خوآزاری جنسی یا مازوخیسم

مازوخیسم به معنی آزار و  آسیب رساندن به خود می باشد. اما در ارتباط با مسایل جنسی فرد مازوخیست برای لذت بردن جنسی نیاز دارد تا از سمت شریک جنسی خود  تا سرحد زخمی شدن و خون آلود شدن  آسیب ببیند.افرادی كه به این نوع انحراف مبتلا هستند بشدت تمایل دارند كه چه به وسیله ی خود و چه از طرف دیگران، آزار ببینند یا حتی شكنجه شوند. كامیابی روانی این بیماران، جز با زجر و آزار دیدن حاصل نمی شود.

 

علل مازوخیسم علاوه بر تجربیات گذشته فرد خشم فرو داده شده نسبت به خود می باشد که در واقع با آسیب رساندن به خود احساس آرامش می کند. و در ارتباط با مسایل جنسی با آسیب دیدن از طرف جنس مخالف از رابطه جنسی لذت می برد. البته شریک جنسی فرد مازوخیست حتما” باید فردی با انحراف سادیسم باشد.احتمال می رود که درصد  افراد مازوخیست نسبت به سادیست کمتر باشد.  این افراد دارای افسردگی نیز می باشند.

فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی می‌تواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد. کارن هورنای و اریک فروم دو تن از روانشناسان نوفرویدی نیز این پدیده را مورد بررسی قرار دادند. از دیدگاه هورنای فرد مازوخیست خود را زیر چتر حمایت دیگران قرار می‌دهد و با زیر پا گذاشتن فردیت و مستهلک شدن در “طرف” تا حدی ایمنی به دست می‌آورد. اینگونه ایمنی بدان می‌ماند که کشوری کوچک با تسلیم حقوق و استقلال خود به کشور بزرگتر و متجاور به امنیت برسد و مورد پشتیبانی آن کشور قرار گیرد.  اریک فروم با اینکه بیشتر از منظر اجتماعی به این پدیده نگاه می‌کرد اما نظری مشابه هورنای داشت. فروم بر این عقیده بود که در افراد مازوخیست هراسی عظیم از تنهایی و ناتوانی موج می‌زند از این رو برای رهایی از قید مسئولیت و تصمیم گیری می‌کوشند تا جزئی شوند از کل نیرومندتری که بیرون از آنها است. این کل نیرومند ممکن است یک شخص یا یک موسسه، خدا، ملت، وجدان یا وسواسی روانی باشد. فروم در رابطه با سادیسم که نقطه مقابل مازوخیسم می‌باشد معتقد بود ماهیت سائق‌های سادیستی لذتی است که از برتری و غلبه بر کسی دیگر حاصل می‌شود و همانگونه که تسلط، حالت انحرافی قدرت است، سادیسم جنسی نیز صورت منحرف محبت جنسی است چرا که عشق و محبت بر برابری و آزادی استوار است و اگر بر از دست رفتن تمامیت یکی از طرفین مبتنی شد، دیگر عشق نیست.

برای آزارگری و آزارطلبی پنج ویژگی را می توان شاهد بود: ۱-توافق در مورد اینکه کدام یک مسلط و کدام یک مطیع باشند. ۲-آگاهی هر دو شریک جنسی از نقشی که بر عهده دارند. ۳-رضایت هر دو طرف. ۴-حال و هوای جنسی. ۵-آگاهی هر دو طرف از اینکه رفتارشان ماهیتی آزارگرانه-آزارطلبانه دارد

انواع مازوخیسم:

انحراف مازوخیسم را از نظر شدت و ضعف به سه دسته تقسیم كرده اند:

مازوخیسم روانی، مازوخیسم احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیكی.

توجه به این نكته ضروری است كه به طور معمول، حالات مذكور تا حدودی در زندگی جنسی افراد بشر وجود دارند، و تا هنگامی كه جنبه ی عادی داشته، ازحد و مرز معمولی تجاوز نكنند، امری كاملاً طبیعی به شمار می روند اما اگر به صورت های شدید و خاص یا به عبارت دیگر انحرافی جلوه كنند و یا بتدریج به صورت عادت در آیند، وجود انحراف را محقق می سازند.

