معماری
سیاه سرفه

سیاه سرفه (بردتلا) و تشخیص آزمایشگاهی آن

سیاه سرفه (بردتلا)
گونه های مختلفی از بوردتلا پرتوسیس که قابلیت سرایت زیادی دارد و پاتوژن عمده ای بوده که عامل سیاه سرفه یا پرتوسیس می باشد . بوردتلا پاراپرتوسیس نوعی بیماری مشابه سیاه سرفه ایجاد می کند . بوردتلا برونشی سپتیکا ( بوردتلا برونشی کانیس ) موچب بیماری هایی مانند سرفه کنل در سگ و خس خس کردن در خرگوش ها و گاهی هم نوعی بیماری مشابه سیاه سرفه را ایجاد می کند .

بوردتلا آویوم عامل سرما خوردگی بوقلمون است و در انسان عفونت ایجاد نمی کند. گونه های جدیدتر و بیماری آنها عبارتند از:

بوردتلا هینزی ( باکتری و بیماری تنفسی ) ؛ بوردتلا هولمزی ( باکترمی در بیمارانی که نقص ایمنی دارند ) و بوردتلا نرماتوم ( عفونت زخم و اوتیت گوش میانی ) .تجانس DNAدر بوردتلا در بوردتلا پرتوسیس، بوردتلا پاراتوسیس و بوردتلا برونشی سپتیکا بهم خیلی شبیه ( ۷۲ تا ۹۴ درصد ) بوده و تفاوت های بسیار محدودی در آنالیز چند کانونی آنزیمی دارند. این سه باکتری ممکن است سه زیر گونه از یک گونه باشند . بوردتلا آویوم گونه مجزایی است.

۱- بوردتلا پروتوسیس

مورفولوژی و شناسایی

الف ) شکل ارگانیسم :

بوردتلا پرتوسیس، کوکوباسیلی گرم منفی ، کوتاه و شبیه هموفیلیس آنفلوانزا است . با رنگ آمیزی به روش تولوئیدین آبی می توان دانه های متاکروماتیک را به طور مشخص در دو قطب آن مشاهده کرد .

ب ) کشت :

برای به دست آوردن بوردتلا پرتوسیس به محیط کشت غنی نیاز است . مناسب ترین محیط کشت جهت رشد این باکتری، محیط کشت بورده ژانگو بوده که در آن ، خون، سیب زمینی، گلیسرول ، آگار و پنی سیلین Gبه مقدار ۰٫۵ میکرو گرم در هر میلی لیتر موجود است و یا می توان از محیط شارکول که مشابه محیط کشتی است که جهت رشد لژیونلا پنوموفیلا به کار می رود، استفاده کرد . پلیت ها را در ۳۵ تا ۳۷ درجه سانتی گراد به مدت ۳ تا ۷ روز در هوای مرطوب ( برای مثال در کیسه پلاستیکی مرطوب بسته ) قرار می دهند . رنگ آمیزی به روش ایمونوفلورسنس از کلونی های مزبور معمولا باسیل های کوچک و گرم منفی را نشان می دهد . بوردتلا پرتوسیس فاقد حرکت است.

ج ) خصوصیات رشد :

این باکتری، هوازی اجباری است و از گلوکز و لاکتوز، اسید بدون گاز تولید می کند . بوردتلا پرتوسیس در کشت های بعدی به عوامل Xو Vنیازی ندارند. بوردتلا پرتوسیس بیماری زا در محیط کشت خون دار معمولا همولیز ایجاد می کند که با بیماری زایی بوردتلا پرتوسیس همراه است.

د ) تغییرات :

وقتی بوردتلا پرتوسیس از بیماران جدا و روی محیط غنی شده کشت داده می شود همولیتیک است و در فاز ویرولانت توکسین پرتوسیس تولید می کند . دو مکانیسم برای تغییر این باکتری به حالت غیرهمولیتیک و غیرتوکسین زا وجود دارد. تغییر قابل برگشت فنوتیپی، هنگامی رخ می دهد که بوردتلا پرتوسیس در شرایط خاص محیطی ( نظیر حرارت ۲۸ تا ۳۷ درجه سانتی گراد با وجود سولفات منیزیم و غیره ) رشد کند .

