معماری
فیبرومیالژیا

فیبرومیالژیا

فیبرومیالژیا چیست؟در۱۰٪ تا ۱۲٪ جمعیت دردهای اسکلتی-عضلانی دیده می‌شود که علت ساختاری یا التهابی برای آنها یافت نمی‌شود. اکثر چنین دردهای منتشر ایدیوپاتیکی معمولاً منطبق بر کرایتریای سندرم فیبرومیالژی هستند. فیبرومیالژی سندرم درد اسکلتی-عضلانی مزمنی است که با درد منتشر، نقاط حساس، خستگی و اختلال خواب مشخص می‌شود و اتیولوژی آن ناشناخته است. درد مزمن و تندرنس عضلانی و نقاط اتصال عضلانی مشخصه آن است. این بیماری نوعی روماتیسم بافت همبند است. وجود مجموعه علایمی غیر از درد باعث شده که اصطلاح نشانگان فیبرومیالژیا نیز در مورد این بیماری به کار رود.

 

اپیدمیولوژی فیبرومیالژیا

این اختلال در اکثر کشورها، نژادها، و در تمام نواحی آب و هوایی دیده می‌شود. میزان شیوع آن در ایالات متحده در ۱۹۹۰ با استفاده از معیار تشخیصی انجمن روماتولوژی امریکا (ACR)، ۳٫۴٪ در زنان و ۰٫۵٪ در مردان گزارش شده است. بر خلاف برخی گزارشهای پیشین، فیبرومیالژی تنها در در زنان جوان دیده نمی‌شود، بلکه بیشترین میزان شیوع در زنان، ۵۰ سالگی است. میزان شیوع با افزایش سن، افزایش می‌یابد، بطوریکه در زنان ۷۰ تا ۷۹ سال به ۷٫۴٪ می‌رسد. همچنین فیبرومیالژی در کودکان نیز دیده می‌شود که البته چندان شایع نیست. شیوع فیبرومیالژی در برخی مراکز روماتولوژی تا ۲۰٪ نیز گزارش شده است. اکثر بیماران با تظاهرات فیبرومیالژی بین ۳۰ تا ۵۰ سال دارند. بسیاری از بیماران ممکن است به اختلال روماتولوژیک دیگری نیز (به عنوان مثال RA, SLE یا SS) مبتلا باشند. در یک مطالعه کیفیت زندگی زنان مبتلا به فیبرومیالژی محاسبه و با کیفیت زندگی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید، استئوآرتریت، استومی‌های دایمی، COPD، دیابت وابسته به انسولین، و گروه کنترل سالم مقایسه شد که زنان مبتلا به فیبرومیالژی کمترین امتیاز را در بین سایر گروهها داشتند.

پاتوفیزیولوژی فیبرومیالژیا

پاتوفیزیولوژی فیبرومیالژی کمتر شناخته شده است. در حال حاضر فیبرومیالژی به عنوان اختلال در تنظیم درد در نظر گرفته می‌شود. در طی قرن بیستم فیبرومیالژی به عنوان یک اختلال عضلانی شناخته می‌شد در حالی که controlled trialها هیچ شواهدی از تغییرات غیر طبیعی پاتولوژیک یا بیوکمیکال معنا داری نیافتند. به نظر می‌رسد عوامل ژنتیکی (خویشاوندان درجه یک بیماران مبتلا به فیبرومیالژی ۸٫۵ برابر بیش از بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید تمایل به ابتلا به فیبرومیالژی دارند، گرایش به افزایش حذف در ژن ترانسپورتر سروتونین انسانی، گرفتاری ژن Catecholamine methyltransferase (COMT) که درد و افسردگی نقش دارد)، روشهای تنظیم درد آلترناتیو (درک محرکهای دردآور در سطوح پایینتر نسبت به گروههای کنترل، افزایش سطح ماده P در مایع مغزی-نخاعی و تفاوت در فعالیت مناطق حسی درد در مغز با افزایش جریان خون منطقه‌ای در MRI و functional MRI) (11-15)، اختلالات خواب (افزایش در الگوهای آلترناتیو سیکل خواب و ارتباط با شدت علائم)(۱۶-۱۸)، اختلالات نوروهورمورنی (اختلالاتی در محور هایپوتالامیک-هیپوفیز-آدرنال، سطوح غیرطبیعی هورمون رشد و ارتباط قوی بین سطح کورتیزول و درد در هنگام برخاستن از خواب و یک ساعت بعد از بیداری)، اختلالات سیستم عصبی اتونوم (هایپوتنشن ارتواستاتیک، افزایش ضربان قلب در حین استراحت در وضعیت supine و کاهش تغییرات آن و کاهش پاسخ به محرک‌های بتا-آدرژرنیک) و تغییرات سیستم ایمنی (اتوآنتی بادیهایی با تمایل به پروتیین 68/48 kD) در پاتوژنز فیبرومیالژی نقش دارند.

