معماری
آسیب مغزی

آسيب مغزي و راه نجات و درمان

مغز در محدوده جمجمه آزاد است كمي حركت كند،سپس مي تواند با يك ضربه به سر تكان داده شود اين تكان آسيب مغزي ناميده مي شود .درميان سببهاي معمول تر آسيب مغزي با حوادث ترافيك ، صدمات ورزشي ،سقوط، وضربات در پروازها مي باشد .

آسيب مغزي اخلال موقت و معمول در فعاليت مغز معمول بوجود مي آورد درعين حال ،اين مسئله معمولاً با هرصدمه طول كشيده در مغز ارتباط داده مي شود اين تصادفات ، ذهن مصدوم را مي رنجاند ولي اين مسئله مدت كوتاهي طول مي كشد (معمولاً چند دقيقه ) و بهبودي كامل رابه دنبال دارد با اين تعريف ، مطمئناً آسيب مغزي تشخيص داده مي شود تنها زمانيكه مصدوم كاملاً بهبود يابد .

مصدومي كه دچار آسيب مغزي شده است بايد مراقبت و راهنمايي شود تا كمك پزشكي بگيرد اگر علائمي مثل سردرد يا ديد تار شده بعداً بيشتر شود .

هدفتان

  • مطمئن شويد مصدم كاملاً و قطعاً بهبود مي يابد .
  • مصدوم رادر مراقبت فرد مسئول قرار دهيد .
  • كمك پزشكي بگيريد اگر لازم شد .

! هشدار

اگر مصدوم كاملاٌ بهبود نمي يابد ، يا اگر سطح وخامت واكنش بعد از بهبود اوليه وجود دارد با اورژانس به شماره 999 تماس بگيريد .

!احتياط

تمام مصدومين كه آسيب ديدگي سر داشته اند همچنين بايد بخاطر آسيب ديدگي گردن معالجه شوند .

تشخيص

  • دوره كوتاهي از ذهن صدمه زده شده كه ضربه سررابه دنبال دارد .

همچنين موارد زير را در بر مي گيرد:

  • گيجي يا تهوع دوره بهبود .
  • فقدان يادآوري حوادث به هنگام يا فوراً آسيب كه مقدم مي باشد .
  • سردرد كلي يا خفيف.

مكانيسم آسيب مغز

آسيب مغز معمولاً بعنوان نتيجه اي از ضربه اي به سر اتفاق مي افتد . اين كار مغز رادر محدوده جمجمه تكان مي دهد كه منجر به آشفتگي موقت عمل مغز مي شود .

  1. مصدوم را بخاطر ذهن صدمه زده شد معالجه كنيد .
  2. علائم بسيار مهم _ سطح واكنش ، ضربان ، تنفس را زير نظر قرار گرفته ويادداشت شود چنانكه گويي مصدوم ظاهراً به طور كامل بهبود مي يابد ، اورا بخاطر وخامت بعدي با سطح واكنش اش مراقب باشيد .
  3. زمانيكه مصدوم بهبود يافته ،اورادر مراقبت فرد مسئول قرار دهيد . اگر مصدوم درزمين ورزش مصدوم شده باشد ، هرگز به او اجازه ندهيد كه بدون توصيه پزشك به بازي ادامه دهد.
  4. به مصدوم توصيه كنيد تابه بيمارستان برود اگر به سردرد ،تهوع ، استفراغ ، با خواب آلودگي شديد به دنبال ضربه به سردچار شد .

آسیب مغزی

ذهن مصدوم

هيچ خط مستقيمي كامل بين هوش و بيهوشي وجود ندارد . مردم شايد كاملاً آگاه و بيدار (هوش) ،بي واكنش به هر محرك (بيهوش ) ، يادر هر سطح بين اين موارد شديد باشند. براي مثال ،مصدوم شايد ضعيف باشد يا تنها به صداهاي بلند يا به درد واكنش نشان دهد. ذهن مصدوم واژه اي كه بكار برده مي شود زمانيكه مصدوم باهوشي كاملاً كمتري نسبت به هر موردي داشته باشد .

كدAvpu

با معاينه سطح واكنش مصدوم به محركي بكاررفته كد Avpu مي توانيد هوش را بسنجيد .

A – آيا مصدوم از خطر آگاه شده است ؟ آيا چشمانش را باز مي كنيد و به سوالات جواب مي دهد ؟

V- آيا مصدوم به صدا واكنش نشان مي دهد ؟ آيا به سوالات ساده جواب مي دهد و فرمانهاي را به جا مي آورد ؟

P- آيا مصدوم به درد واكنش نشان مي دهد ؟ آيا چشمانش راباز مي كند يا حركت مي كند اگر فشار داده شود؟

u- آيا مصدوم بي واكنش به هر محركي است ؟

بايد يافته يتان رادر جدولهاي مراقبت يادداشت كنيد .

هدفتان

  • يك خط هوايي باز را حفظ كنيد .
  • سطح واكنش رايادداشت كنيد و تخمين زنيد .
  • انتقال فوري به بيمارستان ترتيب دهيد اگر لازم شد .

