها پزشك مي تواند بيماري را تشخيص داده  و درمان كند.
در مراحل اوليه لوسمي مزمن، سلول هاي لوسمي عملكرد تقريبا طبيعي دارند. ممكن است علائم براي مدت طولاني ظاهر نشود. پزشكان اغلب لوسمي مزمن را در طي برنامه هاي كنترل منظم دوره ای و قبل از بروز نشانه ها، كشف مي كنند. وقتي كه علائم بيماري ظاهر مي شوند، در ابتدا خفيف بوده و سپس بتدريج بدتر مي شوند.
در لوسمي حاد، علائم ظاهر شده و سريعا بدتر مي شوند. بيماران مبتلا به اين بيماري، چون احساس بيماري مي كنند به پزشك مراجعه مي كنند. ساير نشانه هاي لوسمي حاد عبارتند از : تهوع و استفراغ،  گيجي، از دست دادن كنترل عضلاني و تشنج .
همچنين سلول هاي لوسمي مي توانند در بيضه ها تجمع كرده و باعث تورم شوند. ممكن است بعضي از بيماران دچار زخم هاي چشمي و يا پوستي ميشوند. لوسمي همچنين روي مجاري گوارشي، كليه ها، ريه ها و يا ساير قسمت هاي بدن تاثير مي كند.

تشخيص لوسمی

چنانچه فردي علائم فوق را داشته باشد بايستي به پزشك مراجعه كند .ممكن است پزشك بيمار را معاينه بدني نموده و سؤالاتي در مورد سابقه شخصي و يا خانوادگي بيماري داشته باشد. همچنين پزشك ممكن است تست هاي آزمايشگاهي مخصوصا آزمايشات خوني را درخواست نمايد.

آزمايشات و تست ها عبارتند از:
•    معاينه بدني : پزشك بيمار را از نظر تورم عقده هاي لنفاوي، طحال و كبد معاينه مي كند.
•    آزمايشات خون : آزمايشگاه ميزان سلول هاي خوني را كنترل مي كند . لوسمي موجب افزايش تعداد گلبول هاي سفيد خون مي شود. همچنين موجب مي شود مقادير پلاكت و هموگلوبين كاهش يابد. آزمايشگاه همچنين خون را از نظر نشانه هاي تاثير لوسمي روي كبد و كليه كنترل مي كند.
•    نمونه برداري(بيوپسي) : پزشك مقداري مغز استخوان از استخوان لگن يا ساير استخوان هاي بزرگ، تهيه مي كند. آسيب شناس نمونه را زير ميكروسكوپ بررسي مي كند. خارج كردن قسمتي از بافت براي يافتن سلول هاي سرطاني” بيوپسي” ناميده مي شود.
پزشك به دو روش مي تواند به مغز استخوان دست يابد. در اغلب بيماران هر دو روش بكار مي رود:
•    آسپيراسيون(مكش) مغز استخوان : پزشك با استفاده از سرسوزن مخصوص، نمونه اي از مغز استخوان را تهيه مي كند.
•    بيوپسي مغز استخوان : پزشك با استفاده از سرسوزن مخصوص، تكه كوچكي ازاستخوان و مغز استخوان را خارج مي كند. بيحسي موضعي به بيمار كمك مي كند تا در حين نمونه برداري احساس ناراحتي نداشته باشد.

•    مطالعات سيتوژنتيك : آزمايشگاه كروموزوم هاي سلول هاي نمونه خون محيطي، مغز استخوان و يا عقده هاي لنفاوي را بررسي مي كند.
•    كشيدن مايع مغزي نخاعي : پزشك مقداري از مايع مغزي نخاعي(مايعي كه فضاي اطرف مغز و طناب نخاعي را پر مي كند) را با استفاده از سرسوزن باريك و دراز خارج مي كند. اين روش حدود 30 دقيقه طول مي كشد و تحت بيحسي موضعي انجام مي شود. بيمار چند ساعت پس از انجام اين عمل، براي جلوگيري از بروز سردرد در وضعيت طاقباز قرار مي گيرد. آزمايشگاه مايع مغزي نخاعي را از نظر وجود سلول هاي سرطاني و يا ساير علائم بيماري، بررسي مي كند.
•     در شكل زير نحوه كشيدن مايع مغزي نخاعي نشان داده شده است.

•     عكسبرداري از قفسه سينه : عكسبرداري از قفسه سينه مي تواند نشانه هاي وجود بيماري در قفسه سينه را آشكار كند.

ممكن است شخصي كه نياز به آسپيراسيون يا نمونه برداري از مغز استخوان دارد سؤالات زير را از پزشك داشته باشد:
– آيا نمونه مغز استخوان را از لگن تهيه خواهيد كرد  يا از ساير استخوان ها ؟
– چه مدت طول خواهد كشيد ؟ آياهوشيار خواهم بود ؟ آيا دچار آسيب خواهم شد؟
– چه موقع نتايج آماده مي شود و چه كسي آن را براي من توضيح خواهد داد ؟
– در صورتيكه من مبتلا به لوسمي باشم چه كسي در مورد درمان با من صحبت خواهد كرد ؟ چه موقع ؟