علایم بالینی فیبرومیالژیا

ویژگی‌های اصلی فیبرومیالژی درد منتشر در بافت نرم است که معمولاً با جملاتی نظیر سوزش، خارش و … بیان می‌شود. درد ممکن است در گردن، پشت، سینه، بازوها و پاها حس شود. بعلاوه بیماران ممکن است از خشگی صبحگاهی، خستگی، اختلالات خواب یا سردرد شاکی باشند. بیماری‌های شایع همراه شامل سندرم روده تحریک پذیر، سندرم خستگی مزمن، افسردگی، سردرد مزمن، آلرژی‌های دارویی متعدد، سندرم پیش از قاعدگی و اختلالات اضطرابی است. معاینات فیزیکی غیر از وجود tender pointها (نقاط قرینه در عضلات و اتصالات تندونی دربدن نرمال است.

اختلالات همراه بافت همبند، بیماری‌های روانی، اختلالات خواب و عفونتهای مزمن ارزیابی بیماران با درد و تندرنس که کرایتریای فیبرومیالژی را پر می‌کنند، مشکل کرده است. همپوشانی علائم فیبرومیالژی با سایر بیماریهای با اتیولوژی ناشناخته، مانند سندرم خستگی مزمن، بررسی‌های اضافه در تشخیص را ضروری می‌سازد. تشخیص‌های دیگری که باید مد نظر باشد شامل هایپوتیروئیدیسم، میوپاتیهای ناشی از دارو (به عنوان مثال HMG-CoA inhibitorها)، پلی میالژیا روماتیکا، سندرم درد میوفاسیال، بیماری لایم، مالتیپل اسکلروزیس، میوپاتی متابولیک، افسردگی، سندرم تمپرومندیبولار و سایر بیماریهای روماتولوژیک است.

تشخیص فیبرومیالژیا

محل نه نقطه قرینه حساس به درد جهت کرایترای تشخیصی ای سی آر (ACR)

تشخیص فیبرومیالژی بالینی است. بر اساس معیارهای ای سی آر (ACR):

  1. وجود سابقه درد مزمن (بالای ۳ ماه) و منتشر (بالا و پایین کمر و دو طرفه)
  2. درد در ۱۱ نقطه از ۱۸ نقطه حساس در معاینه (لمس) تشخیصی (تصویر)

