معماری
3

ائوزينوفيلي در نگاه سلولي و ملكولي و اهميت باليني آن

ائوزينوفيلي در نگاه سلولي و ملكولي و اهميت باليني آن

سلول های ائوزینوفیل تا 5% شمارش افتراقی و شمارش مطلق آنها تا mm555/ 3 از روی گستره محیطی و تا 355 توسط آنالیزورهای خون شناسی طبیعی است. شدت افزایش ائوزینوفیل )هایپرائوزینوفیلی( به سه درجه 0555 ( و شدید ) 5555 >( در میلیمتر مکعب تقسیم می شود ولی باید – 555 (، متوسط ) 5555 – خفیف ) 0555 توجه داشت که شمارش ائوزینوفیل بیشتر از 0555 در میلیمتر مکعب بسیار حائز اهمیت بالینی است.
تداوم افزایش ائوزینوفیل موجب آسیب بافتی به ویژه فیبروز اندومیوکارد، ترومبوز شده و نارسایی دریچه های قلب را بدنبال دارد. علت یابی ائوزینوفیلی چنانچه منشأ انگلی یا حساسیتی نداشته باشد بسیار مشکل است.
درمان با استروئید موجب کاهش فوری ائوزینوفیل می گردد، ولی یادآوری می شود که قبل از شروع درمان با استروئیدها بایستی آزمایش های سرولوژیک برای آلودگی به کرم استرانجلوئید انجام شود زیرا درمان با استروئید موجب استرونجلوئیدوز سیستمیک و مرگ آور می گردد.
شمارش ائوزینوفیل نسبت عکس با میزان کرتیزول دارد و از این رو تغییرات روزانه در شمارش آن دیده می شود. شمارش ائوزینوفیل در صبح به علت افزایش کرتیزول، پائین و در غروب بالاتر است، از این رو برای پیگیری شمارش ائوزینوفیل بایستی زمان نمونه گیری را تنظیم کرد.
ائوزینوفیلی موقت در نوزادان نارس مشاهده می شود که با افزایش وزن ناپدید می گردد. از مهم ترین فاکتورهای لازم در تولید ائوزینوفیل می توان به IL-5 ، IL-3 ، GM – CSF اشاره کرد. اینترلوکین 5 در تولید ائوزینوفیل آنقدر مهم است که برخی آن را هورمون سازنده ائوزینوفیل گویند. اینترلوکین 5 از سلول های T هلپر ترشح می شود. پیش ساز های ائوزینوفیل دارای مارکرهای CD33+ ، CD33+ و IL5R+ می باشند. گیرنده IL-5 روی سلول های پیش ساز به اهمیت IL-5 در تولید ائوزینوفیل اشاره می کند.
برای بیمار مبتلا به ائوزینوفیلی نخست یک سری آزمایش های روزمره مانند CBC و کشت مدفوع، آزمایش تخم انگل (OP) ، سرولوژی انگل ها )برای مثال استرونجلوئید(، عکس قفسه سینه، الکتروکاردیوگرام، تست کارآیی ریه (PFT) ، برونکوسکوپی، سرولوژی آسپیرجیلوس و… انجام می شود.
افزایش ائوزینوفیل در کم کاری آدرنال، بیماری های بافت همبند، واسکولیت، سندرم هایپر IgE ، سندرم Gleich)آنژیوادم اپی سودیک با ائوزینوفیلی( و سندرم ائوزینوفیلی همراه با میالژی در ارتباط با مصرف تریپتوفان مشاهده شده است.
پیگیری علت افزایش ائوزینوفیل نیاز به آزمایش های تشخیصی برای واسکولیت و بیماری های آتوایمون دارد.
گفتنی است که گاهی افزایش ائوزینوفیل ممکن است به صورت فامیلی و خانوادگی باشد.
2 هفته ای دارو قبل از شروع بررسی علل – تجویز داروها از مهم ترین علل ائوزینوفیلی هستند و از این رو قطع 3 افزایش ائوزینوفیل سفارش می شود. آلودگی های انگلی که به بافت تهاجم دهند موجب افزایش ائوزینوفیل می گردند و از این رو با مشاهده انگل های غیرتهاجمی مانند ژیاردیا نبایستی علت یابی ائوزینوفیلی را متوقف کرد.
آيا افزايش ائوزينوفيل مي تواند ردپاي بدخيمي يا ناشي از تكثير كلونال سلول مادر خون ساز باشد؟
چنانچه آزمایش های روزمره برای علت یابی افزایش ائوزینوفیل نتواند پاسخگو باشد بایستی طبقه بندی مدرن ائوزینوفیلی را نیز مد نظر داشت. این طبقه بندی افزایش ائوزینوفیل ها را در سه گروه قرار می دهد:
– 1 نئوپلاسم هاي مايلوئيدي و لنفوئيدي همراه با ائوزينوفيلي

