معماری
زایمان بی درد

زایمان بی درد (روش،انواع زایمان بی درد)

تاريخچه زايمان بي درد
–    نخستين بار در سال 1846 از اتر در زايمان استفاده شد و سپس در سال 1853 دكتر جان اسنو j.show  براي زايمان  ملكه ويكتوريا از كلروفورم استفاده كرد.
–    در سال1899 دكترbier شيوه ي بي حسي موضعي نخاعي(spinal  )اسپينال را معرفي كرد وروش بي حسي موضعي دور نخاعي epidural در سال 1960 براي ايجاد بي دردي درزايمان طبيعي  به كار گرفته شد وپزشكان  دريافتن  كه اين شيوه به سلامت مادر وجنين لطمه اي وارد نمي كند و بدين ترتيب استفاده از روشهاي القاي بي دردي هنگام زايمان مرسوم شد به طوري كه اكنون بر اساس آمار معتبر 81% بيماران زايمان  طبيعي در آمريكا از يكي  از روشهاي بي درد دارويي بهره مي گيرند و19% باقي مانده از روشهاي غير دارويي و در كشورهاي اروپايي اين رقم به بيش از90% مي رسد اما در كشور ما به علت عدم اطلاع كافي از اين روشها گرايش به سزارين به عنوان تنها شيوه زايمان  كه درد كمتري دارد بيشتر است.