درمان لوسمی

بسياري از بيماران مبتلا به لوسمي، خواستار مشاركت فعال در تصميماتي هستند كه براي درمان آنها اتخاذ مي شود. بيماران مي خواهند در مورد بيماري و روش هاي درماني خود مطلع باشند. به هرحال شوك و اضطراب ناشي از تشخيص سرطان در افراد، ممكن است فكركردن در مورد سؤالاتي را كه از پزشك خود بايد داشته باشند، مشكل كند. غالباً اين افراد ليستي از سؤالات خود را قبل از ملاقات با پزشك تهيه مي كنند و براي اينكه تمام چيزهايي را كه پزشك به آنها توضيح مي دهد را به خاطر بسپارند، ممكن است يادداشت برداري كرده يا از ضبط صوت استفاده كنند. برخي بيماران نيز در زمان هاي ملاقات با پزشك خود، فردي از افراد فاميل يا دوستان را همراه دارند تا در بحث آنها شركت نموده ، يادداشت بردارد و يا فقط به سخنان آنها گوش فرا دهد.
پزشك ممكن است بيماران را به پزشكان متخصص در امر درمان لوسمي ارجاع دهد و يا اين كه بيماران براي ارجاع به سايرمتخصصين، از پزشكان سوال نمايند. متخصصيني كه لوسمي را درمان مي كنند شامل هماتولوژيست ها و انكولوژيست هاي باليني وانكولوژيست هاي راديوتراپيست مي باشند. متخصصين هماتولوژي و انكولوژي كودكان، لوسمي كودكي را درمان مي كنند.
بيماران بايستي در مراكز درماني داراي پزشكان مجرب در درمان لوسمي، تحت درمان قرار گيرند.

اخذ نگرشي نو

پيش ازشروع درمان، بيمار ممكن است نظرية تشخيصي ديگر يا برنامه ريزي درماني ديگري را جستجو كند.
شايد جمع نمودن اسناد پزشكي و برنامه ريزي جهت پيدا كردن نظرية پزشك ديگر، وقت زيادي نخواهد. در بيشتر موارد، تاخير در گرفتن چنين نظريه اي در روند درمان خللي وارد نمي كند. راه هاي مختلفي جهت يافتن نظر پزشك در خصوص دانستن نگرشي نو وجود دارد. پزشك ممكن است بيمار را به متخصّص يا متخصّصين ديگري ارجاع دهد. گاهي نيز در مر كز درماني سرطان، چندين متخصّص به عنوان تيم با يكديگر كارمي كنند.
آمادگي براي درمان

پزشك برنامه درماني و نتايج مورد انتظار را براي بيمار بيان مي كند. پزشك متناسب با نيازهاي هر بيمار،  برنامه درماني را طرح ريزي مي كند.
درمان لوسمي به نوع لوسمي، سن بيمار، وجود سلول هاي سرطاني در مايع مغزي نخاعي و سابقه درمان لوسمي، بستگي دارد. همچنين درمان به شكل سلول هاي سرطاني، بستگي دارد. همچنين، پزشك سلامتي عمومي و علائم بيماري را درنظر مي گيرد.

سؤالاتي كه ممكن است شخص قبل از شروع درمان بخواهد از پزشك داشته باشد:
– نوع لوسمي من چيست؟
– درمان انتخابي من چيست؟ چه چيزي را براي من توصيه مي كنيد؟و چرا؟
– فوايد مورد انتظار هركدام از انواع درمان ها چيست؟
– عوارض جانبي و خطرات هر كدام از درمان ها چيست؟ عوارض جانبي چگونه كنترل مي شوند؟
–  آيا درد خواهم داشت، چگونه مي توانيد به من كمك كنيد؟
– هزينه درمان چقدر است؟
– درمان چه اثري بر فعاليت هاي عادي زندگي من دارد؟
– آيا مشاركت در كارآزمايي باليني ( مطالعه تحقيقاتي ) براي من مناسب  است ؟
روش هاي درماني