این گروه از نئوپلاسم های ناشی از جابجایی در ژن های (3q02)PDGFRA و (5q)PDGFRB و (8P)FGFR‌0
می باشند.
PDGFRA/B: Platelet derived growth factor α/β
FGFR1: Fibroblast growth factor 1
در این جابجایی ها گیرنده فاکتور رشد پلاکتی آلفا یا بتا و یا گیرنده فاکتور رشد فیبروبلاست در ژن های دیگر ادغام شده یا تغییر محل ژنی می دهند. جابجایی ژن های فوق با ائوزینوفیلی کلونال همراه هستند.
– 2 لوسمي مزمن ائوزينوفيليك كه در قالب اختلال ژني نمي گنجد. (CEL – NOS)
– 3 سندم هايپرائوزينوفيليك (HES:Hypereosionphilic syndrome)
از اسکرین کردن سلول های خون محیطی برای ادغام ژن های FIP0L0 و PDGFRA در فاز اینترفاز یا متافاز با روش FISH یا RT-PCR برای شناسایی نئوپلاسم های همراه با افزایش ائوزینوفیل استفاده می شود. پروب FISH که بین جایگاه های هیبرید ادغام ژنی قرار می گیرد، بیانگر حذف Kb 855 بین کروموزومی روی 3q است. این حذف بینابینی داخل کروموزومی، موجب ادغام دو ژن FIP0L0 – PDGFRA روی کروموزوم شماره 3 می گردد.
با توجه به اینکه ژن CHIC2 در منطقه حذف شده قرار دارد، گاهی به آن آزمایش FISH برای حذف CHIC‌2 گفته می شود. چنانچه امکان غربال کردن اذغام ژنی وجود ندارد اندازه گیری سطح تریپتاز سرمی ارتباط مستقیم با سندرم مایلوپرولیفراتیو همراه با ائوزینوفیلی دارد.

1

ادغام ژن هاي FIP1L1 و PDGFRA روي كروموزوم

2

ائوزينوفيل هاي غيرطبيعي و كم گرانول دار در بيمار مبتلا به ائوزينوفيلي

 

 

 

 

 

ادغام ژن های FIP0L0 – PDGFRA با بزرگ شدن طحال، مغزاستخوان هایپرسلولار شبیه به اختلالات مایلوپرولیفراتیو و با افزایش ائوزینوفیل جلوه می کند. علائم قلبی و ریوی، افزایش تریپتاز سرمی و درگیری بیشتر در جنس مذکر مشاهده می شود. مغزاستخوان ممکن است تجمع پراکنده سلول های ماست سل را نشان دهد. نمای تظاهر ادغام ژنی فوق گاهی با ماستوسیتوز سیستمیک ناشی از جهش (D808V Kit) همپوشی دارد.
علائم ماستوسیتوز سیستمیک شامل علائم گوارشی، کهیرهای پوستی و تجمع فشرده سلول های ماست سل در مغزاستخوان است.