روشهاي مختلف زايمان بي درد
روش‌هاي مورد استفاده براي بي‌دردسازي زايمان به دو گروه دارويي و غيردارويي تقسيم مي‌شوند.
روشهاي داروئي
در روش تزريق دارو، از انواع مخدرها و آرام‌بخش‌ها براي كاستن از اضطراب حين زايمان و، به درجاتي، تخفيف درد استفاده مي‌شود. اما پركاربردترين روش، بهره‌گيري از بي‌حسي موضعي است. داروي بي‌حسي در مرحلة مشخصي از زايمان، از طريق سوزني كه در ناحية كمر فرو مي‌رود، به فضاي دور نخاعي، نخاعي و گاه هر دو تزريق مي‌شود. بي‌دردي ايجادشده در اين روش نسبتاً كامل است.»
دكتر لاله وثوقيان، متخصص بيهوشي و مراقبت‌هاي ويژه، در پاسخ به اين پرسش كه آيا بي‌دردسازي ناحيه‌اي طولاني شدن زمان زايمان را به دنبال دارد، مي‌گويد: «اين مسئله ذهن بسياري از متخصصان بيماري‌هاي زنان را به خود مشغول كرده است. بنابراين، در صورت اجراي صحيح تكنيك و همچنين آموزش قبلي مادر، احتمال طولاني شدن زايمان وجود ندارد.»
دكتر قدياني در مورد عوارض احتمالي ناشي از بي‌حسي‌هاي منطقه‌اي توضيح مي‌دهد: «افت فشار خون يكي از شايع‌ترين عوارض اين قبيل بي‌حسي‌هاست كه با مايع‌درماني و جايگزين كردن حجم كافي از آن قابل جبران است. خارش، تهوع، استفراغ، ضعف تنفسي، عفونت و سردرد از ديگر عوارض احتمالي است. سردرد به علت زور زدن‌هاي متوالي و كمبود آب بدن ايجاد مي‌شود و خوشبختانه در اكثر موارد با درمان‌هاي محافظتي مانند استراحت در بستر، مصرف ضددردها، تزريق مايعات و بستن شكم‌بند محكم برطرف مي‌شود. برخي مطالعات شيوع بيشتر كمردردِ پس از زايمان را در زناني كه از اين روش استفاده كرده‌اند نشان مي‌دهد. اين درد كمر به علت انقباضات شديد رحمي و سير طبيعي زايمان ايجاد مي‌شود و ارتباطي با بي‌حسي موضعي ندارد.»
دكتر وثوقيان خاطرنشان مي‌كند: «علت اصلي كمردردِ پس از زايمان، افزايش وزن مادر در دوران بارداري، فشار جنين بر مهره‌ها و اعصاب كمري و همچنين قرارگيري نامناسب روي تخت‌هاي زايمان و اتاق عمل است. برخلاف تصور عموم، عبور سوزن از فضاي بين مهره‌هاي كمري آسيبي به ستون مهره‌ها و نخاع وارد نمي‌كند. عارضة كمردردِ متعاقب بي‌حسي نخاعي به علت عبور سوزن از پردة محافظ نخاع ايجاد مي‌شود. البته امروزه، به دليل استفاده از سوزن‌هاي بسيار نازك، بروز اين عارضه نسبت به گذشته كمتر شده است. در روش بي‌حسي دور نخاعي، به دليل سالم ماندن لاية محافظ نخاع، احتمال بروز سردرد وجود ندارد.»
تجويز سيستميك داروها
از داروهاي آرامبخش وناركوتيكها در مرحله اول و دوم زايمان به كار مي رود كه باعث كاهش اضطراب بيمار شده وتهوع و استفراغ را كاهش مي دهد اين داروها خواب آور بوده و ذر مراحل اول زايمان مفيد هستند وميتوانند شامل (باربيتوراتها  و فنوتيازينها و بنزوديازپينها و اپيوئيدها ومرفين و…باشدكه هر يك عوارض خواص خود را دارد و گاه بر روي جنين نيز ممكن است عارضه داشته باشد.
داروهاي استنشاقي
به كار بردن غلظتهاي كم داروهاي بيهوشي تبخيري و گازهاي بيهوشي مانند n2o متوكسيفلوران وانفلوران است كه ابتدا در ساعات اول زايمان پتيذين تجويز و سپس n2o متوكسي فلوران يا انفلوران توسط بيمار استفاده شده و بعذ از انفيلتراسيون موضعي پرنيه در مرحله دوم زايمان تكميل ميگردد.
آنالرژي رژيونال(ناحيه اي)
روشهاي رژيونال بيدردي كامل ايجاد كرده ولي امكان بيداري كامل مادر و شركت وي در امر زايمان را فراهم ميسازد و در مقايسه با ساير روشهاي داروئي احتمال دپرسيون جنين ناشي از دارو و آسپيراسيون مادر كمتر  است.
انواع آنالرژي رژيونال
بي حسي اسپاينال واپيدورال كمري وكودال و پاراسرويكال وپودندال است كه هر تكنيك كاربرد خاص خود را داشته و مي تواند براي بي حس كردن تمام يا قسمتي از عصب به كار رود قبل از انجام هر يك از اين روشها يك راه وريدي مطمئن و امكانات ووسايل لازم براي پيشگيري از عوارض بايد در دسترس باشد.
روش اپيدورال كمري
در اين روش ماده يا مواد لازم در فضاي اپيدورال در پوزيشن خاص در موارد زير قابل استفاده است
درد  مادر شديد و مرحله اول زايمان طولاني شده است
بيماران هيپرتانسيو وپره اكلامپسي كه اختلال انعقادي ندارند
در حاملگي هاي چند قلو
مرگ داخل رحمي
مادران مبتلا به بيماريهاي ريوي
جنين هاي نارس
عوارضي كه اين روش دارد
احتباس ادرارو لرز ودرد پشت و آسيب هاي موفت ودائم عصبي هيپوتانسيون وعدم بيدردي كامل
روش اسپانيال
ايجاد بي حسي از تزريق داروهاي لازم در فضاي ساب اراكنوئيد اين روش در مرحله دوم زايمان بالا فاصله قبل از تولد بچه انجام ميشود
عوارض اين روش شامل
هيپوتانسيون وبرادي كاردي و سردرد وتهوع واحتباس ادراري پشت درد واثرات نورولوژيك ميباشد
اين روش با روش اپيدورال هم به صورت توام استفاده مي شود
روش كودال
زماني كه زايمان به خوبي شروع شده باشد با روش خاص مواد را در كانال كودال تزريق مي كنند كه معايب زيادي دارد:
دشواري تكنيك
دشواري تميز نگهداري محل
احتمال چرخش غير طبيعي سر جنين
بروز واكنشهاي توكسيك به علت جذب عروقي دارو
احتمال تزريق دارو به سر جنين
نزديكي به ركتوم
روشهاي غير داروئي
دكتر سكينه قدياني به معرفي اين روش‌ها مي‌پردازد: «از جملة روش‌هاي بي‌دردسازي غيردارويي، آماده كردن روحي و رواني زنِ باردار براي قبول و گذراندن يك زايمان طبيعي است. اگر زني در هنگام تولد فرزند اول خود با مراحل مختلف زايماني آشنا باشد و با انگيزه‌اي قوي زايمان را شروع كند، دردي معادل درد يك زنِ چندزا را تجربه خواهد كرد؛ در صورتي كه زنانِ آموزش‌نديده دردهاي شديدتري را تجربه خواهند كرد. روش‌هاي غيردارويي نياز به زمان دارند و آموزش مادر از چندين ماه قبل از زمان زايمان آغاز مي‌شود.
القاي خواب يا هيپنوتيزم، مراقبت‌هاي روحي و رواني، طب سوزني، تحريك الكتريكي پوست (TENS)، زايمان در آب، ماساژ و آرمش (Relaxation) از ديگر روش‌هاي پيشنهادي هستند. به‌طور كلي، روش‌هاي غيردارويي بي‌دردسازي زايمان درد را به تمامي از بين نمي‌برند و ما مجبوريم كه از روش‌هاي ديگري نيز در كنار آنها استفاده كنيم. در اين موارد بايد به مادر تذكر داده شود كه بي‌دردي كامل نيست. توجه داشت كه اين روش بي‌دردسازي تنها حس درد را مهار مي‌كند و اثري بر قدرت عضلاني و حركتي مادر ندارد .