بهترين فرد براي توصيف انتخاب هاي درماني و نتايج مورد انتظار، پزشك است. بسته به نوع و شدت بيماري، از شيمي درماني، درمان بيولوژيك، اشعه درماني      ( راديوتراپي) و پيوند مغز استخوان استفاده مي شود. در صورت بزرگ شدن طحال، ممكن است پزشك با جراحي آن را خارج كند. برخي از بيماران، تركيبي از انواع درمان ها را دريافت مي كنند.
بيماران مبتلا به لوسمي حاد، نياز به درمان فوري دارند.هدف از درمان، بهبودي كامل است.  سپس بعد از ناپديد شدن علائم، براي پيشگيري از عود، درمان هاي بيشتري داده مي شود. به اين نوع درمان” درمان نگهدارنده” اطلاق مي شود. برخي از بيماران مبتلا لوسمي بهبودي كامل پيدا مي كنند.
در بيماران مبتلا به لوسمي مزمن كه فاقد علائم بيماري مي باشند، ممكن است درمان فوري لازم نباشد. پزشكان و پرستاران، سلامتي بيمار را كنترل مي كنند و در صورت بروزنشانه ها و يا شديد شدن علائم، درمان شروع مي گردد. در صورت نياز به درمان لوسمي مزمن، اغلب كنترل بيماري و نشانه هاي آن صورت مي گيرد. لوسمي مزمن، بندرت بهبودي كامل پيدا مي كند و بيماران ،درمان نگهدارنده براي نگهداري سرطان در مرحله پس رفت (رميسيون) دريافت مي كنند.
بيماران ممكن است بخواهند در باره مشاركت در كارآزمايي باليني ( مطالعه تحقيقاتي  در مورد روش هاي جديد درماني) با پزشك صحبت كنند.
شيمي درماني
علائم لوسمی
بيشتر بيماران مبتلا به لوسمي، شيمي درماني دريافت مي كنند. شيمي درماني استفاده از داروهاي ضد سرطان براي از بين بردن سلول هاي سرطاني است. بسته به نوع لوسمي، بيماران ممكن است يك يا تركيبي از چند دارو دريافت كنند.
بيماران مبتلا به لوسمي، شيمي درماني را از روش هاي مختلفي دريافت مي كنند:
•    از راه دهان
•    تزريق مستقيم وريدي( داخل وريدي، (IV
•    از طريق كاتتر (لوله باريك و قابل انعطاف ): كاتتر در داخل وريد واغلب در قسمت فوقاني قفسه سينه قرار داد ه مي شود. كاتتر براي بيماراني كه نياز به درمان هاي متعدد داخل وريدي دارند، مفيد است.  فرد متبحر، دارو را به داخل كاتتر تزريق مي كند كه از تزريق مستقيم وريدي بهتر است. اين روش باعث مي شود تا از تزريقات مكرر كه موجب ناراحتي بيمار و آسيب وريد و پوست مي شود، اجتناب گردد.
•    تزريق مستقيم به داخل مايع مغزي نخاعي: چنانچه آسيب شناس سلول هاي سرطاني را در مايع اطراف مغز و كانال نخاعي پيدا كند، ممكن است پزشك شيمي درماني داخل كانال نخاعي” اينتراتكال” را تجويز نمايد كه در اين صورت دارو مستقيما داخل مايع مغزي نخاعي تزريق مي گردد زيرا دارو، با تجويز وريدي يا خوراكي وارد سلول هاي مغز و نخاع نمي گردد.( شبكه عروق خوني، خون وارد شده به مغز و طناب نخاعي را فيلتر مي كند. اين سد خوني مغز، رسيدن داروها به مغز را متوقف مي كند).
بيماران ممكن است دارو را به دو روش زير دريافت كنند :
•    تزريق داخل نخاعي: پزشك دارو را به قسمت تحتاني كانال نخاعي تزريق مي كند.
•    مخزن امايا”Ommaya”: كودكان و اغلب بزرگسالان، شيمي درماني داخل كانال نخاعي را از طريق كاتتر خاصي به نام مخزن امايا دريافت مي كنند. پزشك كاتتررا زير جمجمه قرار داده و داروهاي ضد سرطان داخل كاتتر تزريق مي گردد. اين روش از ايجاد ناراحتي ناشي از تزريقات داخل ستون فقرات، پيشگيري مي كند.
بيماران در طي مراحلي، شيمي درماني را دريافت مي كنند: دوره درمان، دوره بهبودي و سپس دوره درماني ديگر. در اغلب موارد، بيماران شيمي درماني را در بخش سرپايي بيمارستان، مطب پزشكان و يا منزل دريافت مي كنند. در مواردي، بسته به نوع داروي دريافتي و وضعيت سلامت عمومي بيماران، ممكن است بستري بيمارستاني نياز باشد.
درمان بيولوژيك

درمان بيولوژيك در درمان بيماران مبتلا به انواع لوسمي بكار مي رود. اين روش درماني قدرت دفاعي بدن را در برابر سرطان افزايش مي دهد. درمان به صورت وريدي تجويز مي شود.
براي تعدادي از بيماران مبتلا به لوسمي لنفوئيدي مزمن، از نوعي درمان بيولوژيك به نام آنتي بادي مونوكلونال استفاده مي شود. اين مواد با سلول هاي سرطاني تركيب شده و سيستم ايمني بدن را قادر مي سازند تا سلول هاي سرطاني را در خون و مغز استخوان، از بين ببرد.
براي اغلب بيماران مبتلا به لوسمي ميلوئيدي مزمن، از نوعي درمان بيولوژيك به نام اينترفرون استفاده مي شود. اين مواد رشد سلول هاي سرطاني را كند مي كنند.

ممكن است بيماران درباره شيمي درماني و درمان بيولوژيك سؤالات زير را داشته باشند:
– چرا به اين درمان نياز دارم؟
– چه دارو يا داروهايي را دريافت خواهم كرد؟
– آيا قبل از شروع درمان بايد به دندانپزشك مراجعه كنم؟
– چگونه درمان عمل مي كند؟
– آيا بايستي براي دريافت درمان، در بيمارستان بستري شوم؟
– چگونه مي توانم از تاثير داروها مطلع گردم؟
– درمان چه مدت طول مي كشد؟
– آيا عوارض جانبي در طول درمان بروز مي كند؟ چه مدت طول مي كشد؟ در مورد آنها چه مي توانم بكنم؟
– آيا توسط اين داروها عوارض جانبي تاخيري بروز مي كند؟
– چه مدت به كنترل نياز دارم؟
راديوتراپي ( درمان با اشعه )

