معماری

تشخیص سطح استرس، ضرورتی اجتناب ناپذیر

قبل از سال ۱۹۹۵، عامل اصلی مرگ و میر مردم بروز ناگهانی بیماریهای عفونی بود ولی در حال حاضر علل اصلی مرگ و میر چیزی است که به آن بیماریهای سبک زندگی میگویند. اگرچه فرض بر این است که استرس علت مستقیم این بیماریها نیست، ولی استرس سیستم فیزیولوژیکی بدن را ضعیف کرده و در نتیجه فرایند رشد بیماری را سرعت میبخشد.

از طرفی آمارها نشان میدهند که :
 %۴۳ افراد عوارض ناشی از استرس را تجربه میکنند.
%۷۵-%۹۰   از مراجعات به پزشک به دلیل عوارض ناشی از استرس است.
استرس با ۶ دلیل اصلی مرگ و میر پیوند نزدیک دارد. این دلایل عبارتند از بیماری قلبی، سرطان، تصادف، سیروز کبدی، خودکشی و مشکلات حنجره.
استرس فاجعه خطرناک محل کار نامیده شده است.
استرس در محل کار باعث کاهش بازدهی و بهره وری میشود.
زیان ناشی از استرس در محل کار در ایالات متحده امریکا، در سال ۲۰۰۳ سیصد میلیون دلار برآورده شده است[۱].

تعریف استرس یا تنیدگی
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامتی عبارت است از داشتن احساس سرحالی کامل در ابعاد جسمی، هیجانی، ذهنی و اجتماعی. واژه استرس ابتدا در علم فیزیک مطرح شد، به این معنا که به جسمی آنقدر فشار آورده شده تا خرد شود. کلمه استرس در ارتباط با شرایط انسان برای نخستین بار توسط روانشناسی به نام هانس سلی (Hans Selye) مطرح شد. امروزه استرس به شرایطی گفته می شود که فرد در محیط کار یا زندگی با آن روبه‎رو میشود و این شرایط با ظرفیتها و امکانات کنونی وی هماهنگی ندارد، به گونه ای که او را دچار عدم تعادل، تعارض و کشمکش‎های درونی می‎کند[۲].

طبقه بندی استرس
 طبقه بندی استرس از نظر کیفیت:
وقتی استرس به صورت انگیزههای مثبت عمل کند، سودمند به حساب میآید ولی اگر از حد مطلوب فراتر رود، مضر است. استرس از نظر کیفیت به استرس مثبت (Eustress) و استرس منفی (Distress) تقسیم می‎شود. استرس مثبت در موقعیتی ایجاد میشود که شخص آن را انگیزه دهنده ارزیابی می‎کند. نمونه‎هایی از این نوع استرس عاشق شدن یا استرس شب امتحان که فرد را به تکاپو وا میدارد، است. استرس منفی نتیجه اتفاقاتی منفی و ناخوشاینداست. نمونه این استرسها عبارت است از مرگ یکی از عزیزان، طلاق، بیماری، ناکامی و افت تحصیلی.

طبقه بندی استرس ها از نظر شدت و فراوانی:
استرس فاجعه آمیز (شدید): بعضی از اتفاقات تغییر بسیار شدید در زندگی ایجاد میکنند مانند سیل، زلزله، جنگ، آتشسوزی و تصادفات.
استرس معمول و هنجار زندگی: این نوع از استرس در زندگی همه انسانها رخ میدهد. استرسهایی مانند طلاق، ازدواج، ورود به دانشگاه، از دست دادن عزیزان، بیماری، بدهکاری و مشکلات مالی.
 استرس خرد یا ریز استرس: این استرس شدت بسیار کمی دارد ولی فراوان در زندگی رخ میدهد.  نمونه این استرس عبارتند از سر و صدای خوابگاه، مهمان ناخوانده، ترافیک، نداشتن محل خلوت برای استراحت و مطالعه، از سرویسجا ماندن.

 طبقه بندی استرس از نظر مدت:
 استرس کوتاه مدت: مدت این استرس محدود است و فرد زمان زیادی را برای مبارزه با آن ها صرف نمیکند. مانند ابتلای یکی از اعضای خانواده به یک بیماری حاد مثل آپاندیس یا یک بحران مالی موقت در خانواده.
استرس مزمن یا طولانی مدت: این استرس بلند مدت و طولانی بوده و ممکن است سالهای سال یک فرد را درگیر خود نمایند. مانند داشتن یک معلول در خانواده، بدهکاری و مشکل مالی طولانی مدت.
مسلم است که هرچه استرس مزمن تر شود عوارض روانی و جسمانی و صدمه‎های ناشی از آن نیز سنگینتر خواهد بود[۳].

