معماری
بیلی روبین

آزمايش بیلی‏روبین (Bilirubin)

بیلی‏روبین متابولیت اصلی هم (Heme)، حلقه تتراپیرولی متصل به آهن موجود در هموگلوبین، میوگلوبین و سیتوکروم‏ها می‏باشد. روزانه تقریباً 250 تا 350 میلی‌گرم بیلی‏روبین در بالغین سالم تولید می‏شود که حدود 85 درصد آن حاصل نوسازی گلبول‏های قرمز فرسوده می‏باشد. در ماکروفاژها؛ عمدتاً در طحال، هموگلوبین گلبول‏های قرمز به زنجیره‏های آزاد گلوبین و هم شکسته می‏شود.

 

تخمین می‏زنند که هر گرم هموگلوبین حدود 35 میلی‌گرم بیلی‏روبین می‏سازد. تبدیل شیمیایی هم به بیلی‏روبین توسط سلول‏های رتیکولواندوتلیال را می‏توان با تبدیل آهسته رنگ ارغوانی هم در هماتوم‏ها به رنگدانه زرد بیلی‏روبین در بدن مشاهده کرد.

بیلی‏روبین ساخته شده در بافت‏های محیطی توسط آلبومین پلاسما به کبد انتقال می‏یابد. هر ملکول آلبومین دارای دو جایگاه اتصال به بیلی‏روبین می‏باشد. متابولیسم بیلی‏روبین عمدتاً در کبد صورت می‏گیرد و آن را می‏توان به سه فرآیند تقسیم کرد:

1) برداشت بیلی‏روبین توسط سلول‏های پارانشیم کبد

2) کونژوگاسیون بیلی‏روبین در شبکه آندوپلاسمی صاف

3) ترشح بیلی‏روبین کونژوگه به صفرا

بیلی‏روبین ترکیبی غیرقطبی است و در صورتی که به شکل محلول در آب در نیاید، در سلول‏ها خواهد ماند (مثلاً به صورت متصل به لیپید). سلول‏های کبدی بیلی‏روبین را با افزودن ملکول‏های اسید گلوکورونیک به آن به شکلی قطبی درمی‏آورند تا به آسانی با صفرا دفع شود. این روند کونژوگاسیون می‏تواند از سایر ملکول‏های قطبی غیر از اسید گلوکورونیک (مثلاً از سولفات) نیز استفاده کند. بسیاری از هورمون‏های استروییدی و داروها نیز جهت آماده ‏شدن برای دفع، با کونژوگاسیون به صورت مشتقات محلول در آب در‌می‏آیند. کبد دارای حداقل دو ایزوفرم از گلوکورونیل ترانسفراز است که هر دوي آنها بر بیلی‏روبین اثر می‏کنند. این آنزیم‏ها عمدتاً در شبکه آندوپلاسمی صاف واقعند و از UDP- گلوکورونیک اسید به عنوان دهنده گلکورونوزیل استفاده می‏کنند. در حالت طبیعی بیشترین مقدار بیلی‏روبین توتال پلاسما را بیلی‏روبین غیرمستقیم تشکیل می‏دهد. بیشتر بیلی‏روبینی که با صفرا در پستانداران دفع می‏شود به صورت دی‏گلوکورونید است، در واقع ترکیب بیلی‏روبین صفرا در حالت طبیعی به این صورت است: 86% به شکل دی‏گلوکورونید، 11% به صورت منوگلوکورونید و 3% نیز به صورت غیرکونژوگه، اما زمانی که کونژوگه‏های بیلی‏روبین به صورت غیرطبیعی در پلاسمای انسان باشند (مثلاً در یرقان انسدادی)، عمدتاً به شکل مونوگلوکورونید هستند. بیلی‏روبین کونژوگه با یک مکانیسم انتقال فعال به درون صفرا ترشح می‏گردد. زمانی که بیلی‏روبین کونژوگه به ایلئوم انتهایی و روده بزرگ می‏رسد، گلوکورونیدها به وسیله آنزیم‏های خاص باکتریایی برداشته می‏شوند و سپس فلور روده، رنگدانه را به گروهی از ترکیبات بی‏رنگ به نام اوروبیلینوژن‏ها احیاء می‏کنند. بخش کوچکی از اوروبیلینوژن‏ها در ایلئوم انتهایی و روده بزرگ بازجذب و مجدداً از کبد دفع می‏شوند؛ بدین ترتیب چرخه روده‌ای- کبدي اوروبیلینوژن پدید می‏آید. در شرایط غیرطبیعی، به ویژه زمانی که رنگدانه صفراوی خیلی زیاد در کبد ساخته می‏شود یا بیماری کبدی باعث اخلال در این چرخه روده‏ای کبدی شود، اوروبیلینوژن ممکن است از ادرار نیز دفع شود. در حالت طبیعی بخش اعظم اوروبیلینوژن‏های بی‏رنگی که توسط فلور مدفوع در کولون ساخته می‏شوند به اوروبیلین‏ها اکسید می‏گردد. تیره ‏شدن رنگ مدفوع بر اثر تماس با هوا به علت اکسیداسیون اوروبیلینوژن‏های باقیمانده به اوروبیلین‏ها است.