در راديوتراپي اشعه هاي پرانرژي جهت از بين بردن سلول هاي سرطاني بكار مي روند. در اغلب بيماران، دستگاهي بزرگ اشعه هايي را به مغز، طحال يا قسمت هايي از بدن كه سلول هاي لوسميك در آنجا تجمع يافته اند، هدايت مي كند. در برخي از بيماران كل بدن زير اشعه قرار داده مي شود.( معمولا قبل از پيوند مغز استخوان داده مي شود ).
بيماران راديوتراپي را در كلينيك يا بيمارستان دريافت مي كنند.
ممكن است بيماران سؤالات زير را قبل از پر تو درماني داشته باشند:
– چرا  به اين درمان نياز دارم؟
– چه موقع درمان شروع خواهد شد؟ چه مدت طول مي كشد؟ چه موقع به پايان خواهد رسيد؟
– چه احساسي در طول درمان خواهم داشت؟
– آيا عوارض جانبي در طول درمان بروز مي كند؟ چه مدت طول مي كشد؟ در   مورد آنها چه مي توانم بكنم؟
– آيا عوارض جانبي تاخيري با اين درمان بروز مي كند؟
– در طول درمان چگونه مي توانم از خود مراقبت كنم؟
– چگونه مي توانم  از تاثير راديوتراپي با اطلاع گردم؟
– آيا مي توانم به فعاليت هاي عادي زندگي خود ادام دهم ؟
– چه مدت به كنترل نياز دارم؟
پيوند سلول هاي بنيادي

پيوند سلول هاي بنيادي در غالب مبتلايان به لوسمي انجام مي شود. در ابتدا بيماربا مقادير زيادي دارو، اشعه يا هر دو، درمان مي شود. دارو سلول هاي لوسميك و سالم خون را در مغز استخوان از بين مي برد. سپس  سلول هاي بنيادي سالم از طريق لوله قابل انعطافي كه در وريدهاي بزرگ گردن يا قفسه سينه تعبيه مي شود به بيمار داده مي شود. سلول هاي بنيادي پيوند شده، سلول هاي خوني جديد ايجاد مي كنند.
انواع مختلف پيوند سلول هاي بنيادي عبارت است از:
•    پيوند مغز استخوان: سلول هاي بنيادي از مغز استخوان گرفته مي شود.
•    پيوند سلول هاي بنيادي خون محيطي: سلول هاي بنيادي از خون محيطي گرفته مي شود.
•    پيوند خون بند ناف: براي بچه اي كه اهدا كننده ندارد، پزشك از سلول هاي بنيادي خون بند ناف استفاده مي كند. خون بند ناف از نوزاد تازه متولد شده، گرفته مي شود. گاهي اوقات، خون بند ناف براي استفاده هاي بعدي منجمد مي شود.
سلول هاي بنيادي ممكن است از بيمار يا اهداكننده اخذ شود:
•       پيوند سلول بنيادي اتولوگ: در اين نوع پيوند، از سلول هاي بنيادي خود بيمار استفاده مي شود. سلول هاي بنيادي بيمار استخراج شده و براي از بين بردن سلول هاي لوسميك باقي مانده، تحت درمان قرار مي گيرد. سلول هاي بنيادي منجمد و ذخيره مي شود. پس از دريافت  شيمي درماني با دوز بالا و راديوتراپي، سلول هاي بنيادي ذخيره شده به بيمار تزريق مي شود.
•       پيوند سلول بنيادي آلوژنيك: در اين نوع پيوند از سلول هاي بنيادي سالم، اهداكننده استفاده مي شود. فرد اهداكننده ممكن است خواهر، برادر، يا والدين بيمار باشد. گاهي اوقات ممكن است سلول هاي بنيادي از اهداكنندگان غير وابسته اخذ شود. پزشك براي اطمينان از سازگاري سلول هاي اهداكننده با بيمار، آزمايشات خوني انجام مي دهد.
•      پيوند سلول بنيادي سينژنيك ( هم ژن) : در اين نوع پيوند از سلول هاي بنيادي دوقلوي سالم مشابه گيرنده، استفاده مي شود.
ممكن است بيماران چند هفته بعد از پيوند در بيمارستان بستري شوند. تيم پزشكي تا زماني كه سلول هاي بنيادي تزريق شده، توليد كافي گلبول هاي سفيد خون را شروع كنند، بيماران را از نظر بروز عفونت محافظت مي كنند.
ممكن است قبل از پيوند سلول هاي بنيادي افراد سؤالات زير را از پزشك داشته باشند:
– كدام نوع پيوند سلول هاي بنيادي را دريافت خواهم كرد؟ در صورت نياز به اهدا كننده، چگونه مي توانم شخص مناسب را پيدا كنم؟
– چه مدت در بيمارستان بستري مي شوم؟ و در صورت ترخيص از بيمارستان به چه مراقبت هايي نياز دارم؟
– چگونه مي توانم بدانم درمان مؤثر واقع شده است؟
– درمان چه خطرات و عوارضي دارد؟ درمورد آنها چه اقداماتي مي توانم انجام دهم؟
– چه تغييراتي بايد درفعاليت هاي عادي روزانه خود بدهم؟
– شانس من براي بهبودي كامل چقدر است؟ دوره بهبودي چه مدت طول مي كشد؟
– در چه فواصل زماني بايد كنترل شوم؟