تغییر غیر قابل برگشت فاز، به دنبال جهشی است که گاهی در مکان ژنتیکی که تظاهر عوامل بیماری زایی را کنترل می کند، رخ می دهد . امکان دارد که مکانیسم های فوق ، نقشی را در روند عفونت به عهده داشته باشند، اما هنوز به طور کامل اثبات نشده است .

پاتوژنز و پاتولوژی

بوردتلا پرتوسیس عواملی را تولید می کند که در پاتوژنز بیماری دخالت دارند. یک لوکوس روی کروموزوم بوردتلا . پرتوسیس به عنوان ناظم مرکزی ژن های ویرولانس عمل می کند. این لوکوس دارای دو ژن ویرولانس بوردتلا یعنی bvgA،bvgSاست . محصولات ژن های Aو Sمشابه سیستم های تنظیم کننده دو قسمتی است.

bvgSبه علائم محیطی پاسخ می دهد در حالی که bvgA فعال کننده نسخه برداری ژن های ویرولانس است .هماگلوتینین فیلامنتی واسط اتصال به سلول های اپی تلیال مژه دار است . توکسین پرتوسیس باعث لنفوسیتوز ، حساسیت به هیستامین و اثر روی ترشح انسولین می شود و دارای فعالیت ریبوزیله کننده ADPاست . دارای ساختار A/Bاست و مکانیسم عمل آن مشابه توکسین وبا است . هماگلوتینین فیلامنتی و توکسین پرتوسیس ، پروتئین های ترشحی هستند و خارج سلول بوردتلا یافت می شوند.

توکسین آدنیلیل سیکلاز، توکسین درمونکروتیک و همولیزیننیز توسط سیستم bvgکنترل می شوند. سیتوتوکسین نایی از سنتز DNA در سلول های مژه دار جلوگیری می کند و توسط bvg کنترل نمی شود. ممکن است پیلی در اتصال باکتری به سلول های اپی تلیال مژه دار دستگاه تنفسی فوقانی نقش داشته باشد. ممکن است لیپوپلی ساکارید دیواره سلولی نقش مهمی در صدمه به سلول های اپی تلیال مژه دار دستگاه تنفسی فوقانی داشته باشد .

بوردتلا پرتوسیس در خارج از بدن انسان فقط به مدت کوتاهی قادر به ادامه حیات است و ناقلی برای این باکتری ، وجود ندارد . راه انتقال این باکتری از طریق ترشحات تنفسی در مراحل اولیه عفونت از بیمار و از ناقلین انسانی این باکتری به افراد سالم انجام می گیرد. این باکتری پس از ورود به بدن به سرعت به سلول های پوششی در سطح نای و برونش ها اتصال یافته و تکثیر می یابد و موجب اختلال در عمل طبیعی مژه های سلول های پوششی می شود .

این باکتری، توکسین و موادی را ترشح می کند که سلول های سطحی را تحریک کرده و سرفه و لنفوسیتوز بارزی را ایجاد می کند . در مراحل بعدی بیماری معمولا نکروز در بخش هایی از اپی تلیوم و نشست سلول های چند هسته ای همراه با التهاب در اطراف برونش ها و پنومونی بینابینی مشاهده می شود . پنومونی با باکتری های دیگری نظیر استافیلوکوک یا هموفیلوس آنفلوانزا گاهی در زمینه سیاه سرفه به وجود می آید و گاهی هم برونشیول های کوچک توسط ترشحات مخاطی مسدود شده و کاهش اکسیژن خون ظاهر می شود . بروز این عارضه به علت عوارض حاصل از تشنج همراه با سرفه در نوزادان رخ می دهد.