کرایتریای انجمن روماتولوژی امریکا برای سندرم فیبرومیالژی، فیبرومیالژی را به عنوان سندرمی با درد منتشر و تندرنس در ۱۱ یا بیشتر از ۱۸ نقطه مشخص تعریف کرده است. بررسی‌های آزمایشگاهی و رادیولوژیک معمولاً غیرقابل اطمینانند اما برای رد سایر اختلالات کمک کننده‌اند. آزمایشات اصلی CBC، ESR، آزمایشات بیوشیمی استاندارد و تستهای عملکرد تیروئید را شامل شوند. به علت تعدد موارد مثبت کاذب، RF، ANAو لایم آنتی بادی‌ها تنها باید در بیمارانی که شک بالینی بالاست بررسی شوند. بررسی‌های رادیولوژیک نیز در بیمارانی که شواهد آرتریت یا رادیکولوپاتی دارند، انجام می‌شود. شرح حال دقیق خواب و بررسیهای آن در بیماران چاق و مردان مبتلا به فیبرومیالژی الزامی است. بیماران باید از نظر وجود افسردگی همراه، که در بیماران با دردهای مزمن معمول است، نیز مورد بررسی قرار گیرند.

انواع دردهای فیبرومیالژی

1- پردردی (هایپرآلجسیا) : مغز، پیام های درد را ظاهر می سازد و شدت درد را مشخص می کند.

 

2- آلودینیا : آیا پوستتان نسبت به لمس دردناک است؟ فشار خفیف یا ماساژ ملایم بدن این درد را ظاهر می سازد. بسیاری از افراد این نوع درد را شبیه آفتاب سوختگی می دانند.

 

آلودینیا به سه شکل در بدن بیماران وجود دارد:

– لامسه : درد در اثر لمس کردن و یا ماساژ دادن پوست.

– مکانیکی : درد در اثر حرکت چیزی بر روی پوست.

– حرارتی : درد در اثر سرما و یا گرمای کم.

 

3- مورمور شدن دردناک (پاراستزیای دردناک) : احساسی عجیب که می تواند مانند خزیدن چیزی در بدن، سوزن سوزن شدن، سوزش، خارش و یا بی حسی باشد. این درد می تواند در نوروپاتی محیطی، شیمی درمانی، MS و میگرن وجود داشته باشد. بسیاری از داروها به کاهش این نوع درد فیبرومیالژی کمک می کنند. برخی موارد ویتامین B12، کرم کاپسایسین، ماساژ و طب سوزنی مفیدند.

 

4- درد چاقو: برخی مواقع درد شدیدی مانند خنجر زدن در بدن رخ می دهد. این درد معمولا هشداردهنده است. هنگامی که این درد را احساس کردید، دست از کار بکشید و استراحت کنید. این درد می تواند در قفسه سینه، شکم و یا هر جایی از بدن باشد. این درد می تواند آنقدر شدید باشد که نفس کشیدن را برایتان مشکل سازد. اما خوشبختانه این درد بعد از چند دقیقه فروکش می کند. برخی افراد با قدم زدن این درد را کم می کنند، اما هیچ درمانی برای جلوگیری از این درد وجود ندارد.

 

5- ناگهان درد کشیدن : بسیاری از ما دچار درد شده ایم. گاهی درد در محل های خاصی از بدن حرکت می کند و گاهی فقط در یک قسمت از بدن باقی می ماند. اما اگر شما مبتلا به فیبرومیالژی باشید، بسیار سخت است که بگویید کجای بدنتان درد می کند؟

 

6- جرقه زدن برنز : این نوع، باعث درد تیزی می شود. این درد ناگهان زیاد می شود و مانند آلودینیای لامسه می گردد. این احساس معمولا چند دقیقه طول می کشد. اصلا مشخص نیست که چه چیزی درد را به وجود می آورد و چگونه می توان از این درد جلوگیری کرد.

هنگامی که در حال عصبی شدن هستید، بهتر است از آن موقعیت دور شوید و آرامش خود را حفظ کنید و ترجیحا بهتر است به مکانی آرام بروید

7- حرکت سریع اعصاب : کارهای خاصی می تواند شما را عصبی کند. این کارها باعث درد زیاد، گاهی حالت تهوع، سرگیجه و اضطراب می شود. این کارها شامل:

– صداهای تکراری، بلند، تیز و دلخراش

– دیدن جمعیت زیاد، چراغ های راهنما و چراغ های چشمک زن

– موقعیت های استرس زا همانند ترافیک، دعوا و گم کردن راه.