! هشدار

  • اگر شما حدس زديدكه مصدوم صدمه (نخاعي ) گردن دارد ، سرش را خيلي با دقت جابجا كنيد به منظور باز كردن خط هوايي ، روش ضربه آرواره را به كار برديد :پشت سر مصدوم زانو بزنيد و دستانتان رادر دو طرف صورتش ، با نوك انگشتان در گوشه هاي آرواره اش قرار دهيد ، به آرامي آرواره را با لا بريد .
  • بدون ضرورت مصدوم را حركت ندهيد .

علتهاي اصلي ذهن مصدوم خطر ساختاري يا فقدان تغذيه _ يعني اكسيژن و گلوگز (قند )هستند كه به مغز مي رساند . خطر ساختاري شايد با ضربه سريا تومور مغزي اتفاق افتد. اكسيژن پايين (hypoxia) يا قند پايين (hypoglycaemia) با هر شرايطي روي مي دهد اگر جريان خون به مغز كم شود ، نظير ضربه ،شوك ،بيهوشي ، يا حمله قلبي اين مسئله نيز مي تواند اتفاق افتد اگر جريان خون طبيعي باشد ولي اكسيژن كافي يا گلوگز در خون نباشد – براي مثال – با توجه به آلودگي ،يا نامتعادلي شيميايي كه باitus mell بيماري قند سبب مي شود . صرع مي تواند ذهن مصدوم رابا توجه فعاليت الكتريسيته غير طبيعي در مغز بوجود آورد .

آسيب ديدگي سر

اساساً تمام آسيب هاي سر جدي هستند و نياز به بررسي مشخص دارد چون آنها مي تواند منجر به هوش مصدوم شود (برعكس ) آسيب ديدگي ها شايد با آسيب به يافته مغز يابه رگهاي خوني داخل جمجمه ، يابه آسيب مغز شكستگي جمجمه ارتباط داشته باشد .

آسيب ديدگي سر شايد هوش را بوجود آورد كه دوره اي كوتاه از بيهوشي كه با بهبودي كامل دنبال مي شود . بعضي آسيب ديدگي هاي سر مي تواند فشار مغز (فشار مغزي ) بوجود آورد ، كه تهديد زندگي مي باشد . اين مسئله بنابراين مهم است تا قادر شويم علائم ممكن فشار مغزي – بويژه ،سطح درمغز را تشخيص داد.

سري كه مجروح شده بايد شمارابه خطر شديدتري ،آسيب اساسي ، نظير شكستگي جمجمه آگاه كند كه شايد جدي باشد . خونريزي داخل جمجمه نيز شايد اتفاق افتد ومنجر فشار شود مايع واضح يا خون آبي مانند كه از گوش يا دماغ تراوش كند علائم آسيب جدي هستند .

هر مصدوم با آسيبي به سر بايد فرض شود آسيب ديدگي (نخاعي ) گردن را دارد و بايد معالجه شود

!هشدار

سر مصدوم راخيلي با دقت بخاطر خطر آسيب ديدگي گردن (نخاعي) دردست گيريد. خط هوايي راباز كنيد ، روش ضربه آرواره رابكار بريد  و تنفس رابررسي كنيد .

اگر اين موقعيت كه درآن مصدوم پيدا شده مانع حفظ يك مسير هوايي باز شود با شما نتوانيد آنرا به كارگري فشار آرواره باز كنيد ، اورادر موقعيت بهبودي قرار دهيد اگر دستياراني داريد ، روش تخت خوابيدن دوراني را بكار گيرد.

تشخيص

هوش
  • دوره كوتاه از ذهن مصدوم كه با ضربه به سر دنبال مي شود .

همچنين مواردي عبارتند از :

  • گيجي يا تهوع دوره بهبودي
  • صدمه يادآوري هر حادثه كه درآن زمان ،يا فوراً به دنبال آسيب ديدگي اتفاق مي افتد.
  • سردرد كلي با ضعيف
فشار مغزي
  • وخيم تر شدن سطح واكنش شايد به بيهوشي پيش رود .

همچنين موارد مي باشد كه :

  • سابقه اخير آسيب ديدگي سر .
  • سردرد شديد .
  • تنفس با صدا ، كه كند مي شود .
  • ضربان كند ، ولي كامل و قوي .
  • اندازه محصل تا مساوي .
  • ضعف و ناتواني يك طرف صورت يا بدن .
  • دماي بالا ، سرخ شدگي صورت .
  • نيم خوابي .
  • تغيير قابل توجه در شخصيت يا رفتار ، نظير تند خويي .
  • شكستگي جمجمه .
  • زخم ياخون مردگي درسر .
  • قسمت نرم يا گودي برروي پوست سر .
  • كبودي دريك يا دو چشم .
  • نبود خون آب مانند يا مايع روان از دماغ يا گوش .
  • خون در سفيد چشم .
  • تغيير شكل يا فقدان تناسب سر يا صورت .
  • وخيم تر شدن سطح واكنش – شايد به بيهوشي پيش رود .