بیلی روبین

افزايش بیلی‌روبین خون به بيش ازmg/dl 1، به هیپربیلی‏روبینمی موسوم مي‏باشد. هیپربیلی‏روبینمی می‏تواند ناشی از تولید بیلی‏روبین به مقدار بیش از ظرفیت طبیعی دفع کبدی و یا در نتيجه ناتوانی کبد آسیب دیده، در دفع مقادیر طبیعی بیلی‏روبین تولید شده باشد. اگر آسیب کبدی وجود نداشته باشد، آسیب به مجاری دفعی کبد نیز می‏تواند با ممانعت از دفع بیلی‏روبین موجب هیپربیلی‏روبینمی شود. در تمام این وضعیت‏ها بیلی‏روبین در خون جمع می‏شود که اگر غلظت آن به حد معینی ( mg/dl5/2-2) برسد، با انتشار به درون بافت‏ها باعث زرد شدن آنها و ایجاد یرقان (Jundice) یا زردی می‏شود.

هیپربیلی‏روبینمی را بسته به نوع بیلی‏روبین موجود در پلاسما (کونژوگه یا غیرکونژوگه) می‏توان به هیپربیلی‏روبینمی احتباسی ناشی از اضافه تولید، یا هیپربیلی‏روبینمی برگشتی ناشی از انسداد صفراوی و در نتیجه برگشت بیلی‏روبین به جریان خون طبقه‏ بندی کرد. فقط بیلی‏روبین غیرکونژوگه می‏تواند به دلیل هیدروفوبی بودن از سد خونی- مغزی عبور نموده و وارد دستگاه اعصاب مرکزی شود؛ لذا فقط هیپربیلی‏روبینمی نوع غیرکونژوگه که در هیپربیلی‏روبینمی احتباسی یافت می‏شود می‏تواند موجب کرنیکتروس و آنسفالوپاتی شود. از سوی دیگر فقط بیلی‏روبین کونژوگه می‏تواند به علت محلول ‏بودن در آب، در ادرار ظاهر شود.

 

در شرایطی که غلظت آلبومین gr/dl2 و غلظت بیلی‏روبین mg/dl17 است نسبت مولار بیلی‏روبین به آلبومین یک بوده و بنابراین بیلی‏روبین آزاد در پلاسما وجود ندارد. در غلظت‏های بالاتر از mg/dl20، ظرفیت آلبومین پلاسما از بیلی‏روبین اشباع شده و تعدادی از ملکول‏های بیلی‏روبین آزاد باقی مانده می‏توانند تحت شرایط خاصی در گانگلیــاهای پایه (Basal ganglia) و هسته‏های ساقه مغز (Brainstem nuclei) رسوب کرده و منجر به ایجاد کرنیکتروس (Kernicterus) و عقب‏ ماندگی ذهنی شوند. نوزادان با سطح بیلی‏روبین 15 میلی‏گرم در دسی‏لیتر و یا بالاتر باید به منظور کنترل سطح بیلی‏روبین و جلوگیری از رسوب آن در مغز و ایجاد عارضه کرنیکتروس، در بیمارستان بستری شوند. از علائم کرنیکتروس در نوزادان به سستی (Lethargy)، تغذیه ‏ضعیف (Poor feeding)، تشنج (Seizures) و انحراف چشم‏ها به سمت بالا (Upward deviation of the eyes) می‏توان اشاره نمود.