هنگامی که در حال عصبی شدن هستید، بهتر است از آن موقعیت دور شوید و آرامش خود را حفظ کنید و ترجیحا بهتر است به مکانی آرام بروید.

فیبرومیالژیا

درمان فیبرومیالژیا

بیماران با فیبرومیالژی عموماً به برنامه‌های درمانی چند وجهی متشکل از خدمات پزشکی، توان بخشی و متخصصین سلامت روانی، بهتر پاسخ می‌دهند. درمانهای حال حاضر مبتنی بر علل احتمالی بیماری و مکانیزمهای فیزیولوژیک مطرح شده در مقالات اخیر است. اکثریت بیماران سالها به فیبرومیالژی مبتلا بودند تا نهایتاً بیماری آنها تشخیص داده شود. بیشتر آنها بررسیهای تشخیصی فراوانی را پشت سر گذاشته و با متخصصین متعددی مشورت کرده‌اند. در یک مطالعه، که بیماران علایم و عملکرد خود را قبل و تا سه سال بعد از تشخیص گزارش می‌کردند، مشخص شده است که تشخیص بیماری آثار سودمندی را برای بیماران به همراه داشته است. بیماران مبتلا به فیبرومیالژی (همانند بیماران مبتلا به سندرمهای خستگی مزمن و درد میوفاسیال) لازم است قبل از تجویز دارو از ماهیت بیماریشان مطلع شوند. آموزش بیماران اثر درمانی دارد. در یک systematic review که در ۲۰۰۴ انجام شده تاثیر مداخلات آموزشی را در مقایسه با گروه کنترل، که در انتظار مراقبتهای درمانی یا دریافت تمرینهای کششی بودند، مشخص شده است. درمانهای دارویی و غیر دارویی برای بیماران مبتلا به فیبرومیالژی پیشنهاد شده است:

درمانهای دارویی

تا به حال داروهای ضد التهاب، ضد درد و محرکهای CNS در درمان فیبرومیالژی استفاده شده‌اند. دوزهای درمانی نپروکسن، ایبوبروفن و پردنیزون در کارآزماییهای بالینی clinical trial برتری نسبت به پلاسیبو (دارونما) نداشتند. با اینحال ضد التهاب‌های غیر استروئیدی اثر سینرژیستی در همراهی با داروهای محرک CNS دارند. گلوکوکورتیکوئیدها نیز در درمان فیبرومیالژی بی تاثیرند و حتی در مصرف بلند مدت پتانسیل آثار منفی جدی را به همراه دارند. سایر داروهای ضد درد، مانند استامینوفن و ترامادول، هر کدام به تنهایی یا همراه به هم، ممکن است کمک کننده باشد. اثر نسبتاً کم ترکیب ثابت این دو دارو در کم کردن درد در یک مطالعه randomizeروی ۳۱۵ بیمار، که اکثراً زنان سفید پوست بودند، در مقایسه با گروهی که با Active Combination درمان می‌شدند یا پلاسیبو دریافت می‌کردند، مورد بررسی قرار گرفت. تعداد زیادی از بیمارانی که با استامینوفن و ترامادول تحت درمان بودند، کاهش دردی در حدود ۵۰٪ یا بیشتر داشتند. (۳۵ در برابر ۱۸ درصد در مقایسه با پلاسیبو).

آنهایی که با Active Combination درمان می‌شدند در مجموع کاهش معنی داری در میزان درد داشتند (mm19 در برابر mm7 در مقیاس mm100). مقدار عدم ادامه درمان نیز در گروهی که با Active Combination درمان می‌شدند کمتر بود (۴۸ درصد در برابر ۶۲ درصد). تهوع در گروهی که با Active Combination درمان می‌شدند در مقایسه با آنهایی که پلاسیبو دریافت می‌کردند ۲برابر بیشتر بود (۹درصد در برابر ۴ درصد).