عوارض جانبي درمان

از آنجايي كه درمان روي سلول ها و بافت هاي سالم نيز اثر مي كند، لذا عوارض جانبي درمان شايع هستند. عوارض جانبي به نوع و وسعت درمان بستگي دارد و ممكن است در هر فردي متفاوت باشد. حتي ممكن است از درماني به درمان ديگر نيز تغيير كند. پزشكان و پرستاران قبل از شروع درمان، بايستي عوارض جانبي احتمالي و روش هاي درمان و مراقبت آن ها را توضيح دهند.
شيمي درماني
عواض جانبي شيمي درماني به نوع و مقدار دارو بستگي دارد. به طور كلي داروهاي ضد سرطان، روي سلول هايي كه رشد سريع دارند اثر مي كند، بخصوص سلول هاي لوسمي. شيمي درماني همچنين روي سايرسلول هايي كه رشد سريع دارند اثر مي كند.
سلول هاي خوني: اين سلول ها با عفونت مقابله كرده، به لخته شدن خون كمك مي كنند واكسيژن را به تمام قسمت هاي بدن حمل مي كنند. باتاثير دارو روي سلول هاي خوني، احتمال عفونت، خونريزي خودبخودي، كبودي و خستگي و ضعف در بيماران بيشتر مي شود.
سلول هاي ريشه مو : شيمي درماني موجب ريزش مو مي شود. موها مجددا رشد مي كنند. موهاي جديد از نظر رنگ و بافت متفاوت هستند.
سلول هاي پوششي دستگاه گوارشي : شيمي درماني موجب بروز بي اشتهايي، تهوع و استفراغ، اسهال و زخم دهان و لب ها مي شود. اغلب اين عوارض با مصرف دارو كنترل مي شوند.
بعضي از داروها روي سيستم توليد مثل اثر مي كنند. در زنان ممكن است قاعدگي نامنظم يا قطع شود. ممكن است نشانه هاي يائسگي در زنان از قبيل قرمزي و خشكي مخاط واژن، بروز كند. ممكن است توليد اسپرم در مردان متوقف شود. چون اين تغييرات ممكن است دائمي باشد، برخي از مردان قبل از درمان اسپرم خود را منجمد و ذخيره مي كنند. غالب بچه هاي مبتلا به لوسمي كه درمان مي شوند، زمان بلوغ توان باروري طبيعي دارند.  اما گاهي اوقات با توجه به نوع و مقدار داروها و سن بيمار، تعدادي از دختران و پسران ممكن است در زمان بلوغ دچار عقيمي شوند.
چون هدف درماني ” تارگت تراپي” (گاهي اوقات براي لوسمي ميلوئيد مزمن استفاده مي شود ) فقط روي سلول هاي لوسمي اثر مي كند، در مقايسه با ساير داروهاي ضد سرطان عوارض كمتري دارد.  Gleevecممكن است موجب احتباس آب در بيماران شود. اين امر موجب بروز تورم و پف آلودگي در بيماران مي گردد.
درمان بيولوژيك:
عوارض جانبي درمان بيولوژيكي به نوع ماده مورد استفاده بستگي دارد و از فردي به فرد ديگر متفاوت است. قرمزي وتورم محل تزريق شايع است. علائم شبه آنفلونزا ممكن است ايجاد شود. پزشكان و پرستاران بايد از نظر علائم كم خوني و ساير اختلالات بيمار را كنترل كنند.
پرتو درماني :
ممكن است راديوتراپي موجب شود تا بيماران از ادامه درمان خسته شوند. استراحت در طول درمان مهم است ولي پزشكان توصيه مي كنند تا حد توان به فعاليت هاي عادي خود ادامه دهند. در بيماران تحت راديوتراپي،.پوست محل درمان خشك و قرمز مي شود. سايرعوارض جانبي راديوتراپي به مقدار اشعه و محل درمان بستگي دارد. اگرراديوتراپي با شيمي درماني توام شود، عوارض جانبي شديدتر مي شود. پزشكان مي توانند عوارض جانبي را كنترل يا درمان كنند.
پيوند سلول هاي بنيادي:
در بيماران پيوندي خطر عفونت، خونريزي و ساير عوارض جانبي به علت تاثير دوز بالاي شيمي درماني و راديوتراپي افزايش مي يابد. علاوه بر اين، در بيماراني كه سلول هاي بنيادي را از مغز استخوان اهدا كننده دريافت مي كنند ممكن است
” بيماري پيوند عليه ميزبان” يا ” “GVHD ممكن است ايجاد شود. در GVHD سلول هاي بنيادي دهنده در برابر بافت هاي  بيمار واكنش نشان مي دهند. اغلب موارد كبد، پوست يا دستگاه گوارشي تحت تاثير قرار مي گيرد. GVHD ممكن است خفيف يا شديد باشد. ممكن است در هر زماني بعد از پيوند، حتي سال هاي بعد ايجاد شود. مصرف استروئيدها كمك كننده است.

تغذيه

افراد در طي درمان سرطان نيازمند تغذيه مناسب مي باشند .آنها نياز به كالري و پروتئين كافي براي پيشبرد بهبودي، بدست آوردن توان و قدرت و داشتن وزن سالم دارند. تغذيه مناسب به بيماران كمك مي كند تا احساس بهتروانرژي داشته باشند. بيماران در صورتي كه دچار ناراحتي يا خستگي با شند، ممكن است ميل به غذا خوردن نداشته باشند. همچنين عوارض جانبي درمان نظير بي اشتهايي، تهوع و استفراغ ممكن است غذا خوردن را مشكل كند. طعم غذاها ممكن است متفاوت بنظر برسد.
پزشك و متخصص تغذيه مي توانند  درمورد روش هاي حفظ تغذيه سالم توصيه هاي لازم را داشته باشند.
مراقبت هاي حمايتي(تسكيني)