یافته های بالینی

دوره کمون بیماری سیاه سرفه حدود دو هفته است و پس از دوره زکام ( کاتارال ) شروع می شود . علائم این دوره به صورت عطسه ، سرفه های خشک و خفیف است . در طول این دوره، مقدار زیادی از باکتری ها از راه ترشحات تنفسی دفع می شوند، بیمار بسیار مسری است، ولی چندان کسالت ندارد. دوره دوم بیماری که دوره پاروکسیسمال نامیده می شود، با سرفه های شدید و پی در پی با صدای خاصی ( ووپ ) همراه است . این سرفه ها باعث خستگی و ضعف شده و گاهی به همراه آن استفراغ ، سیانوز و تشنج رخ می دهد. سرفه با صدای خاص و اکثر عوارض آن به طور عمده در نوزادان مشاهده شده، اما سرفه حمله ای اغلب در کودکان بزرگتر و بزرگسالان دیده می شود.

تعداد گلبول های سفید حدود ۱۶ تا ۳۰ هزار در میکرو لیتر خون بوده و لنفوسیتوز بارز بروز می کند . بهبودی از این بیماری ، تدریجی است و گاهی بعد از سیاه سرفه، انسفالیتی که علت آن ناشناخته است بروز می کند. بیماری مشابه با سیاه سرفه گاهی توسط آدنوویروس ها و کلامیدیا پنومونیه ایجاد می شود .

تشخیص آزمایشگاهی

الف  ) نمونه :

شستشوی بینی با سرم فیزیولوژی، نمونه مناسبی می باشد. سوابهای برداشت شده از ترشحات بینی و گلو و یا ترشحات حاصل از سرفه که مستقیما به درون پلیت حاوی کشت وارد می شود نیز مورد استفاده قرار می گیرد، اما به خوبی شستن بینی با سرم فیزیولوژی نمی باشد.

ب ) تست آنتی بادی فلورسنس مستقیم ( FA) :

از تست FAمی توان برای آزمایش نمونه های برداشت شده از گلو و بینی استفاده کرد. نتایج مثبت و منفی کاذب گاهی دیده می شود، حساسیت آن حدود ۵۰ درصد است. تست FAدر شناسایی بوردتلا پرتوسیس بعد از کشت در روی محیط جامد، مفیدترین است.

ج ) کشت :

ترشحات تنفسی یا مخاط جمع آوری شده را در روی محیط اختصاصی آگار کشت می دهند . آنتی بیوتیک هایی که در این محیط افزوده می شود، از تکثیر باکتری های فلور طبیعی مجرای تنفسی جلوگیری می کند، اما بر روی رشد باسیل سیاه سرفه تأثیری ندارد . با رنگ آمیزی ایمونوفلورسنس یا آگلوتیناسیون لام با آنتی سرم اختصاصی می توان این باکتری را شناسایی کرد.

د ) واکنش زنجیر پلی مراز :

PCR، حساس ترین روش برای شناسایی سیاه سرفه است. پرایمرهای بوردتلا پرتوسیس و بوردتلا پاراپرتوسیس باید به کار رود. هنگامی که انجام PCRامکان پذیر است ، پس باید جایگزین کشت و تست آنتی بادی فلورسنت مستقیم قرار گیرد .

ذ ) سرولوژی :

ارزش تست های سرولوژی در بیماری سیاه سرفه بسیار کم است زیرا افزایشی در میزان آگلوتینین و رسوب اختصاصی تا سومین هفته بیماری مشاهده نمی شود . یک نمونه سرم با تیتر بالای آنتی بادی ممکن است در تشخیص عامل سیاه سرفه طولانی مدت کمک کننده باشد .

ایمنی

ایمنی پس از یک بار عفونت و بهبودی یا واکسیناسیون علیه سیاه سرفه، به وجود می آید. ممکن است عفونت بعدی بسیار خفیف باشد . چنانچه عفونت بعدی ، سال ها پس از بهبودی و انجام واکسیناسیون رخ دهد، بیماری شدیدی بروز خواهد کرد .