در clinical trialها ثابت شده است که ترکیبات محرک CNS، بویژه ترکیبات سه حلقه‌ای، آمیتریپتیلین و سیکلوبنزاپرین، آثار سودمندی دارند، و عموماً به عنوان خط اول درمان فیبرومیالژی در نظر گرفته می‌شوند. در randomized trialها پیشرفتهای مهم بالینی در ۲۵ تا ۴۵ درصد از بیمارانی که با این ترکیبات درمان می‌شدند نشان داده شده است.

با اینحال مصرف آنها به علت اثر یکسان و میزان بالای آثار جانبی ناحواسته آنها محدود شده است. بعلاوه در برخی بیماران در دراز مدت اثر درمانی سه حلقه ای‌ها کاهش می‌یابد. حتی در دوزهای پایین، خشکی دهان، یبوست، احتباس مایع، افزایش وزن، اختلال حواس و اشکال در تمرکز شایع است. آثار این چنینی و پتانسیل کاردیوتوکسیسیتی مصرف آنها را در بیماران مسن تر محدود کرده است. بهترین شواهد در سودمندی سیکلوبنزاپرین در متاآنالیزی که در ۲۰۰۴ روی 5 clinical trial، که ۳۱۲ بیمار را شامل می‌شد، انجام شده به دست آمده است.

گزارش بهبودی توسط خود بیماران (که در سه مطالعه اندازه‌گیری شده است) بیشتر به نفع استفاده از سیکلوبنزاپرین در مقایسه با پلاسیبو بود (Odd ratio 3.0, 95% CL, 1.6 to 5.6)، تفاوت مطلق در میزان پیشرفت ۲۱ درصد بود، که نشان می‌دهد که از حدود هر ۵ بیمار یکی از مصرف سیکلوبنزاپرین سود می‌برد. میزان اثر آن مشابه میزان اثر آمیتریپتیلین در دو متاآنالیز دیگر در درمان این بیماری است. این متاآنالیزها همچنان نشان دادند که درد در آن دسته از بیمارانی که سیکلوبنزاپرین مصرف می‌کنند به نسبت پلاسیبو، یرای چهار هفته، بیشتر کاهش پیدا می‌کند اما در طول هشت تا دوازده هفته تفاوتی در دو گروه تحت درمان با Active Combination یا پلاسیبو دیده نمی‌شود. میزان درد و tender pointها نیز در هیچ زمانی تفاوت نداشتند.

سایر داروهای محرک CNS که در درمان فیبرومیالژی موثرند مهارکننده‌های انتخابی سروتونین(SSRI) هستند. در مطالعه‌ای که روی اثر دوز ثابت فلوکستین (20mg/day) انجام شد، تفاوتی با پلاسیبو دیده نشد، اما در مطالعه دیگری که در آن اجازه افزایش دوز از 20mg/day تا حداکثر 80mg/dayداده شده بود، فلوکستین به طور معنا داری موثرتر از پلاسیبو بود. در این مطالعه اثر دارو بر درد مستقل از اثر آن بر خلق بود. ترکیب فلوکستین (20mg/day) صبحها با 25mg آمیتریپتیلین قبل از خواب از سایر درمانهایی که در یک randomized trial استفاده شد، موثرتر گزارش شده است.

پرگابالین، نسل دوم داروهای ضد تشنج، نیز ممکن است در درمان فیبرومیالژی سودمند باشد. در مطالعه randomizeای که روی ۵۲۹ بیمار انجام گرفت، به بیماران پلاسیبو و پرگابالین در دوزهای 150mg، 300mg و 450mg در روز برای مدت ۸ هفته داده شد. در گروهی که بیشترین دوز را دریافت می‌کردند، اکثر بیماران تحت درمان با پرگابالین، بهبود درد بیش از ۵۰ درصد بود (۲۹درصد در برابر ۱۳ درصد). همچنین در وضعیت خواب، خستگی و کیفیت زندگی در گروهی که ۳۰۰ تا 450mg/day پرگابالین مصرف می‌کردند، به طرز معنی داری، بهبود مشاهده می‌شد.