لوسمي و درمان آن موجب بروز مشكلات سلامت ديگري مي گردد. بيماران از مراقبت حمايتي براي پيشگيري و يا كنترل اين مشكلات، پيشبرد راحتي و افزايش كيفيت زندگي خود در طي درمان،  بهره مي جويند.
از آنجايي كه مبتلايان به لوسمي براحتي دچار عفونت مي شوند، لذا آنتي بيوتيك ها و ساير داروها را براي حفاظت در برابر عفونت دريافت مي كنند. به بيماران توصيه مي گردد كه از حضور در مكان هاي پرجمعيت و همچنين از تماس با افرادي كه دچار سرما خوردگي و يا ساير بيماري هاي مسري هستند، اجتناب نمايند. در صورت بروز عفونت، بايستي آن را جدي تلقي نموده و سريعتر درمان را شروع نمود. ممكن است بيماران نياز به بستري بيمارستاني براي دريافت درمان ها داشته باشند. كم خوني و عفونت از ساير مشكلاتي هستند كه نياز به درمان مراقبتي دارند. بيماران ممكن است نيازمند تزريق گلبول هاي قرمز خون، براي كسب انرژي بيشتر داشته باشند. تزريق پلاكت موجب كاهش خطر بروز خونريزي هاي خطرناك مي گردد. مراقبت هاي دنداني خيلي مهم مي باشد. لوسمي و شيمي درماني موجب حساس شدن دهان وعفوني شدن سريع آن شده و نيز احتمال بروز خونريزي افزايش مي يابد. پزشكان توصيه مي كنند بيماران معاينات دنداني كامل داشته و درصورت امكان قبل از شيمي درماني، مراقبت هاي دنداني لازم انجام گيرد.
مراقبت هاي پي گيري

مراقبت هاي پي گيري بعد از درمان در بيماران مبتلا به لوسمي، مهم ترين قسمت برنامه درماني است. با كنترل منظم، هر گونه تغيير در سلامتي مورد توجه قرار مي گيرد. پزشك مي تواند مشكلات را شناسايي و هر چه سريع تر درمان كند. كنترل منظم دوره اي با استفاده از معاينه بدني ، آزمايشات خون، عكس برداري، آسپيراسيون مغز استخوان و كشيدن مايع مغزي نخاعي انجام مي شود. پزشك برنامه مراقبت هاي پي گيري شامل فواصل زماني ويزيت و آزمايشات مورد نياز را به بيمار توضيح مي دهد.

منابع حمايتي

زندگي با بيماري مهمي همانند لوسمي آسان نيست. برخي افراد، براي مقابله با جنبه هاي احساسي و عملي اين بيماري به كمك نياز دارند. در اين گروه ها ، بيماران يا اعضاء خانواده ايشان جمع شده و در يادگيري درباره برخورد با بيماري و عوارض درمان مشاركت مي كنند. بيماران ممكن است تمايل داشته باشند تا با يكي از اعضاء تيم مراقبت سلامت درباره يافتن گروه حمايتي صحبت كنند. همچنين نگراني درباره درمان و كنترل عوارض جانبي، اقامت بيمارستاني و هزينه بيمارستاني شايع است. پزشك، پرستار يا سايراعضاء تيم مراقبت سلامت مي توانند به پرسش هاي بيماران در مورد درمان، كار يا ساير فعاليت ها پاسخ دهند. ملاقات با مددكار اجتماعي، مشاور يا فرد مذهبي مي تواند براي افرادي كه مي خواهند در مورد احساسات خود صحبت كرده و نگراني خود را مطرح كنند، كمك كننده باشد.
اغلب مددكار اجتماعي، منابعي را براي كمك مالي، انتقال و مراقبت در منزل و حمايت هاي عاطفي پيشنهاد مي دهد.
كارآزمايي هاي باليني ( مطالعات تحقيقاتي  مرتبط با سرطان)

پزشكان انواع مختلفي از مطالعات كار آزمايي باليني را هدايت مي كنند. مطالعات تحقيقاتي مطالعاتي هستند كه افراد مي توانند به طور اختياري در آنها شركت كنند. آنها هم چنين سهم مهمي در علم پزشكي براي كمك پزشكان جهت آموختن مطالب بيشتر در مورد بيماري ها را دارند. اگر چه كار آزمايي باليني برخي خطرات را به همراه دارد ولي محققين مراحل خيلي دقيقي، را براي حفاظت از جان بيماران به كار مي گيرند. بيماران علاقمند به شركت در كارآزمايي باليني بايد با پزشك صحبت كنند.