بیلی‏روبین در طول موج‏های 475-425 نانومتر جذب نوری دارد، لذا نور به ویژه اشعه ماوراء بنفش، ملکول‏های بیلی‏روبین را تجزیه نموده و آنها را به ملکول‏های كوچك‏تر (قطعات مالئيميد) محلول در آب تبدیل می‏کند که با ادرار دفع می‏شوند؛ به همین دلیل، در درمان نوزادان مبتلا به هیپربیلی‏روبینمی از لامپ UV نیز استفاده می‏شود.

بیلی‏روبین دلتا، نوعی از بیلی‏روبین است که به صورت کووالانسی به آلبومین متصل شده و نیمه‏ عمر آن از بقیه بیلی‏روبین‏ها طولانی‏تر است، بنابراین در طی دوره نقاهت بیماری‏های کبدی که بیلی‏روبین کونژوگه به مقدار طبیعی خود بازگشته است، سطح بیلی‏روبین دلتا همچنان بالا بوده و دیرتر از انواع بیلی‏روبین مستقیم و غیرمستقیم پایین می‏آید. بیلی‏روبین دلتا از طریق فرمول زیر محاسبه می‏شود:

 

(بیلی‏روبین غیرمستقیم + بیلی‏روبین مستقیم)- بیلی‏روبین توتال = بیلی‏روبین دلتا

 

کاربرد بالینی

در آزمایشگاه‏های روتین، بیشتر بیلی‏روبین تام سنجیده می‏شود. سطح نرمال بیلی‏روبین تام، احتمال هر نوع آسیب جدی در عملکرد ترشحی کبد یا افزایش همولیز گلبول‏های قرمز را رد می‏کند و تنها زمانی که مقادیر آن بالا باشد، بایستی بیلی‏روبین را بر اساس نوع کونژوگه و غیرکونژوگه تقسیم‏ بندی و مشخص نمود. با این آزمایش، عملکرد کبد، آنمی همولیتیک و هیپربیلیروبینمی (نوزادان) ارزیابی می‏شود. هرگاه چه از نظر بالینی و چه از نظر شیمیایی، یرقان تشخیص داده شد، بسیار مهم است که نوع بیلی‏روبین تشخیص داده شود. این موضوع به تشخیص اتیولوژیک بیماری هم کمک می‏کند. عموماً یرقان‏های ناشی از نقص عملکرد سلول‏های کبدی (مانند هپاتیت) به افزایش سطح بیلی‏روبین غیرمستقیم منتج می‏شوند. معمولاً این نقص عملکرد را نمی‏توان با عمل جراحی ترمیم کرد. از طرف دیگر یرقان‏های ناشی از اختلال خارج کبدی (مانند سنگ صفراوی و تومور سد کننده مجاری صفراوی) به افزایش سطح بیلی‏روبین مستقیم منتج می‏شوند. معمولاً این نوع یرقان با جراحی باز یا اندوسکوپیک برطرف می‏شود.

بیماران بالغ بدون علامت که دارای افزایش متوسطی در سطح بیلی‏روبین غیرکونژوگه هستند باید از نظر سندرم ژیلبرت، همولیز و هیپربیلی‏روبینمی القاء شده توسط دارو بررسی شوند. در صورت افزایش سطح بیلی‏روبین کونژوگه باید آزمایش آلکالین فسفاتاز نیز به منظور رد کردن انسداد مجاری صفراوی انجام شود.

مایع آمنیوتیک معمولاً از نظر رنگ، استیل کولین استراز، آلفا- فیتوپروتئین، کراتینین، باکتری، بیلی‏روبین، کاریوتیپ کروموزومی، گلوکز، نسبت لسیتین به اسفنگومیلین (L/S ratio)، مکونیوم و فسفاتیدیل گلیسرول بررسی می‏شود. بیماری‏های همولیتیک نوزاد از طریق افزایش سطح بیلی‏روبین در مایع آمنیوتیک مشخص می‏شود. رنگ‏آمیزی مکونیوم دلالت بر دیسترس جنینی احتمالی دارد. عدم ‏بلوغ ریوی جنین از طریق نسبت پایین لسیتین به اسفنگومیلین و فقدان فسفاتیدیل گلیسرول مشخص می‏شود. کاهش سطح کراتینین می‏تواند دلالت بر عدم بلوغ جنین داشته باشد. افزایش سطح آلفا- فیتوپروتئین و استیل کولین استراز می‏تواند ما را به نقص در لوله‏های عصبی جنین مشکوک سازد.

