خانه > آزمایشگاهی > مبارزه با مگس خانگی

مبارزه با مگس خانگی

مبارزه با مگس خانگی

مگس خانگی با نام علمی Musca domestica در سرتاسر جهان هر جا كه انسان وجود دارد و دامهاي اهلي نگهداري ميشوند و يا موارد زائد و ضايعات حاصل از توليد فراورده‌هاي غذايي رويهم انباشته مي شود بعنو ان يك مزاحم براي مردم شناخته شده است .
علاوه بر اين حشره مزبور سبب انتقال آلودگي‌هاي بيماري زا به انسان و مواد غذايي مورد مصرف او گرديده و از طرفي اين آفت براي مردمي كه از نظر بهداشتي در شرايط نامطلوب زندگي مي كنند بدليل حشرو نشر دائم با انسان مشكل مضاعف بوجود مي‌آورد . در حاليكه وجود مگس در سطوح مرفهي كه از سطح بهداشتي بالاتري برخوردار هستند قابل پذيرش نيست . كنترل بيولوژيك مگس خانگي خصوصا” با استفاده از زنبورهاي پارازتيوئيد مي تواند يكي از اجزاي اصلي برنامه هاي مبازه تلفيقي با مگس خانگي در تاسيسات مرغداري و مرغداريهاي صنعتي باشد.
رهاسازيهاي مقدماتي (Inoculative release). و مداوم (sustained release) برخي زنبورهاي پارازتيوئيدهاي بومي از خانواده پتروماليده در آمريكا ميزان پارازيتيسم شفيره‌هاي مگس خانگي را در سالنهاي مرغداري افزايش داده است . بسياري از مطالعات در سالهاي اخير در خصوص رهاسازي انبوه ميكرو زنبورهاي پارازيتوئيد خصوصا” گونه هاي (pteromalidae) muscidifurax,spalagia (spalangidae) انجام شده است و در برخي از كشورها از جمله در آمريكا و هند اين زنبورها بعنوان عامل بيولوژيك جهت كنترل مگسها توزيع مي‌گردند. در طي بازديدهاي مكرري كه در تابستان (مرداد) ۸۷ از انستيتوي دامپروري حيدرآباد واقع در حومه كرج صورت پذيرفت تعداد 10547 عدد شيفره مگس خانگي جمع آوري گرديد كه پس از نگهداري در آزمايشكاه از تعدادي از آنهاحدود 1645 عدد زنبور پارازيتوئيد از سه گونه مختلف Nasonia vitripennis muscidifurax raptor spalangia endius خارج گرديد كه ميزان پارازيتيسم طبيعي از جنس آنها مشخص گرديد. زنبورهاي m.raptor خارج شده از اين شفيره‌ها در قفسه‌هاي پلاكسي گلاس پرورش داده شدند. چون براي ازدياد زنبوران M raptor. نياز فراوان به شفيره مگس خانگي بود از اين جهت در آزمايشگاه اقدام به پرورش و نگهداري مگس بالغ و لارو آن براي بدست آوردن شفيره گرديد. كه پس از جمع آوري مرتبا” در اختيار زنبوران پارازيتوئيد M.raptor قرار گرفت . در پيرو ازدياد جمعيت زنبوران به تعداد 2500 عدد زنبور در مجموع 5 قفس پل.كسي گلاس ، اقدام به ذخيره سازي مرحله پيش شفيره اين زنبوران در انكوباتور گرديد. بهترين سن براي ذخيره سازي زنبوران پارازيتوئيد M.raptor طبق تجربيات ايران پور، شده آخر لاوري (prepuae) بود.
سپس شفيره‌هاي مگس پارازيته و ذخيره شده كه حاوي زنبوران، پارازيتوئيد M. raptor بودند، بر عليه شفيره مگس خانگي مورد رهاسازي قرار گرفتند. براي رهاسازي زنبورهاي پارازيتوئيد هر چند كه در برنامه ريزي اوليه قرار بود عمليات در فضاي باز و در محوطه‌اي واقع در جنب مرغداري يا گاوداري و يا در قفس هائي در محدوده فضاي باز اطراف ساختمان اداري سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران انجام شود ولي بعلت فرار رسيدن فصل سرما، اين عمليات در دو اتاق واقع در ساختمان قديمي بخش كشاورزي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران انجام شد. در هر يك از دو اتاق مورد نظر نور كافي از طريق پنجره‌هاي رو به شمال تامين بود.