بیمارانی با میوکلونوسهای شبانه و پرشهای اندام در خواب، ممکن است از دوزهای پایین بنزودیازپین‌ها، مثل کلونازپام 0.5mg قبل از خواب، سود ببرند. سایر ترکیباتی که ممکن است موثر باشند شامل carisoprodol، sodium oxybate و تعداد زیادی رویکردهای تحقیقاتی دیگر است.

از آنجایی که به نظر می‌رسد سندرم خستگی مزمن بیشتر یک بیماری ویروسی با تغییراتی در سیستم ایمنی باشد، controlled trialهای درمانی اثر درمانهای ضد ویروس و سیستم ایمنی را بررسی کرده‌اند. با اینحال، پاسخ درمانی به ترکیباتی نظیر آسیکلویر و ایمیون گلوبولین‌ها ناامید کننده بوده است. همانطور که ذکر شد، ارتباط بالینی زیادی بین فیبرومیالژی و سندرم خستگی مزمن وجود دارد.

در حال حاضر، رژیمهای درمانی دو بیماری مشابهند. شواهد اولیه نشان می‌دهد که مداخلات هورمونال ممکن است در درمان فیبرومیالژی موثر باشند. به عنوان مثال، از آنجایی که سطح insulin growth factor-1 معمولاً در بیماران مبتلا به فیبرومیالژی کاهش یافته است، اثر هورمون رشد انسانی در یک مطالعه randomized, double-blind, placebo-controlled بررسی شد. در این مطالعه، تزریق زیر جلدی روزانه هورمون رشد انسانی برای نه ماه اثر قابل ملاحظه‌ای نسبت به پلاسیبو داشته است. بعلاوه بیماران تحت درمان با هورمون رشد انسانی، تمایل زیادی به ریلاپس بعد از انجام مطالعه داشتند و همچنین علایم سندرم کارپال تونل در تعداد زیادی از بیماران افزایش یافت. در مقابل نتایج امید بخش مطالعات قبلی بر هورمون رشد که در بالا ذکر شد، ترکیبات خوراکی نظیر dehydroepiandrosterone (DHEA) در درمان زنان یائسه مبتلا به فیبرومیالژی موثر نبوده است(۵۱). در یک مطالعه روی ترکیبات غذایی، 5-hydroxytryptophan در روند درمان موثر گزارش شده است.

پرامیپکسول، که یک آگونیست دوپامین است، ممکن است در درمان فیبرومیالژی سودمند باشد. این موضوع در یک مطالعهRandomize، به نسبت دو به یک از بیماران تحت درمان با پرامیپکسول (۰٫۵ تا حد اکثر 4.5mgهر بعد از ظهر) در مقایسه با بیمارانی که پلاسیبو دریافت می‌کردند، بررسی شد.

میانگین کاهش درد در گروه بیماران تحت درمان با پرامیپکسول به طرزمعنا داری، به نسبت دوز و زمان مصرف، بیشتر بود. اضطراب و کاهش وزن نیز به طرز معنا داری در این گروه شایعتر بود و اسهال، خواب آلودگی صبحگاهی، تاکیکاردی و نفخ نیز در این گروه از بیماران مشاهده شد.