اصطلاحات

شكم :  جايي از بدن كه شامل لوزالمعده ، معده ، روده ،  كبد، كيسه صفرا و ساير اندام ها است.
حاد: نشانه ها و علائم بيماري كه شروع شده و سريع تر بدتر شده است. مزمن نيست.
لوسمي: سرطان بافت هاي توليد كننده سلول هاي خوني مانند مغز استخوان كه موجب مي شود تعداد زيادي از سلول هاي خوني وارد گردش خون شود.
لوسمي حاد: سرطان به طور سريع در بافت هاي توليد كننده خون شروع و پيشرفت نموده و موجب مي شود تا تعداد زيادي از گلبول هاي سفيد وارد گردش خون شوند.
لوسمي لنفوبلاستيك حاد (ALL ): نوعي از لوسمي كه سريع پيشرفت مي كند و تعداد زيادي ازگلبول هاي سفيد نارس در خون و مغز استخوان يافت مي شوند.
لوسمي ميلوئيدي حاد : (AML ) نوعي لوسمي كه سريع پيشرفت مي كند و تعداد زيادي ازگلبول هاي سفيد غير لنفوئيدي نارس در خون و مغز استخوان يافت مي شوند.
پيوند سلول هاي بنيادي آلوژنيك: عملي است كه در آن سلول هاي بنيادي از فرد با ژنتيك مشابه اخذ مي شود و به بيمارتزريق مي شود. اغلب دهنده خواهر و برادر مي باشد. ممكن است در برخي موارد از اعضاي خانواده نباشد.
آنمي” كم خوني” : وضعيتي است كه در آن ميزان گلبول هاي قرمز خون كمتر از حد طبيعي است.
پيوند سلول هاي بنيادي اتولوگ: عملي است كه در آن سلول هاي بنيادي از خود فرد اخذ گرديده و ذخيره مي شود، سپس به خود فرد تزريق مي شود.
درمان بيولوژيك : درماني كه براي تحريك و يا حفظ سيستم ايمني براي مقابله با سرطان، عفونت و بيماري هاي ديگر داده مي شود. همچنين براي كاهش عوارض جانبي ناشي از درمان سرطان بكار مي رود.
نمونه برداري” بيوپسي”  : به خارج نمودن سلول يا بافت براي آزمايش و بررسي توسط آسيب شناس گفته مي شود. ممكن است  آسيب شناس بافت يا سلول را زير ميكروسكوپ بررسي كند يا آزمايشات ديگري بر روي آنها انجام دهد.
خون: بافتي است كه شامل گلبول هاي قرمز، گلبول هاي سفيد و پلاكت ها و مواد ديگري است كه در مايعي به نام پلاسما معلق هستند. خون اكسيژن و مواد مغذي را به بافت ها مي رساند.
رگ هاي خوني: لوله اي است كه خون در آنها جريان دارد. شامل شبكه اي از شريان ها، شريانچه ها، مويرگ ها و وريدها مي باشد.
مغز استخوان: بافت نرم و اسفنج مانندي است كه در مركز بيشتر استخوان ها قرار دارد. گلبول هاي قرمز، گلبول هاي سفيد و پلاكت ها را توليد مي كند.
آسپيراسيون مغز استخوان: خارج كردن نمونه كوچكي از مغز استخوان توسط سوزن جهت بررسي زير ميكروسكوپ است.
نمونه برداري از مغز استخوان: خارج كردن بافت كوچكي از مغز استخوان با سوزن جهت بررسي زير ميكروسكوپ است.
پيوند مغز استخوان: عمل جايگزيني مغز استخوان تخريب شده توام با شيمي درماني توسط مقادير زياد  داروهاي ضد سرطان و يا راديوتراپي. پيوند ممكن است اتولوگ، آلوژنيك، يا سينژنيك باشد.
سرطان :  بيماري است كه در آن سلول ها به طور غير طبيعي و بدون كنترل تقسيم مي شوند . سلول هاي سرطاني مي توانند به بافت هاي نزديك هجوم آورده و از طريق جريان خون و سيستم لنفاوي به قسمت هاي ديگر بدن منتشر شوند. چندين نوع عمده سرطان وجود دارد. كارسينوما سرطاني است كه از پوست و بافت هايي كه روي اندام هاي داخلي را مي پوشانند شروع مي شود. ساركوم سرطاني است كه در استخوان، غضروف، عضله، چربي، رگ هاي خوني ويا بافت هاي حمايتي و مفصلي شروع مي شود. لوسمي سرطاني است كه در بافت خون ساز  همانند مغز استخوان توليد شده و موجب توليد تعداد زيادي از سلول هاي خوني غيرطبيعي مي شود كه وارد جريان خون مي شود. ميلوم مولتيپل و لنفوم سرطان سيستم ايمني هستند.
سلول: تك ياخته اي كه بافت هاي بدن را مي سازد. تمام موجودات زنده از يك يا چند سلول ساخته مي شوند.
مايع مغزي نخاعي: مايعي است كه پيرامون مغز و طناب نخاعي در جريان است. مايع مغزي نخاعي در بطن هاي مغزي توليد مي شود.
كروموزوم: قسمتي از سلول كه حاوي اطلاعات ژنتيكي است.
شيمي درماني : درمان دارويي براي از بين بردن سلول هاي سرطاني
بيماري مزمن: بيماري كه مدت زماني طول كشيده و پيشرفت بيماري زمان زيادي را لازم دارد.
لوسمي مزمن : سرطان به آرامي در بافت هاي توليد كننده خون شروع و پيشرفت  نموده و موجب مي شود تا تعداد زيادي از گلبول هاي سفيد وارد جريان خون شود.
لوسمي لنفوئيدي مزمن ( CLL ) : نوعي  لوسمي كه به آرامي پيشرفت مي كند و تعداد زيادي ازگلبول هاي سفيد نارس در خون و مغز استخوان يافت مي شوند.
لوسمي ميلوئيدي مزمن (CML  ): نوعي از لوسمي كه به آرامي پيشرفت مي كند و تعداد زيادي ازگلبول هاي سفيد غير لنفوئيدي نارس در خون و مغز استخوان يافت مي شوند.
مطالعات سيتوژنتيكي: مطالعه كروموزوم و اختلالات كروموزومي
سيستم گوارشي : اندام هايي كه غذا را مي گيرند و آنها را به محصولاتي كه بدن براي سلامتي به آنها نياز دارد، تبديل نموده و مواد زائدي را كه بدن به آنها نياز ندارد با حركات روده دفع مي كنند. سيستم گوارشي شامل غدد بزاقي – دهان – مري – معده – كبد – لوزالمعده – كيسه صفرا – روده باريك – روده بزرگ و ركتوم مي باشد.
بيماري پيوند عليه ميزبان” “GVHD: واكنش سلول هاي بنيادي دهنده در برابر بافت هاي بيمار.
هماتولوژيست:  پزشكي كه اختلالات خوني را درمان مي كند.
هموگلوبين: ماده اي در گلبول هاي قرمز كه با اكسيژن تركيب شده و از ريه ها به بافت ها حمل مي شود.
سيستم ايمني: گروهي از سلول ها يا اندام  ها كه از بدن در مقابل عفونت يا ساير بيماري ها دفاع مي كنند.
عفونت : تهاجم انواع ميكروب ها به بدن مي باشد ، عفونت در هر نقطه اي از بدن مي تواند ايجاد شده و در سرتاسر بدن انتشار يابد. عفونت تب و مشكلات ديگري را بسته به محل عفونت ايجاد مي كند. زماني كه سيستم دفاعي بدن قوي است اغلب مي تواند با ميكروبها مبارزه كرده و از عفونت پيشگيري كند . اما غالب درمان هاي سرطان، سيستم دفاعي بدن را تضعيف ميكنند.
ناباروري: ناتواني در توليد مثل
شيمي درماني داخل كانال نخاعي” اينتراتكال” : داروهاي ضد سرطان به طور مستقيم در فضايي كه مايع مغزي نخاعي جريان دارد، تزريق مي شود.
كبد: اندام بزرگي كه در قسمت فوقاني شكم قرار گرفته است. كبد خون را تصفيه كرده  و به هضم غذا توسط  ترشحات صفرا كمك مي كند.
بيحسي موضعي: داروهايي كه به از دست دادن موقتي حس در قسمتي از بدن كمك مي كنند. بيمار هوشيار است ولي در قسمتي از بدن كه دارو تزريق شده ، حس ندارد.
درمان نگهدارنده: درماني است كه بعد از درمان اوليه براي حفظ اثر درمان، داده مي شود. درمان نگهدارنده براي نگهداشتن سرطان در دوران بهبودي داده مي شود.
انكولوژيست باليني : به پزشك متخصص در تشخيص و درمان سرطان توسط شيمي درماني،هورمون درماني ودرمان بيولوژيكي گفته مي شود. متخصص انكولوژي حامي اصلي سلامتي فرد مبتلا به سرطان است و گاهي اوقات با هماهنگي متخصصين ديگر، درمان حمايتي را انجام مي دهد.
خون محيطي: خوني كه در بدن جريان دارد.
پيوند سلول هاي بنيادي خون محيطي: سلول هاي بنيادي از خون محيطي گرفته مي شود.
متخصص راديوتراپي: پزشكي كه سرطان را با استفاده از اشعه درمان مي كند.
راديوتراپي: در راديوتراپي اشعه هاي پرانرژي ناشي ازامواج گاما و ايكس، جهت از بين بردن سلول هاي سرطاني بكار مي روند. در بيشتر بيماران  دستگاهي بزرگ اشعه هايي را به مغز، طحال يا قسمت هايي از بدن كه سلول هاي لوسميك جمع شده اند، هدايت مي كند. ( راديوتراپي خارجي ) و يا اشعه ناشي ازمواد راديواكتيو كه در داخل بدن نزديك سلول هاي سرطاني كاشته مي شود، به سلول هاي سرطاني هدايت شود. (راديوتراپي داخلي )
گلبول هاي قرمز خون: سلول هايي كه اكسيژن را به قسمت هاي مختلف بدن حمل مي كنند.
عود: برگشت علائم و نشانه هاي بيماري سرطان بعد از دوره بهبودي
پس رفت بيماري ” رميسيون” : كاهش يا ناپديد شدن علائم سرطان مي باشد. در رميسيون نسبي، بعضي از علائم سرطان ناپديد مي شود. در رميسيون كامل، تمام علائم سرطان ناپديد مي شود ، اگرچه ممكن است سرطان هنوز در بدن با شد.
گلبول هاي سفيد خون: به سلول هاي خوني كه هموگلوبين ندارند اطلاق مي شود. گلبول هاي سفيد شامل لنفوسيت ها، نوتروفيل ها، ائوزينوفيل ها، ماكروفاژها و ماست سل ها هستند.اين سلول ها توسط مغز استخوان توليد شده  از بدن در برابر عفونت و بيماري ها دفاع مي كند.