سيستم اعصاب

اين موضوع اطلاعات بدن – تجمع ، ذخيره و سيستم كنترل است . اين مسئه يك واحد بررسي كننده مركزي – مغز – و يك شبكه پيچيده از رشته ها و سلولهاي عصبي را شامل مي شود .

دو بخش اصلي در سيستم عصبي مي باشد : سيستم عصبي مركزي ، كه شامل ذهن و نخاع شوكي و سيستم عصبي جزئي رادر بر ميگرد، كه تمام عصبهاي متصل به مغز و نخاع شوكي را در بقيه بدن شامل مي شود . بعلاوه ، سيستم عصبي ارادي (غير ارادي ) اعمال بدن نظير هضم ، ضربان قلب ، و تنفس را كنترل مي كند . سيستم عصب مركزي اطلاعات رادر تمام بخشهاي بدن دريافت و تجزيه و تحليل مي كند اين عصبي حامل پيغامي با شكل ضربه الكتريسيته سريع بالا ، بين مغز وبقيه سيستم عصبي مي باشد .

ساختار سيستم عصبي

  • اين سيستم شامل مغز ، نخاع شكلي و يك شبكه فشرده عصبي           مي باشد كه ضربان الكتريسيته بين مغز و بقيه بدن را حمل مي كند .
  • نخاع شوكي ضربه هاي عصبي بين مغز و بقيه بدن را حمل مي كنند.
  • اعصاب نخاعي (31 جفت ) از نخاع شوكي خارج مي شود و به ستون مهره اي امتداد مي يابد .
حفاظت نخاع شوكي
  • نخاع شوكي با ستون (نخاع ) مهره استخواني حفاظت مي شود . عصبها از نخاع شاخه شاخه مي شود بين مهره مجاور ظاهر               مي شود .
مغز
  • عصب هاي جمجمه اي (12 جفت ) مستقيماً از زير مغز امتداد مي يابد ، بيشتر سر ، صورت ،گردن و شانه ها را تامين مي كند .
  • عصبVagus بلندترين عصبهاي جمجه اي ، ارگانهاي در سينه و شكم را تامين مي كند اين مورد ضربان قلب را كنترل مي كند .
  • عصب ريشه اي ماهيچه ها را كنترل مي كند كه انگشتان و آرنج راراست مي كند .
  • عصب سياتيك ماهيچه هاي زرد پي پشت زانو و كفل را بكار مي گيرد .
  • قسمتها سراسر عصب

هر عصب از مجموعه اي از رشته هاي عصبي با نام Fascicle ساخته شده است . يك ماده چربي محافظ با نام myelin رشته هاي عصبي بزرگتر رادرميان مي گيرد و محافظت مي كند .

سيستم اعصاب اصلي

مغز و نخاع شوكي از سيستم اعصاب اصلي ساخته شده است . اين سيستم ميليونها سلول عصبي به هم متصل شده (نورن ها ) رادر بر مي گيرد و با سه پرده غشاء (meninges) محصور مي شود . يك مايع روان با نام مايع cerebrospinal سراسر مغز و نخاع شوكي جريان دارد . اين مورد بعنوان يك جذب كننده شوك عمل مي كند ، اكسيژن ،تغذيه را فراهم مي كند و توليدات صنايع را بين مي برد. مغز سه ساختار دارد : مخ ،كه با فكر سروكار دارد ، احساسات و حركت ذهن ؛cerebllum كه حركت ، تعادل و حالت بدن را منظم مي كند . ستاك مغز كه اعمال اصلي مثل تنفس را كنترل مي كند . عمل اصلي نخاع شوكي اينست كه علائم را بين مغز و سيستم اعصاب حاشيه اي برساند.

ساختار مغز

مغز در جمجمه قرارداده شده است . سه بخش اصلي دارد مخ ،كه يك لايه خارجي به نام پوسته ،مخچه و ستاك مغز دارد .

 

سيستم اعصاب حاشيه اي

اين بخش از سيستم اعصاب شامل دو مجموعه عصبهاي جفتي مي شود -جمجمه اي وعصب نخاع – كه CNS به بدن متصل مي شود. اين عصبهاي جمجمه اي در 12 جفت از سطح پاييني مغز بيرون مي آيد . 31 جفت از عصبهاي نخاعي فاصله هايي از نخاع شوكي منشعب مي شوند،كه به بقيه بدن مي پيوندند. عصب ها مجموعه هاي از رشته هاي عصبي شامل مي شوند كه مي تواند برعلائم ورود (حسي )و خروج (حركت دهنده ) تكيه كنند.

سيستم اعصاب ارادي

بعضي عبصهاي مخچه اي و چندين عصب نخاع ،مثل سيستم عصبي ارادي كار مي كند ، اين سيستم را اعمال اصلي بدن مثل ضربان قلب و تنفس مربوط مي شود . اين دو بخش سيستم ،سيستم هاي Parasympathetic,Sympathetic يكديگر را خنثي مي كنند. سيستم Sympathetic بدن رابراي عمل رها كردن هورمونها آماده مي كند كه ضربان قلب را افزايش مي دهد و جريان خون به پوست وروده را كم مي كند ، Parasympathetic هورمونها رابا تاثير آرامش دهنده رها می کند.

پاسخ دهید