 

مواد غذایی و ویتامین‌های مفید در فیبرومیالژیا

این ها را باید تحت نظر پزشک مصرف کنید:

GABA (انتقال دهنده عصبی): برای بهتر خوابیدن

اسید مالیک (در سیب وجود دارد): خستگی و درد عضلانی را از بین می‌برد

منیزیوم: برای تولید انرژی و از بین برنده خستگی

ویتامین D: برای تقویت عضلات و کاهش درد عضلات

ویتامین B3: برای بهبود گردش خون و کاهش درد

ویتامین B12: خستگی را از بین می‌برد

کوآنزیم Q10: بهبود عملکرد سیستم ایمنی و رساندن اکسیژن به بافت‌ها و کاهش درد

گرد فلفل قرمز: برای بهبود جریان خون و کاهش درد

درمانهای غیر دارویی

درمانهای غیر دارویی که در مطالعات کنترل شده بررسی شده‌اند شامل فیزیوتراپی، تمرینات قلبی عروقی، افزایش قدرت عضلات، الکترومیوگرام بیوفیدبک، هیپنوتراپی و درمانهای شناختی رفتاری (CBT) می‌باشند. در یک systematic review در سال ۲۰۰۴ شواهد قوی مبنی بر تاثیر تمرینات قلبی عروقی،CBT، آموزش بیماران و مداخلات چندوجهی مشتمل بر تمرینات ایروبیک به دست آمد. همین مطالعه شواهد متوسطی را در موثر بودن افزایش قدرت عضلانی، هیپنو تراپی، بیوفیدبک، چشمه‌های آب معدنی یا حمام نمک (balneotherapy) نشان داد. در مورد درمانهایی دظیر ماساژ و کایروپرکتیک، الکتروتراپی و اولتراسوند درمانی شواهد ضعیفی به دست آمد. طب سوزنی نیز در مطالعات در درمان فیبرومیالژی موثر گزارش شده است، اما در یک مطالعه randomize و sham-controlled trial هیچ یافته‌ای مبنی برتاثیر طب سوزنی سنتی چینی به دست نیامد.

در مطالعه دیگری بر روی ۶۸ زن مبتلا به فیبرومیالژی، که اکثراً چاق وغیر متحرک بودند، اثر افزایش قدرت عضلانی (با استفاده ازوزنه یا کشهای ورزشی) با تمرینات انعطافی مقایسه شد. هر دو گروه در شاخصهای زیادی نظیر درد، تعدادtender pointها و قدرت عضلانی، بهبودی نشان دادند. پاسخ به برنامه‌های درمانی جهت آرام بخشی ذهن(Mindfulness Relaxation) و CBT، هر دو در مطالعات در درمان فیبرومیالژی موثر نشان داده‌اند. در یک systematic review روی ۱۳ مطالعه به چاپ رسیده، درمانهای ذهنی- بدنی با درمانهای فعال، پلاسیبو و مراقبتهای معمول مقایسه شدند.

با این که این درمانها بهتر از پلاسیبو یا مراقبتهای معمول در افزایش کیفیت زندگی بودند، اما در کاهش درد یا افزایش عملکرد بیماران نقشی نداشتند. در سایر مطالعات uncontrolled روی نقش تحریک اعصاب ترانس کوتانئوس (TENS)، لیزر تراپی و تزریق درTender Pointها ،TENS آثار محدودی در درمان فیبرومیالژی داشت اما به مطالعات Controlled بیشتری در این زمینه نیاز است. مطالعات کنترل شده محدودی در زمینه Trigger Point یا تزریق در tender pointها انجام شده است. این تزریقات بیشتر در بیماران با سندرم درد میوفاسیال استفاده می‌شود. در بیماران مبتلا به فیبرومیالژی این روش به صورت تزریق لیدکائین ۱ درصد در tender pointها استفاده می‌شود، با این حال، بعضی مولفین از تزریق سالین، توکسین بوتولونیوم یا Dry Needling استفاده کردند. این تزریقات در ترکیب با افزایش قدرت عضلات بیشترین تاثیر را داشتند.

طب سوزنی سنتی چینی یا سایر درمانهای جدید آلترناتیو مانند استفاده از سوزن همراه با تحریکات الکتریکی نیز در درمان فیبرومیالژی استفاده شده است. Controlled Trialهای انجام شده روی طب سوزنی به علت عدم وجود روشی برای استاندارد سازی با مداخلاتی با استفاده از پلاسیبو به سختی قابل قضاوتند. اما به نظر نمی‌رسد طب سوزنی سنتی چینی از سایر روشهای غیر علمی رایج در درمان فیبرومیالژی موثرتر باشد.