 

افزایش بیلی‏روبین (هیپربیلی‏روبینمی)

افزایش بیلی‏روبین‏های سرم معمولاً به سه دسته پيش ‏كبدي Pre-hepatic)) (مانند همولیتیک)، كبدي (Hepatic) و پس‏ كبدي ((Post-hepatic (مانند انسداد، کلستاز و تومور) تقسیم ‏بندي می‏شود. بیلی‏روبین غیرکونژوگه در بیماری‏های زیر افزایش می‏یابد:

کم‌خونی‏های همولیتیک، یرقان فیزیولوژیک نوزادی، سندرم کریگلر نجار نوع I (یرقان غیرهمولیتیک مادرزادی)، سندرم کریگلر نجار نوع II، سندرم ژیلبرت و هیپربیلی‏روبینمی سمی.

در سندرم ژیلبرت (نقص مادرزادی در تجزیه بیلی‏روبین)، یک افزایش مزمن سطح بیلی‏روبین غیرمستقیم خواهیم داشت که به طور پیشرونده‏ای در حالت ناشتا افزایش خواهد یافت. هیپربیلی‏روبینمی کونژوگه را در بیماری‏های زیر مشاهده می‏کنیم:

انسداد درخت صفراوی، یرقان مزمن ایدیوپاتیک (سندرم دوبین- جانسون) و سندرم روتور.

در برخی موارد نیز ممکن است هر دو نوع بیلی‏روبین افزایش یابد مثل:

هپاتیت ویروسی، سیروز و سایر ضایعات هپاتوسلولار.

داروهایی مانند آسپرین، سالیسیلات‌ها، سولفانامیدهای کافئین با بیلی‏روبین در اتصال به آلبومین رقابت می‏کنند و سبب آزاد ماندن بیلی‏روبین در گردش خون می‏شوند و احتمال کرنیکتروس را بالا می‏برند. اسیدهای چرب آزاد در مرحله جذب با بیلی‏روبین در ورود به سلول رقابت ‏کرده و مانع ورود بیلی‏روبین به سلول می‏گردند و لذا موجب افزایش بیلی‏روبین غیرمستقیم خون می‏شوند؛ از اين رو ناشتا بودن سبب افزایش بیلی‏روبین می‏شود؛ به همین دلیل در گرسنگی طولانی، ناشتایی و روزه‏داری میزان بیلی‏روبین غیرمستقیم خون بالا است. نوزادان دارای سطح بیلی‏روبین غیرمستقیم بالاتری در سرم هستند که علت آن موارد زیر می‏باشد:

1) فعالیت آنزیم UDPGT آنها کم است.

2) غلظت اسید چرب آزاد خون آنها بالاتر است؛ به ویژه در نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‏کنند که به این حالت Breast Feeding Hyperbilirubinemia”” می‏گویند. در شرایطی که مادر از قرص‏های ضد بارداری استفاده کند، این افزایش به مراتب بیشتر است.

3) باکتری‏های روده‏ای وجود ندارند تا بیلی‏روبین مستقیم را به اوروبیلینوژن تبدیل کنند. در عوض در روده باریک دارای آنزیم بتاگلوکورونیداز می‏باشند که بیلی‏روبین را غیرکونژوگه می‏کند که قابل جذب از روده است و باعث افزایش غلظت بیلی‏روبین خون می‏شود.

در متاستاز شدید کبد، مجاری داخل کبدی یا کبدی به دلیل تومور بسته می‏شوند و صفرای دارای بیلی‏روبین نمی‏تواند دفع شود و سطح خونی بیلی‏روبین افزایش می‏یابد. در سکته قلبی اسیدهای چرب آزاد افزایش می‏یابد، پس مقدار بیلی‏روبین نیز بالا می‏رود.

 

کاهش بیلی‏روبین (هیپوبیلی‏روبینمی)

تاکنون بیماريی که منجر به کاهش بیلی‏روبین خون گردد، گزارش نشده است. مواجهه طولانی مدت نمونه با نور خورشید و یا نور مصنوعی می‏تواند موجب کاهش بیلی‏روبین نمونه شود. فنوباربیتال سبب کاهش بیلی‏روبین در نوزادان می‏شود، فنوباربیتال فعال کننده آنزیم UDPGT است که در نتیجه عمل آن بیلی‏روبین بیشتری کونژوگه می‏گردد و افزایش دفع بیلی‏روبین از راه ادرار را سبب می‏شود. الکل نیز سبب کاهش بیلی‏روبین می‏شود. الکل نیز مانند فنوباربیتال، فعال‏کننده UDPGT می‏باشد.