زایمان بی درد
هيپنوتيزم:
–    بي دردي و فراموشي در طي زايمان در افراد خاص ايجاد مي كند.
–    در اين روش بيمار چشمانش را مي بندد و در حالت تمركز شديد قرارمي گيرد محيط بايد كاملا آرام باشد و داروهاي آرامبخش به علت بر هم زدن تمركز استفاده نشود.
–    هپينوتيزم به ندرت به كار مي رود.به دو دليل:
–    زمان زيادي براي آماده كردن بيمار نياز است.
–    احتمال بروز خطرات رواني نظير اختلالات مختلف مانند اضطراب تا بيماري رواني وجود دارد.
TENS (تحريك الكتريكي زير جلدي عصب ):
–    قرار دادن الكترودهاي خاص در سطح پوست در محلهاي خاص موازي و نزديك مهره ها و عبور دادن جريان الكتريكي از الكترودها مي باشد. با وجود اينكه اين روش عوارض جانبي ندارد اما در مطالعات به عمل آمده موفقيت چنداني را نشان ميدهد زيرا 40 دقيقه زمان براي تاثير TENS لازم است و اين ممكن است برمونيتورينگ الكترنيكي قلب جنين يا كار كرد پيس ميكر قلب تداخل داشته باشد و از طرفي بيدردي ايجاد شده كامل نيست.
طب سوزني  
–    عبارت از فرو بردن سوزنهاي خاص در نقاط خاصي از بدن است گاهي اين سوزنها در محلهاي دردناك فرو برده مي شود و تحريك رشته هاي عصبي باعث فعال شدن طناب نخاعي مغز مياني و هيپوفيز شده وبا آزاد سازي پيام رسانهاي عصبي (اندروفين ها و منوامين ها ) باعث توقف پيام هاي عصبي درد مي شود  ، عدم وجود پزشكان متخصص ومعايبي نظير عدم بي دردي كامل و ايجاد حالت تهوع و استفراغ و نفخ و انبساط احشا شكمي و اين مسئله كه طب سوزني در بالاي ديافراگم بهتر عمل مي كند باعث شده است كه طب سوزني  در مامايي محبوبيت چنداني نداشته باشد .

آمادگي رواني بيمار براي تولد طبيعي (سايكو پروفيلاكتيك )
–    اين روش متداولترين روش است و تكيه بر آموزش قبلي مادر آمادگي و شرطي كردن مثبت وي در خصوص روند تولد نوزاد دارد و براساس اين عقيده است كه درد زايمان مي تواند با سازماندهي مجدد كورتكس مغزي مهار شود و رفلكس هاي درد همراه با انقباضات رحم و كشش پرنيه مي تواند با رفلكس هاي شرطي مثبت ايجاد شده جايگزين شود.
–    آمادگي معمولا 6 هفته قبل از زايمان شروع شده و نياز به آموزش آناتومي و فيزيولوژي طبيعي حاملگي و زايمان دارد. اين روش ترس و اضطراب را كاهش مي دهد .

پاسخ دهید