فیزیولوژی استرس
دستگاه درونریز شامل سلسله غددی است که هورمونهایی را ترشح می‎کند و این هورمون‎ها در دستگاه گردش خون به حرکت درآمده و به سمت اندام‎های هدف روانه ‎میشوند. غده مهم استرس، غده آدرنال است. این غده هورمونی به نام کورتیزول ترشح می‎کند که افزایش میزان آن با کاهش سیستم ایمنی بدن همراه است. وقتی کارایی سیستم ایمنی کاهش یابد بدن برای بیماری مهیا میشود. هورمون کورتیزول در فعالیتهای زیر دخالت دارد:
تنظیم فشار خون
سوخت و ساز مناسب قند خون
آزادسازی هورمون انسولین برای حفظ سطح مناسب قند خون
سیستم دفاعی بدن
واکنش تحریکی و التهابی

کورتیزول به طور طبیعی صبحها در بالاترین سطح و شبها در پایینترین سطح وجود دارد. ترشح کورتیزول در جریان واکنش بدن به استرس، در سطح بالایی صورت میگیرد. به همین دلیل به آن «هورمون استرس» گفته میشود. کمی افزایش کورتیزول در بدن، تأثیرات مثبتی به دنبال دارد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
افزایش سریع انرژی به منظور مقابله بدن
افزایش فعالیتهای حافظه
بالا رفتن ناگهانی توان دفاعی بدن
حس کمتر نسبت به درد
با وجودی که کورتیزول، بخش مهم و مفیدی از واکنش بدن به استرس است. اما نکته مهم این است که واکنش آرامشی بدن نیز باید فعال شود تا کارکرد بدن بتواند به حالت طبیعی و عادی باز گردد. متأسفانه در محیط پراسترس کنونی ما، واکنش بدن به استرس آنقدر زیاد فعال میگردد که غالبا فرصت لازم برای بازگشت به حالت طبیعی و عادی به دست نمیآید و بدین خاطر است که استرسها تبدیل به استرس مزمن میگردند. وجود سطح بالا و طولانی مدت کورتیزول در جریان خون (آنچنان که در استرس مزمن پیش میآید) دارای تأثیرات منفی است، مانند:
اختلال در عملکرد شناختی
اختلال در عملکرد غده تیروئید
عدم تعادل میزان قند خون
کاهش بافت عضلات
کاهش تراکم استخوان
افزایش فشار خون
تضعیف سیستم دفاعی و واکنشهای تحریکی بدن
افزایش چربیهای شکمی که نسبت به تراکم چربی در سایر قسمتهای بدن، بیشتر مشکلزاست.
برای نگهداری کورتیزول در سطحی مناسب و تحت کنترل، باید واکنشهای آرامشی بدن پس از هر واکنش به استرس، فعال گردد. میزان ترشح کورتیزول در افراد مختلف متفاوت است. انسانها به طور بیولوژیکی واکنشهای متفاوتی به استرس نشان میدهند. ممکن است یک نفر در یک موقعیت مشابه نسبت به یک فرد دیگر، سطح بیشتری از کورتیزول ترشح کند. میزان بالای کورتیزول (هورمون استرس) با مرگ در اثر بروز عوارض قلبی ارتباط تنگاتنگی دارد[۴و۵].

منحنی استرس – عملکرد
رابطه بین میزان استرس و سطح عملکرد در شکل ۱ نشان داده شده است. ارتباط میان استرس و سطح عملکرد، یک رابطه سهمی است و این بدان معناست که استرس خیلی زیاد و خیلی کم هر دو دردسرساز است. انسان درموقعیتهایی با حداقل و حداکثر استرس ضعیف ترین کارکرد را دارد. استرس خیلی زیاد، بهره وری، اعتماد به نفس و کارآیی فرد را کاهش میدهد و باعث میشود که فرد احساس خستگی و ناتوانی شدید را تجربه کند. از طرفی استرس خیلی کم نیز به معنای فقدان انگیزه،  نشاط و پویایی که شرط لازم زندگی سالم بوده، است.  بنابراین بهترین کارکرد انسان در مواقعی است که شدت استرس بین حداقل و حداکثر باشد به عبارت دیگر برای داشتن یک زندگی پویا و رضایتبخش با عملکرد مناسب، سطح بهینهای از استرس ضروری است[۳].