 

با وجود اینکه ادغام ژنی با اختلالات مایلوپرولیفراتیو در اکثر موارد همراهی دارد ولی ممکن است ادغام ژنی فوق در لوسمی های حاد مایلوبلاستیک و لنفوم و لوسمی های سلول های T با افزایش ائوزینوفیل مشاهده شود. گفتنی است که بیش از 8 ادغام گوناگون در ژن PDGFRA و بیش از 25 ادغام مختلف در ژن PDGFRB و بیش از 05 ادغام ژنی در ژن FGFR0 در لوسمی ها و لنفوم های گوناگون همراه یا بدون همراهی با ائوزینوفیلی مشاهده
شده است.
جابجایی های متقابل در ژن های 9P23(JaK2) و 03q 02(FLt3) و ETV8 (02P03) نیز با ائوزینوفیلی همراه هستند.
برخلاف ادغام FIP0L0- PDGFRA که کاریوتایپ استاندارد قادر به تشخیص آن نیست، آنالیز سیتوژنیک در جابجایی FGFR0 و PDGFRB کمک کننده است. ادغام ناحیه ژنی PDGFRB در ژن زنجیره سنگین ایمونوگلوبین t(5;03)03q32 در گروهی از لوسمی حاد لنفوبلاستیک سلول های رده B با افزایش ائوزینوفیل مشاهده شده است.

 

معيارهاي تشخيصي براي لوسمي مزمن ائوزينوفيليك CEL (Chronic Eosinophilic leukemia )
افزایش ائوزینوفیل ≥0555/mm3
منفی بودن برای کروموزوم فیلادلفیا
منفی بودن جابجایی t(5;02)
منفی بودن ادغام ژنی FIP0L0 – PDGFRA
منفی بودن ادغام ژن PDGFRB و FGFR در ژن های دیگر
سلول های بلاست کمتر از 25 % همراه با سلول های نارس ائوزینوفیل در مغزاستخوان یا خون محیطی منفی بودن وارونگی کروموزوم 08 (inv08)
چنانچه افزایش ائوزینوفیل در همراهی با مارکرهای ژنتیکی فوق باشد، در گروه نئوپلاسم های مایلوئیدی و لنفوئیدی همراه با ائوزینوفیلی قرار می گیرد.

 

معيارهاي تشخيصي سندرم هايپرائوزينوفيليك (Hyper Eosinophlic syndrome)
افزایش 0011 ≤ ائوزینوفیل در میلیمتر مکعب
کنار گذاشتن واریانت های لنفوسیتی که با ترشح سایتوکاین ها موجب افزایش ائوزینوفیل می شوند.
نبود ادغام ژنی
کنار گذاشتن لوسمی مزمن ائوزینوفیلیک
آسیب بافتی )چنانچه آسیب بافتی موجود نباشد تحت عنوان هایپرائوزینوفیلی ایدیوپاتیک نامگذاری می شود(اهمیت شناخت ادغام ژنی در همراهی با افزایش ائوزینوفیل این است که فرآورده ادغام ژنی خاصیت تیروزین کیناز داشته و با داروهای ضد تیروزین کیناز از قبیل ایماتینیب (Imatinib) ممکن است بتوان هایپرائوزینوفیلی را درمان کرد.

 

3

1,3 , 4 ،2 ، مغزاستخوان بيمار مبتلا به لوسمي مزمن ائوزينوفيليك. ائوزينوفيل مايلوسايت

 

 

واريان هاي لنفوسيتي كه با افزايش ائوزينوفيل همراهي دارند (Lymphocytic variant of Hypereosinophilia) چنانچه علت یابی افزایش ائوزینوفیل به نتیجه مطلوب نرسد ارزیابی خون محیطی برای لنفوسیت های ناهنجار (aberrant) که با ترشح سایتوکاین ها موجب افزایش ائوزینوفیل می گردند ممکن است کمک کننده باشد؛ برای مثال:
افزایش لنفوسیت های CD3+ ، CD3- ، CD8-
لنفوسیت های T با فقدان CD3 برای مثال CD3 – ، CD3+
افزایش بیان CD5 روی سلول های CD3 – ، CD3+
از دست دادن مارکر CD7 یا بیان CD27
ائوزینوفیلی واکنشی در پاسخ به افزایش سطح IgE سرمی
افزایش سایتوکاین های 5 و 3 و 03 از پروفایل های فعالیت TH2
افزایش سطح (Thymus and activation regulated chomokine) TARC در بیماری های
ناشی از فعالیت TH2

پاسخ دهید