بیشتر بیماران فیبرومیالژیک همچنان از درد مزمن و خستگی رنج می‌برند. بعد از پیگیری ۱۴ساله بیماران تنها تغییرات مختصری در علائم آنها مشاهده شد. با این حال دو سوم از بیماران به کار تمام وقت می‌پردازند و بیماری آنها تاثیر متوسطی در زندگیشان دارد. تقریباً ۱۰ تا ۳۰ درصد از بیماران از کار افتاده می‌شوند که در مقایسه با سایر گروههای با درد مزمن بروز بیشتری دارد. به عنوان مثال در یک مطالعه که در کانادا انجام شده است، بروز ناتوانی در فیبرومیالژی، ۱۰۰ بیمار، در درد منتشر اسکلتی – عضلانی ،۷۶ بیمار و، ۱۳۵ مورد کنترل گزارش شد فاکتورهای فیزیولوژیک خاصی نیز ممکن است با پیش آگهی بهتری همراه بشد.

 

راههای کاهش درد فیبرومیالژی

1- کپسایسین : یک مسکن درد و ضد خارش می باشد. کپسایسین، ماده فعال در فلفل تند می باشد.

2- پمادهای موضعی عضلانی : باعث کاهش درد عضلانی می گردد و خواب راحتی را برایتان فراهم می کنند.

 

3- ماساژ : به آرامی ماساژ دادن می تواند احساس خوبی به شما دهد. اما ماساژ ارتعاشی که توسط آن پوست به آرامی در همان سطح حرکت می کند و اعصاب در حال پرش است، برای این بیماران خوشایند نیست.

 

4- کیسه برنج : برنج خام را در یک کیسه پارچه ای کوچک بریزید. این کیسه را برای چند دقیقه در مایکرویو قرار دهید، ولی نباید آنقدر داغ کنید که وقتی می خواهید کیسه را از درون مایکرویو درآورید، دستتان بسوزد. اگر خیلی داغ شد، مایکرویو را خاموش کرده، درب آن را باز کنید و بگذارید کمی خنک شود. بعد کیسه برنج را روی محل درد بگذارید. برنج به تدریج خنک می شود و درد را بهبود می دهد.

 

5- جوراب گرم و نرم: در این بیماری، پاهای شما همیشه سرد است. بنابراین با پوشاندن پاها می توان این سردی را از بین برد.

 

6- محصولات خنک کننده : بیماران در برخی روزها، بدنشان داغ می شود. می توانید روسری را در یک آب سرد برای مدتی قرار دهید و سپس دور گردنتان ببندید. این کار سبب می شود تمام بدنتان سرد شود. شما می توانید بسته های یخ را در فریزر قرار داده و برای خنک کردن و یا برای کاهش التهاب عضله استفاده کنید.

پتو، بالش و ملحفه باید راحت و نرم باشند تا موجب درد بیشتر پوست و عضلات نگردند

7- شکلات تلخ : شکلات تلخ باعث افزایش سروتونین می شود. سروتونین هورمونی است که باعث شادی و تقویت روحیه می گردد.

 

8- لوسیون : در این بیماری، پوست خشک، خارش دار و دارای درد شدید می شود. لوسیونی را انتخاب کنید که آرامش بخش باشد.

 

9- ناخن گیر : نگذارید ناخن ها بلند شوند. گاهی ناخن دراز انگشت، ملحفه را پاره می کند و آن صدا و درد ناخن موجب می شود که از خواب بیدار شوید.

 

10- رختخواب راحت: پتو، بالش و ملحفه باید راحت و نرم باشند تا موجب درد بیشتر پوست و عضلات نگردند.

پاسخ دهید