مازوخیسم روانی

مازوخیسم روانی حالتی است كه در زندگی جنسی عادی مردم دیده می شود. بعضی افراد در زندگی جنسی، خود را ازهر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار می دهند و هر نوع خفتی را كه از طرف وی به آنها تحمیل شود، می پذیرند. چنین رابطه ی جنسی ای بین زن و مرد را می توان طبیعی و عادی دانست، اما اگر روابط از این مرز تجاوز كند و جنبه ی ارباب وغلامی پیدا كند و یكی از طرفین تا حدی كه برده ای از اربابش اطاعت و فرمان برداری می كند، بنده وار خواست های طرف مقابلش را اجابت كند، می توان گفت كه به انحراف مازوخیسم روانی دچار شده است.

مبتلایان به این نوع مازوخیسم، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت جنسی می رساند.

مازوخیست های روانی، تا زمانی كه از كسی دشنام نشنیده اند یا شخصی آنها را تحقیر نكرده است، ناراحت و ناآرامند. البته باید توجه داشت كه این نوع مبتلایان هنگام آمیزش جنسی، میلی به تحمل آزار ندارند بلكه از شنیدن كلمات ركیك و اهــانت آور، لذت می برند. بسیاری از زنان جوان و تحصیل كرده و برومندی كه با مردانی به مراتب پست تر از خود ازدواج می كنند و یا به مردان درشت و قوی هیكل گرایش دارند، مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قوی هیكل بودن مرد كه صفتی به اصطلاح بارز به شمار می رود، كلیه ی معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده می گیرند.

به طوركلی می توان گفت كه منحرف مازوخیست، یك انسان خفت طلب واهانت جو است و به هر ترتیبی كه بتواند خود را به دیگری تسلیم می كند و بدون قید و شرط در اختیار او قرار می گیرد تا تمایلات روانی و انحرافی خود را اقناع كند. هرشفلد مثال جالبی در این مورد دارد.

او گزارش می دهد كه زن جوانی در زمان جنگ، یك زندانی فرانسوی را برای مدت هشت ماه در اتاقش مخفی كرده و خود را بدون قید و شرط ، برای انجام هر نوع عمل جنسی دراختیار وی گذاشته بوده است. تحقیقات بعدی نشان می دهد كه این زن دارای عنن كامل بوده و تنها دلیل تسلیم بدون قید وشرط او به زندانی فرانسوی، انحراف مازوخیسم وی و شعف و نشأت جنسی ای بوده كه از این راه به آن دست می یافته است.

مازوخیسم احساساتی

بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم كه معمولأ كمرو، جاهل و بی سواد هم هستند، از آشكار شدن انحراف خویش خودداری می كنند و به درون خود پناه می برند. این افراد می كوشند با تجسم صحنه های مختلف مازوخیسم از راه فكر و خیال، تمایلات غیر عادی خود را ارضا كنند. این دسته از منحرفان مازوخیسم را مازوخیسم های احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی گویند.

مازوخیسم فیزیولوژیكی

مازوخیسم فیزیولوژیكی كه حادترین و واقعی ترین وجه مازوخیسم است حالتی است كه انسان را وا می دارد تا از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خود را با اشتیاق درمعرض زجر و درد و عذاب قرار دهد. برای شخصی كه به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیكی مبتلاست، درد مفهوم خود را از دست داده و حتی لذت و شعف می شود. مبتلایان به این نوع مازوخیسم كه تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر است، از آزار های بدنی مانند شكنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدن شان لذت می برند و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام خود را هلاك خواهند ساخت.