درجه حرارت هر يك از دو اتاق بوسيله بخاري برقي دو كيلووات در كليه ساعات شبانه روز در سطح 28+-2 درجه سانتيگراد فراهم گرديد. قبل از رهاسازي كف هر دو اتاق بوسيله نايلون ضخيم پوشانيده شد. براي ارزيابي ميزان پارازيتيسم شفيره‌هاي مگس خانگي بوسيله زنبوران پارازيتوئيد دو رهاسازي از زنبور M.raptor در اتاقهاي شماره 1و2 صورت پذيرفت . در آزمايش اول نسبت زنبورهاي پارازيتوئيد M.raptor به لارو مگس خانگي 0/9 به1 (893 عدد زنبور و 1000عدد لاروسن سوم مگس خانگي) بود.
در خاتمه عمليات براي ارزيابي كارايي زنبوران ار شفيره‌هاي مگس نمونه برداريهاي تصادفي (30cm2) از دو محل مختلف فضولات دامي در اتاقهاي شماره او2 بطور جداگانه صورت پذيرفت حجم‌هاي فضولات مورد نمونه برداري در تشتي محتوي آب ريخته شد و سپس شفيره‌هاي شناور در سطح آن جمع آوري و در داخل ظروف پتري قرار گرفته و شمارش مي گرديدند.
درصد پارازيتيسم نزد شفيره‌ها حاصل از آزمايش اول (نسبت 0/9درصد به 1 زنبور پارازيتوئيد و لارو مگس خانگي) 30/1 درصد بدست آمد كه از اين ميزان 13/8 درصد آن P.I.M و 16/3 درصد آن مربوط به تخمگذاري و خروج موفق زنبوران پارازيتوئيد مي‌باشد. درصد پارازيتيسم حاصل از آزمايش دوم نسبت 2/15 به 1 زنبور پارازيتوئيد و لارو مگس خانگي 91/1 درصد بود كه 42/5 درصد آن P.I.M و 48/6 درصد آن مربوط به پارازيتيسم شفيره‌ها و خروج موفق زنبوران پارازيتوئيد از داخل شفيره‌هاي پارازيته شده بود. براي تعيين درصد پارازيتيسم شفيره‌هاي مگس خانگي از طريق تخمين جمعيت مگسهاي بالغ در آزمايشهاي شماره 1و2، ابتدا مگسهاي بالغ و در حال پرواز موجود در هر يك از اتاقهاي رهاسازي، بوسيله توري حشره‌گيري صيد و شمارش و سپس حذف گرديد كه در آزمايش اول تعداد مگسهاي صيد شده و شمارش گرديده بالغ بر 683 مگس بودند.
باين ترتيب از محاسبه بقيه شفيره‌هاي باقيمانده از 1000عدد لارو كه 317 شفيره بود، درصد شفيره‌هاي پارازيته شده 31/7 درصد بالغ گرديد. در آزمايش دوم تعداد مگسهاي صيد شده و شمارش گرديده بالغ بر 94 مگس بود كه در نتيجه درصد پارازيتيسم شفيره‌ها 90/6 درصد حاصل گرديد. در اتاق شاهد در پيرو آزمايشات شماره 1و2 تعداد 1000 عدد لاروسن سوم مگس خانگي در داخل فضولات دامي موجود در هر يك از اتاقهاي شماره 1و2 بترتيب رهاسازي گرديد.
نمونه برداريهاي تصادفي كه از فضولات دامي در هر دو اتاق پس از 8 روز انجام شد نشان داد كه در آزمايش اول نتيجه اتاق شاهد از طريق نمونه برداري شفيره‌ها 99/1 درصد بود كه دلالت داشت كه 991 عدد از لاروها بطور طبيعي به مگس بالغ تبديل گشته‌اند بود. در آزمايش دوم نتيجه اتاق شاهد از طريق نمونه برداري شفيره‌ها 98/8 درصد بدست آمد كه دلالت داشت كه 988 عدد ار لاروها بطور طبيعي به مگس بالغ تبديل گشته‌اند.