درمان نئو اجونت” كمكي” Neoadjuvant : درماني است كه قبل از درمان اوليه داده مي شود و شامل شيمي درماني، پرتو درماني و هورمون درماني است.
درمان و مراقبت حمايتي “تسكيني”  : مراقبتي براي بهبود كيفيت زندگي بيماراني است كه بيماري جدي و تهديد كننده زندگي دارند. هدف از مراقبت تسكيني، پيشگيري يا درمان هر چه زودتر علائم بيماري و عوارض جانبي ناشي از درمان و مشكلات روحي، رواني و اجتماعي وابسته به بيماري يا درمان است.
آسيب شناس : پزشكي كه بيماري را با  مطالعه سلول و بافت در زير ميكروسكوپ تشخيص مي دهد.
عوامل خطر : عواملي كه شانس پيشرفت بيماري را افزايش مي دهند. براي مثال عوامل خطر براي سرطان شامل سن، سابقه فاميلي سرطان، استعمال تنباكو ، رژيم هاي غذايي خاص، چاقي ، فقدان ورزش، قرار گرفتن در معرض اشعه و ساير مواد سرطان زا  و تغييرات ژنتيكي است.
بافت : گروه يا لايه اي از سلول ها كه با هم عمل ويژه اي را انجام مي دهند.

منبع مورد استفاده:
leukemia

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده