معماری
درماتیت سبوروئیک در گوش

ویژگی‌های مربوط به جنس مالاسزیا

مالاسزیاها قارچ‌های مخمری هستند که برای رشد خود وابسته به لیپیدها می‌باشند و در نواحی از پوست انسان که دارای غدد سباسه فراوانی می‌باشند مانند صورت، سر و قسمت فوقانی تنه رشد می‌کنند. اگرچه به‌عنوان بخشی از فلور نرمال پوست انسان محسوب می‌شوند اما می‌توانند در ایجاد بیماری‌های پوستی از قبیل تینا ورسیکالر (پیتریازیس ورسیکالر)، فولیکولیت پیتروسپورومی و درماتیت سبوروئیک دخالت داشته باشند. مدارک و شواهد مربوط به درگیری مالاسزیاها در سایر بیماری‌های پوستی نظیر پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و پوسچولوز سفالیک دوران نوزادی (neonatal cephalic pustulosis) ضعیف است.

فولیکولیت پیتروسپورومی

فولیکولیت پیتروسپورومی

 

 

مخمرهای مالاسزیا اولین بار در قرن نوزده میلادی به‌عنوان مخمرهای دارای جوانه که در پوست بیماران مبتلا به دندروف دیده شده بود شرح داده شدند. دانشمندی بنام Louis-Charles Malassez این مخمرها را در قسمت خارجی اپیدرم بیماران مبتلا به درماتیت سبوروئیک شناسایی نمود. تاکسونومی مالاسزیا در ابتدا کمی پیچیده بود زیرا جنسی تحت عنوان پیتروسپوروم به فرمهای مخمری اطلاق می‌گردید و نام مالاسزیا را برای فرمهای رشته‌ای (دارای هایفی) بکار می‌بردند تا اینکه با کمک روش‌های بیولوژی ملکولی در دهه 1980 ثابت شد که این دو درواقع یکی هستند. در حال حاضر 11 گونه از جنس مالاسزیا شناخته شده است و مهم‌ترین گونه‌های کلینیکی آن شامل مالاسزیا گلوبوزا، مالاسزیا فورفور، مالاسزیا سیمپودیالیس، مالاسزیا رستریکتا و مالاسزیا ابتوزا می‌باشند.

درماتیت سبوروئیک در گوش

درماتیت سبوروئیک در گوش

درماتیت سبوروئیک در پوست سر

درماتیت سبوروئیک در پوست سر

گونه‌های مختلف را بر اساس مرفولوژی، ویژگی‌های مربوط به رشد، فعالیت‌های آنزیمی و نیز با کمک روش‌های ملکولی می‌توان از یکدیگر بازشناخت. مالاسزیاها قارچ‌های دیمورفیک هستند که بسته به شرایط کشت می‌توانند به فرم مخمری و یا فرم میسلیال دیده شوند. در فرم مخمری ممکن است سلول‌های کروی، بیضوی و یا فرمهای سیلندری دیده شوند و طریقه‌ی جوانه‌زنی سلول‌های آن‌ها معمولاً به‌صورت یک‌قطبی است.

 

الف- مرفولوژی مالاسزیا

مرفولوژی در شرایط داخل بدن (in vivo)

مخمرهای جنس مالاسزیا اعضاء میکروبیوتای پوست نرمال هستند و به‌ویژه در نواحی غنی از غدد سباسه حضور دارند و در آزمایش میکروسکپی از نمونه‌های به دست آمده از این نواحی به‌آسانی مشاهده می‌شوند. روش سنتی برای آماده کردن پوسته‌ها و شوره‌های جمع‌آوری‌شده از لزیونهای پوستی استفاده از هیدروکسید پتاسیم 20 تا 30 درصد می‌باشد، اما اگر در ترکیب با پتاس به نسبت مساوی از جوهر پارکر
(parker permanent blue/ black quink) استفاده شود بهتر و نمایان‌تر دیده خواهند شد.

گونه‌های مالاسزیا رنگ را به‌فوریت جذب می‌کنند و بنابراین عناصر مخمری درزمینه‌ی شفاف لام میکروسکپی به رنگ آبی مشاهده می‌شوند. مرفولوژی سلولی ارگانیسم‌هایی که در نمونه‌های به دست آمده از لزیونهای پوستی مشاهده می‌شوند به‌اندازه کافی می‌تواند آن‌ها را تحت عنوان گونه‌های مالاسزیا شناسایی نماید. ویژگی عمده این سلول‌ها نحوه تقسیم سلولی آن‌ها است که به‌صورت جوانه زدن یک‌قطبی
(monopolar budding) صورت می‌گیرد و اسکار یا جسم یقه مانندی که در قاعده یا پایه‌ی جوانه از خود بجای می‌گذارند نیز به تشخیص کمک می‌کند.