 اثر استرس در جوامع و ضرورت توجه به آن
امروزه بهدلیل گسترش عوامل تنشزا و کاهش توان مقابله انسان در برابر آنها -به دلیل تغییر سبک زندگی- استرس به پدیدهای پیچیده و بزرگ تبدیل شده است، چراکه تحت تأثیر عوامل متعدد و تعامل میان آن‎ها قرار دارد. از مهمترین پدیده هایی که به استرس میانجامند، میتوان از مهاجرت به شهرهای بزرگ یا کشورهای بیگانه، صنعتی شدن، تحولات روزافزون و سریع علم و فناوری، افزایش جمعیت، عدم پایبندی به آداب و رسوم گذشته، تغییر روابط خانوادگی، تغییر نقش اعضای خانواده، گسستگی روابط خانوادگی، جنگ، اضطراب فراگیر در مورد جنگهای هستهای، فقر، معلولیت، بیماریهای مزمن و تغییر ارزشهای فرهنگی و اجتماعی نام برد[۶].
افراد جامعه کنونی بیش از پیش نسبت به استرس و پیامدهای آن هشیار شدند. بزرگسالان، نوجوانان و حتی کودکان از آلودگی محیط زیست، امکان وقوع یک جنگ هسته‎ای، به پایان رسیدن منابع طبیعی، خطر آزمایشهای هستهای، وجود افزودنیهای غذایی و مواد سرطانزا و… سخن میگویند و تمامی این مسائل بخشی از زندگی روزمره را تشکیل میدهند. زندگی عصر ما چنان است که در اغلب خانواده ها پدر و مادر هردو باید کار کنند تا بتوانند هزینه های روزافزون را تامین نمایند. افزون بر این، رسانههای گروهی افراد را به مشاهده صحنه‎های جنگ، خشونت، تخریب و شقاوت و بیرحمی، مرگ و کشتار عادت دادهاند. هشیاری فزاینده نسبت به رویدادهای ضربه آمیز زندگی لزوم توجه را به واکنش‎های افراد و شیوه‎ای که در رویارویی با عناصر استرسزا اتخاذ میکنند ضروری کرده است[۷].افراد با انواع مختلفی از استرس دست به گریبان هستند. به طور مثال استرسهای شغلی به حالتی گفته شده که فرد در آن موقعیت احساس میکند دارای مسئولیتهای فراوان با قدرت تصمیمگیری اندک است[۸].

 نتیجه گیری
بدیهی است که استرس بخش جداییناپذیر زندگی بشراست. شدت واقعه تنشزا، نوع آن، ویژگیهای شخصیتی فرد، سن و تجارب گذشته، از مهمترین متغیرهایی است که در میزان استرس فرد و عوارض منفی ناشی از آن موثرند.  حوادثی مانند مرگ عزیزان، سیل، زلزله، بیماریهای مزمن و طلاق، از جمله رویدادهایی است که تقریباً در بیشتر افراد استرس ایجاد میکنند. از آن جا که افراد در ارزیابی رویدادهای تنشزا با یکدیگر تفاوت دارند، لازم است تا جزئیات بیشتری از میزان و چگونگی استرس فرد در شرایط استرسزا بدست آید. همچنین گاهی خود فرد از میزان استرس خود باخبر نیست و یا وجود استرس مزمن را بیماری نمیشمارد. به همین جهت در اکثر موارد پرسشنامهها یا آزمونهای روانشناسی کارایی لازم را برای تشخیص میزان استرس ندارند. از طرف دیگر افراد بیمار و یا افرادی که دچار سوء مصرف مواد هستند، بیشتر از سایرین نسبت به افزایش استرس حساسند. زیرا افزایش استرس در بسیاری از بیماری ها باعث تشدید، مزمن شدن و تاخیر در بهبودی بیماری و در افراد معتاد باعث افزایش مصرف مواد مخدر میگردد. در ضمن واضح است که این افراد نمی‎توانند گزارش درستی از میزان استرس خود ارائه دهند. استرس شغلی نیز به عنوان یکی از مهمترین خطرات شغلی در عصر حاضر بوده و میتواند باعث کاهش تولید، غیبت کارکنان، جابجایی نیرو، تعارضهای کاری و بالا بردن هزینه های بهداشتی و درمانی کارکنان شود.
در تمامی موارد فوق اطلاع درست و دقیق از میزان استرس افراد کمک بزرگی به مدیریت و سلامت آنها خواهد کرد. در نتیجه طراحی سیستمی خودکار و بهینه  بر مبنای اطلاعات فیزیولوژیکی بدن که میزان استرس را در افراد، مستقل از گزارش خود آنها تشخیص دهد، ضروری به نظر میرسد. بنابراین ادامه تحقیقات در زمینه تشخیص استرس با استفاده از سیگنالهای فیزیولوژیک بدن، مهم، ضروری و کاربردی خواهد بود.

پاسخ دهید