 

علل افزایش سطح بیلی‏روبین مستقیم و غیرمستقیم

 

نمونه ‏های مورد نیاز

سرم، پلاسما، مایع مغزی-نخاعی و ادرار ممکن است به منظور اندازه‏گیری بیلی‏روبین با استفاده از روش نمک دیازونیوم مورد بررسی قرار گیرند. نمونه سرم برای اندازه‏گیری بیلی‏روبین را حتماً به دور از نور مستقیم و گرما نگهداری نمائید. همولیز مختصر در پاسخ‏های حاصل تداخل جدی ندارد. لیپمیک ‏بودن نمونه‏ها می‏تواند موجب افزایش کاذب سطح بیلی‏روبین شود. توصیه می‏شود که 24 ساعت قبل از انجام آزمایش بیلی‏روبین از مصرف داروهای مداخله ‏کننده در نتیجه این آزمایش خودداری شود.

 

روش‏های اندازه ‏گیری بیلیروبین

کالریمتری، واکنش دیازو، اسپکتروفتومتری و HPLC. از بین این روش‏ها کالریمتری و اسپکتروفتومتری Diazotization از روش‏های متداول می‏باشند. تفاوت انواع بیلی‏روبین‏ها در اختلاف حلالیت آنها در آب می‏باشد. از آن جایی که بیلی‏روبین کونژوگه و بیلی‏روبین متصل شده با آلبومین (بیلی‏روبین دلتا) در آب محلول می‏باشند، بنابراین بیلی‏روبین کونژوگه به صورت سریع و مستقیم با سوبسترا واکنش می‏دهد. در حالی که بیلی‏روبین غیرکونژوگه پس از افزودن یک تسریع‏کننده (از قبیل الکل و یا برخی حلال‏های دیگر)، محلول در آب شده و در مخلوط واکنش اندازه‏گیری می‏شود، بنابراین بیلی‏روبین مستقیم به اندازه‏گیری بیلی‏روبین کونژوگه و بیلی‏روبین متصل ‏شده به آلبومین پرداخته و پس از افزودن تسریع ‏کننده به واکنش، همه فرم‏های بیلی‏روبین موسوم به بیلی‏روبین توتال اندازه‏گیری می‏شوند. روش‏های Jendrassik-Grof و Malloy-Evelyn با استفاده از نمک دیازونیوم و ایجاد یک واکنش رنگی در نتیجه واکنش با بیلی‏روبین، به اندازه‏گیری این ماده می‏پردازند.

با استفاده از بيلي‌روبينومتر مي‌توان بيلي‌روبين توتال نوزادان تا سن 6 هفته را انجام داد. براي نوزادان با سن بيش از 6 هفته و يا كودكان و افراد بالغ به دليل وجود رنگيزه‌هاي زرد رنگ در سرم آن‌ها و تداخل آن‌ با اندازه‌گيري بيلي‌روبين نمي‌توان از اين روش اندازه‌گيري استفاده كرد.

 

اصول آزمایش

 

Bilirubin+diazotized sulfanilic acid             azobilirubin

 

در روش Jendrassik-Grof که معمولاً درpH=13 انجام می‏شود، بیلی‏روبین با نمک دیازونیوم اسید سولفانیلیک واکنش داده و ایجاد آزوبیلی‏روبین می‏نماید که در pH قلیایی، آبی‏رنگ است، سپس محصولات این واکنش قلیایی، شدت رنگ بیشتری در pH خنثی به خود می‏گیرد.

در روش Malloy-Evelyn که در pH=1.3 انجام می‏شود، محصول قرمز رنگ نهایی در طول موج 560 نانومتر اندازه‏گیری می‏شود. ممکن است از مخلوط سدیم بنزوات-کافئین و یا متانول به عنوان تسریع ‏کننده در این روش‏های اندازه‏گیری بیلی‏روبین استفاده شود.