اختلاف و تنوع قابل‌توجهی در شکل و مرفولوژی سلول وجود دارد و اشکال کروی، بیضوی، یا سلول‌های طویل در موارد پاتولوژیک مشاهده می‌شوند. ممکن است فرمهای مرفولوژیک متعددی یک ناحیه را کلونیزه کنند و یا گروهی از مخمرها در یک ناحیه با مرفولوژی یکسان دیده شوند. تظاهرات مرفولوژیک ارگانیسم‌ها در پوسته‌های مربوط به لزیونهای پیتریازیس ورسیکالر به لحاظ شکلی مشخصه‌ی این مخمرها و در حقیقت تشخیص آزمایشگاهی این بیماری را تسهیل می‌نماید.

مخمرهای کروی به قطر 2 تا 8 میکرون به حالت خوشه‌هائی مرتب شده‌اند و همیشه با عناصر هایفی شکل به طول 10 تا 25 میکرون و به پهنای 2 تا 5 میکرون همراه هستند. این عناصر رشته‌ای در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند و یا اینکه جدا از یکدیگر دیده می‌شوند و به‌هرحال به‌صورت عناصر رشته‌ای با دیواره عرضی و با طول‌های متفاوتی دیده می‌شوند. این فرم کلاسیک ارگانیسم در موارد پیتریازیس ورسیکالر در کشورهای نواحی معتدله نظیر بریتانیا دیده می‌شوند. در کشورهای واقع در نواحی گرمسیری و گاهی نیز در نواحی معتدله شکل و ظاهر ارگانیسم در پوست ممکن است بیشتر به فرم مخمرهایی باشد که بیضوی یا سیلندری شکل به همراه عناصر رشته‌ای می‌باشند. این تفاوت‌ها احتمالاً نشان‌دهنده‌ی عفونت با گونه‌های متفاوتی از اعضای این جنس می‌باشند. مطالعات مقایسه‌ای با استفاده از نشانگرهای ایمنولوژیکال یا مولکولار برای شناسایی گونه‌های مسئول عفونت نشان داده که بیش از یک عامل اتیولوژیک در این بیماری دخالت دارند.

 

مرفولوژی در شرائط آزمایشگاهی (in vitro)

توصیفات مربوط به خصوصیات مرفولوژیک میکروسکپی و کلنی گونه‌های مالاسزیا بر اساس کشت در محیط اصلاح شده توسط Van Abbe در سال 1964 بنام محیط دیکسون (Dixon) می‌باشد. این محیط شامل 6/3 درصد عصاره مالت، 6/0 درصد پپتون قارچی (Oxoid, Unipath, Basingstoke, UK)، 2 درصد صفرای گاو Oxoid))، 1 درصد تووین 40 (Tween, Sigma, Poole, UK)، 2/0 در صد گلسیرول، 2/0 درصد روغن زیتون (اسید اولئیک) و 2/1 درصد آگار می‌باشد. این محیط ظرف یک هفته بعد از تهیه باید استفاده شود و کشت به مدت 10 روز و در دمای 32 درجه نگهداری می‌شود. گونه‌ها با مقایسه با ایزوله هائی که قبلاً با مطالعات ملکولی شناسایی شده بودند تحت شناسایی قرار گرفته‌اند.

کلنی‌های مربوط به گونه‌های مالاسزیا دارای قوام ترد و شکننده‌ی مشخصی هستند. هنگامی‌که قسمتی از یک کلنی به‌وسیله‌ی لوپ یا سوزن برداشته می‌شود تهیه یک سوسپانسیون از آن بر روی اسلاید میکروسکپی و یا در سطح محیط کشت کار مشکلی است زیرا سلول‌ها به هم چسبیده و کلامپ‌های کوچکی را تشکیل داده‌اند. اشکال مشترک سلول‌ها در همه‌ی گونه‌ها در روش تشکیل بلاستوگونیدی و دارا بودن دیواره چند لایه‌ای است. مطالعات بر روی اجزای ساختمانی مالاسزیاها به‌وسیله میکروسکوپ الکترونی (TEM) مشخصات جزئی این دیواره سلولی را آشکار کرده است، داخلی‌ترین لایه حالت توی خود برگشتگی‌هائی (invagination) نشان می‌دهد که تشکیل باندهای اسپیرال در اطراف سلول می‌نماید.

پاسخ دهید