معماری

يافته هاي آزمايشگاهي در لوسميهاي حاد مايلوبالستيك

يافته هاي آزمايشگاهي در لوسميهاي حاد مايلوبالستيك

شمارش گلبولهاي سفيد در بيمار مبتال به لوسمي حاد در گستره وسيع قرار دارد و تنها در كمتر از %20 موارد بيشتر از 100/000 در ميليمترمكعب است. مشاهده مرفولوژي آورراد و اجسام فاي (phi) تشخيص مايلوبالست را قطعي ميكند.

آور راد ميلهاي شكل بنفش قرمزرنگ بوده و از به هم چسبيدن ليزوزوم شكل مي گيرد و داراي خاصيت پروكسيداز است. گمان ميرود كه اجسام سوزني phi از تجمع گرانولهاي با خاصيت كاتاالز باشد كه براي مشخص شدن آنها نياز به رنگآميزي هيدروپركسيداز است.

مايلوبالست با قطري حدود 20 ميكرومتر داراي كروماتين ظريف و يكنواخت، نسبت زياد هسته به سيتوپالسم و 2 تا 5 عدد هستك و سيتوپالسم آبي است. ممكن است حدود 20 عدد گرانول آژروفيل در گوشهاي از سلول تجمع يافته باشد كه به آن مايلوبالست تايپ 2 گفته ميشود. مايلوبالست تايپ يك فاقد گرانول است. امكان دارد گاهي گرانولهاي بزرگ و واكوئل درمايلوبالست به ويژه در AML – M2 يافت شود.

 

مايلوبالست تايپ 2 در سمت راست و تايپ يك در سمت چپ مشاهده ميشود

كاهش شمارش پالكت در غالب بيماران مبتال به AML مشاهده ميشود و استثناء در اين ميان AML با اختالل بازوي بلند كروموزوم 3 و درگير شدن ژن EVI 1 است كه ممكن است حتي ترومبوسيتوز مشاهده شود.

بيمار مبتال به لوسمي حاد پرومايلوسيتيك (AML- M3) در درجه اول و سپس مبتاليان به لوسميهاي حاد منوبالستيك مستعد انعقاد داخل عروقي منتشره هستند و ازاينرو كاهش فيبرينوژن، طوالني شدن آزمايشهاي انعقادي، كاهش شديد فاكتورهاي 5 و 8 و مثبت شدن آزمايش D-daimer ممكن است مشاهده شود.

افزايش آنزيم LDH بهويژه در لوسميهاي حاد منوبالستيك M6/M4 مشاهده گرديده و از طرف ديگر افزايش سطح ليزوزوم در اين دو لوسمي موجب ليزوزوماوري و آسيب به لولههاي پروكسيمال كليه مي گردد كه با كاهش پتاسيم همراه ميشود. پتاسيم عالوه بر دفع ادراري ممكن است توسط سلول سرطاني مصرف شود.

لوسمي حاد منوبالستيك با اريتروفاگوسيتوز

پديده هايپرلكوسيتوز با شمارش گلبول سفيد >100/000 در تعدادي از بيماران مبتال به AML به ويژه از انواع M4/M5 و M3:7 و AML با جهش FIT3 – ITD رخ ميدهد.

هايپرلكوسيتوز يك اورژانس پزشكي است. سلولهاي بالست گروه مايلوئيدي داراي افزايش ويسكوزيته بوده و موجب پديده لكواستاز (Leukostasis) يا ركود خون در مويرگها ميشوند. لكواستاز در ريه و سيستم اعصاب مركزي با نارسايي تنفس، خونريزي داخلي ريه و خونريزي مغزي، سردرد و اختالل در ديد بروز ميكند كه گاهي نياز به لكوفرسيس فوري بهمنظور كاهش دادن شمارش گلبولهاي سفيد است.

 

بايستي توجه داشت كه در بيمار مبتال به هايپرلكوسيتوز، افزايش Hb باالي 8 موجب ويسكوزيته بيشتر شده و خطر لكواستاز را بيشتر ميكند و ازاينرو هموگلوبين در سطح 8gr% نگه داشته ميشود و از تزريق بيشتر كيسههاي خون بهمنظور افزايش بيشتر هموگلوبين خودداري ميشود.

بايستي توجه داشت كه لكوفرسيس موجب كاهش پالكت هم مي گردد و ازاينرو كنترل شمارش پالكت در حين لكوفرز سفارش ميشود.

هايپرلكوسيتوز موجب افزايش كاذب شمارش پالكت ميگردد. تكههاي سيتوپالسمي جدا شده از گلبولهاي سفيد توسط آناليزورها بهعنوان پالكت شمرده ميشود.

پديده هايپرلكوسيتوز با هايپوكسمي كاذب (Pao2↓) به علت مصرف اكسيژن توسط سلولهاي بالست و هايپوگاليسمي به علت مصرف قند و كاهش پتاسيم به علت مصرف و كاهش فسفات همراه است. قرار دادن نمونه بيمار روي يخ تا حدي خطاهاي آزمايشگاهي را كم مي كند.

شيميدرماني بهويژه در بيماران مبتال به هايپرلكوسيتوز موجب سندرم ليز تومور و اختالالت الكتروليتي از قبيل افزايش اسيداوريك، افزايش پتاسيم، افزايش فسفات و كاهش كلسيم مي گردد. سفارش ميشود كه براي كم كردن خطاهاي آزمايشگاهي آزمايشهاي شيمي روي نمونه پالسماي خون با ضدانعقاد ليتيم EDTA انجام شود.

 

شناسايي لوسميهاي حاد مايلوئيدي با استفاده از ماركرهاي سطحي با روش فلوسيتومتري

پاسخ دهید