 

مداخله کننده ‏ها

همولیز و لیپمیک ‏بودن نمونه‏های خون ممکن است موجب تغییر در نتیجه این تست شوند. قرار گرفتن نمونه‏ها در معرض نور خورشید و یا نور مصنوعی به مدت بیش از یک ساعت می‏تواند منجر به تجزیه بیلی‏روبین و کاهش سطح آن گردد. مواد حاجب رادیوگرافیک ممکن است تا 24 ساعت آینده نیز نتیجه تست را تحت تأثیر قرار دهند. در مواقع ناشتایی، به طور طبیعی، سطح بیلی‏روبین غیرمستقیم پایین‏تر می‏باشد. اختلالات همولیز دهنده (از قبیل واکنش‏های تزریق خون) می‏توانند موجب افزایش سطح بیلی‏روبین مستقیم و غیرمستقیم شوند؛ البته همولیز به تنهایی، به ندرت موجب افزایش سطح بیلی‏روبین به بیش از 4 تا 5 میلی‏گرم در دسی‌لیتر خواهد شد. چنانچه همولیز همراه با اختلال در عملکرد کبد شود، میزان افزایش سطح بیلی‏روبین به طور فزاینده‏ای بیشتر خواهد شد.

داروهایی که می‏توانند منجر به افزایش سطح بیلی‏روبین شوند شامل موارد زیر می‏باشند:

  • داروهایی که از طریق ایجاد کلستازیس سبب افزایش سطح بیلی‏روبین می‏شوند كه شامل داپسون، استروژن‏ها، آمی‏تریپتیلین، استروئیدهای آنابولیک، آندروژن‏ها، بنزودیازپین‏ها، کلروتیازید، کلرپروپامید، اریترومایسین، اتیونامید، نمک‏های طلا، ایمی‏پرامین، مرکاپتوپورین، ضد حاملگی‏های خوراکی، سولفونامیدها، پروپوکسیفن، پنی‏سیلین‏ها، تاموکسیفن، فنوتیازین‏ها، پروژسترون، تولبوتامید و نیتروفوران‏ها می‏باشند.
  • داروهایی که از طریق ایجاد آسیب در سلول‏های کبدی (Hepatocellular damage) موجب افزایش سطح بیلی‏روبین می‏شوند كه شامل استامینوفن، استیل سالیسیلیک اسید، آلوپوینول، آمیودارون، استروئیدهای آنابولیک، داروهای ضد تشنج، آسپاراژیناز، آزیترومایسین، بروموکریپتین، کاپتوپریل، سفالوسپورین‏ها، کلرامفنیکل، کلیندامایسین، کلوفیبرات، دانازول، انفلوران، اتامبوتول، اتیونامید، فنوفیبرات، فلوکونازول، فلوئوروکوئینولون‏ها، جنتامایسین، ایندومتاسین، اینترفرون، اینترلوکین-2، لوامیزول، سولفونیل اوره‏ها، لوودوپا، فوسکارنت، لینکومایسین، ناپروکسن، هپارین با وزن ملکولی پایین، متیل دوپا، بازدارنده‏های مونوآمین اکسیداز، نیفدیپین، نیتروفوران‏ها، ضد حاملگی‏های خوراکی، پروبنسید، پروکاین‏آمید، کوئینین، رانیتیدین، رتینول، ریتودرین، تتراسایکلین‏ها، توبرامایسین و وراپامیل می‏باشند.
  • داروهایی که از طریق ایجاد همولیز سبب افزایش سطح بیلی‏روبین می‏شوند كه شامل آمفوتریسین B، کاربامازپین، کاربوتامید، سفالوریدین، کلرپرومازین، سفالوتین، کلرپروپامید، دی‏نیتروفنول، ایبوپروفن، انسولین، ایزونیازید، لوودوپا، مفنامیک اسید، ملفالان، متوتروکسات، متیل دوپا، پنی‏سیلین‏ها، پروکائین‏آمید، فناستین، کوئینیدین، کوئینین، ریفامپین، استیبوفن، سولفونامیدها و تولبوتامید می‏باشند.
  • سایر داروهایی که موجب افزایش سطح بیلی‏روبین می‏شوند عبارتند از کدئین، تئوفیلین، ویتامین A، اسید نیکوتینیک (در دوزهای بالا)، مورفین، دکستران و اسید آسکوربیک.