اولین وسیله دفاعی بدن علیه عفونت بوردتلا پرتوسیس، تشکیل آنتی بادی است که از اتصال باکتری ها به مژه های سلول های پوششی جلوگیری می کند .

درمان

بوردتلا پرتوسیس در آزمایشگاه به چندین داروی ضدمیکروبی حساس است . تجویز اریترومایسین در مرحله زکام موجب از بین رفتن باکتری ها شده و گاهی ارزش پیشگیری دارد، اما تجویز آنتی بیوتیک در مرحله پاروکسیمال، به ندرت سیر بالینی بیماری را تغییر می دهد . استنشاق اکسیژن و مصرف داروهای مسکن از آسیب حاصل از کمبود اکسیژن در مغز جلوگیری می کند .

پیشگیری

هر نوزادی باید ۳ تزریق از واکسن سیاه سرفه را در طی اولین سال زندگی خود دریافت کند که با تزریقات بعدی یادآوری آن، مجموع ۵ تزریق خواهد شد . واکسن های چندتایی سیاه سرفه فاقد سلول در آمریکا و برخی از نقاط دنیا مجاز شناخته شده است و به علت اثرات جانبی کمتر به واکنش های ساخته شده از سلول کامل ترجیح داده می شود. واکسن های ساخته شده از سلول کامل ترجیح داده می شود. واکسن های فاقد سلول دارای ۱ تا ۵ آنتی ژن می باشد.

واکسن های حاوی ۳ تا ۵ آنتی ژن موجب پاسخ ایمنی بهتری از واکنش های متفاوت، آنتی ژن های مختلفی دارند، بنابراین، فرآورده های مشابه باید در واکسیناسیون عموم مردم مورد استفاده قرار گیرد . واکسن سیاه سرفه معمولا همراه با توکسوئید دیفتری و کزاز ( DTP) تجویز می شود .

پیشگیری از بیماری سیاه سرفه با تجویز اریترومایسین به مدت ۵ روز ممکن است در نوزادان غیرمصون و یا افراد بزرگسالی که در معرض خطر هستند مفید واقع گردد .

اپیدمیولوژی و کنترل

بیماری سیاه سرفه در تمام نقاط دنیا و در جوامع شلوغ به حالت اندمی وجود دارد و گاهی به صورت اپیدمی ظاهر می شود. منبع عفونت ، بیمارانی هستند که در مرحله زکام قرار دارند . این باکتری فوق العاده مسری است و حدود ۳۰ تا ۹۰ درصد افراد جامعه را مبتلا می سازد. اکثر موارد بیماری در اطفال کمتر از ۵ سال و بالاترین میزان مرگ در اولین سال زندگی رخ می دهد. اساس کنترل بیماری سیاه سرفه، واکسیناسیون و ایجاد ایمنی فعال در کودکان است .

۲- بوردتلا پاراتوسیس

این باکتری ، بیماری مشابه با سیاه سرفه را ایجاد می کند . اکثر عفونت های آن بدون علائم بالینی می باشد . این باکتری، سریع تر از بوردتلا پرتوسیس رشد کرده و کلونی های آن بزرگتر هستند و همچنین قادر است در محیط بلاد آگار رشد کند . این باکتری، یک کپی ژن غیرفعال از ژن توکسین پرتوسیس دارد.

۳- بوردتلا برونشی سپتیکا

بوردتلا برونشی سپتیکا، باسل گرم منفی کوچکی است که در مجرای تنفسی سگ یافت شده و موجب سرفه کنل و پنومونی در سگ می شود. این باکتری، عامل نفس کشیدن با زحمت و با صدای بلند در خرگوش ها و التهاب ریه آتروقی در خوک می باشد. این ارگانیسم، عامل شایعی از عفونت های مزمن مجرای تنفسی در انسان نمی باشد . این باکتری در روی محیط بلاد آگار تکثیر می یابد . این باکتری، یک کپی غیر فعال از ژن توکسین پرتوسیس دارد.

پاسخ دهید