داروهای کاهنده سطح بیلی‏روبین نیز شامل باربیتورات‏ها، کافئین، کلورین، سیترات، کورتیکو استروئیدها، اتانول، پروتئین و اوره می‏باشند.

 

مقادیر نرمال بیلی روبین

مقادیر طبیعی بیلی‏روبین مستقیم و توتال افراد بالغ به ترتیب 4/0-0 و 1-0 میلی‏گرم در دسی‌لیتر می‏باشد. واحد SI برای بیان غلظت بیلی‏روبین، µmol/L است. فاکتور تبدیل واحد mg/dl به µmol/L، عدد 1/17 می‏باشد.

 

بیلی‏روبین در نوزادان

غلظت بیلی‏روبین نوزادان طبیعی رسیده (Full-term) باید در نتیجه تکامل سیستم کبدی، تا روز دهم پس از تولد کاهش یافته و به سطح بیلی‏روبین افراد بالغ برسد. غلظت بیلی‏روبین نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‏کنند ممکن است بیش از 10 روز طول بکشد تا به سطح بیلی‏روبین افراد بالغ برسد. همچنین سطح بیلی‏روبین نوزادان نارس (Premature infants) در مقایسه با نوزادان رسیده، بالاتر بوده و در آنها نیز ممکن است که بیش از 10 روز زمان لازم باشد تا غلظت بیلی‏روبینشان به سطح غلظت بیلی‏روبین در افراد بالغ کاهش یابد.

 

روش اندازه ‏گیری

غلظت بیلی‏روبین توتال در نوزادان از طریق تعیین جذب نوری نمونه در طول موج 454 نانومتر با استفاده از بيلي‌روبينومتر به دست می‏آید.

 

مداخله کننده‏ها

این روش در کودکان بزرگ‏تر و یا در افراد بالغ مورد استفاده قرار نمی‏گیرد زیرا در خون این افراد شاهد حضور پیگمان‏های غذایی خواهیم بود. قرار گرفتن نمونه در معرض نور همانند نمونه‏های کنترل و یا استاندارد موجب تجزیه بیلی‏روبین خواهد شد.

 

نمونه ‏های مورد نیاز

سرم و پلاسما ممکن است مورد استفاده قرار گیرند. پیگمان‏های ناشی از مصرف مواد غذایی از قبیل کاروتن می‏توانند به طور کاذب موجب افزایش سطح بیلی‏روبین شوند اما معمولاً به دلیل رژیم غذایی محدود در نوزادان این اتفاق نمی‏افتد. بیلی‏روبین می‏تواند در نتیجه حرارت و یا نور تجزیه شود. بنابراین باید نمونه در مقابل این عوامل محافظت شود.

 

مقادیر نرمال بیلی روبین

در نوزادان رسیده (Full-term)

نوزاد رسیده 24-0 ساعته           6-2 میلی‏گرم در دسی‌لیتر

نوزاد رسیده 48-24 ساعته         10-6 میلی‏گرم در دسی‌لیتر

نوزاد رسیده 5-3 روزه               8-4 میلی‏گرم در دسی‌لیتر

 

در نوزادان نارس (Premature)

نوزاد نارس 24-0 ساعته           8-1 میلی‏گرم در دسی‌لیتر

نوزاد نارس 48-24 ساعته         12-6 میلی‏گرم در دسی‌لیتر

نوزاد نارس 5-3 روزه              14-10 میلی‏گرم در دسی‌لیتر

 

منابع:

  • علی‏‎محمدی م. و رستمی م. بیوشیمی عملی با تکیه بر نکات بالینی. انتشارات راز نهان. ۱۳۹۰. چاپ اول.
  • Tietz textbook of clinical chemistry and molecular diagnosis. 2006; 4th Edition.
  • Henrys clinical diagnosis and management by laboratory methods. 2007; 21st Edition.
  • Harrisons principles of internal medicine. 2005; 16th
  • Guyton AC and Hall JE. Textbook of medical physiology. 2006; 11th
  • Pagana KD and Pagana TJ. Diagnostic and laboratory test refrence. 2005; 7th Edition.
  • Arneson W, Brickell J. Clinical chemistry; a laboratory perspective. 2007.

 

 

 

مراد رستمي: کارشناس ارشد بیوشیمی بالینی، دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز

ماهنامه اخبار آزمایشگاهی