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس لامسه

شخص مبتلا به مازوخیست فیزیولوژیكی، ابتدا به وسیله ی حس بویایی و چشایی خود، لب های شریك جنسی اش را به طور عادی می بوید و با زبان آنها را لمس می كند، ولی بتدریج وارد مرز اعمال انحرافی می شود و به بوییدن مواضع جنسی و مزه كردن آنها و حتی خوردن فضولات بدن شریك جنسی خود می پردازد.

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس بینایی و شنوایی

شخص مازوخیست میل شدیدی به مشاهده ی اعضای لخت بدن شریك جنسی اش دارد و از شنیدن حرفهای اهانت آمیز و فحشهای ركیك در هنگام آمیزش جنسی لذت می برد. در واقع همانقدر كه مبتلا به انحراف سادیسم از ادای كلمات توهین آمیز لذت می برد، مبتلا به مازوخیسم از شنیدن این كلمات به شعف روانی می رسد.

آمار نشان می دهد حدود دو میلیون نفر در ایالات متحده به خود آزاری مبتلا هستند که از این تعداد 1% آنها به خود آزاری جسمی می پردازند که معمولا” آنها برای فرار یا حل مشکلات عاطفی و اوضاع در هم ریخته زندگی خود دست به این کار می زنند. البته این آمار خیلی درست نیست چرا که در بیشتر موارد خود آزاری گزارش داده نمی شود و در بعضی از مناطق جهان این آمار بسیار بالاتر است .

در بین مجموعه عوامل بروز خود آزاری نظیر: فقر اقتصادی ، تبعیض نژادی ، مشکلات اجتماعی و فرهنگی… نمی توان مرز مشخصی برای آنها قائل شد چون تحقیقات ثابت کرده علت خود آزاری تلفیقی از همه ی عوامل فوق است !

بعضی از اطلاعات دریافتی نشان می دهد بیشتر مبتلایان ، خانم ها به خصوص در سنین نوجوانی و بلوغ است ، در حالی که منابع دیگر حاکی از آن است که این بیماری هم در زنان و هم در مردان در سنین 14 تا 60 سالگی دیده شده است و در این بین فقر اقتصادی مهم ترین عامل ایجاد این بیماری است .
* روانشناس به بیمار یاد می دهد که چگونه می تواند در مواقع تمایل به خود آزاری این احساسات را با راههای سالم از خود دور کرد .
* یکی از عمده ترین گرایش در خود آزاری در زمینه های جنسی است که مشاور می تواند از طریق ترمیم حوادث و زمینه های گذشته خراب بیمار، او را هدایت کند.
* هیپنوتیزم و تمرین های تمدد اعصاب می تواند در کاهش استرس و فشار نقش مفیدی داشته باشد .
* درمان گروهی و دسته جمعی این بیماران باعث از بین رفتن حس خجالت می شود و تضمین بیشتری را برای سلامتی آنها به دنبال دارد.
* درمان در حیطه ی خانوادگی بسیار مفید است و عوامل تحریک کننده در خانواده نیز یافت می شود و به آنها یاد می دهد که در مقابل بیمار جبهه نگیرند.
* همزمان با پیشرفت روان درمانی مصرف متعادل قرص های آرامش بخش مفید است .
* در موارد خیلی حاد و شدید بستری کردن بیمار تحت نظر کادر پزشکی ماهر الزامی است .

راههای برای جلوگیری از ایجاد خود آزاری :

در مواقع تمایل به خود آزاری بیمار باید خود را به کارهای سالم متنوع دیگر مشغول کند مثل : دویدن ، رقصیدن ، فریاد زدن ، سوراخ کردن پارچه ، پاره کردن و دور انداختن چیزهای غیر قابل استفاده ،

در حین درمان اگر بیمار احساس کرخی و بی حسی دارد ، باید تکه های یخ را در کف دست نگه داشته و سعی کند آن را خورد کند ، دوش آب سرد بگیرد ، چیزی تند بجود مثل فلفل قرمز طبیعی ، ریشه ی زنجبیل خام و یا پوست گریپ فورت .

بیمار می تواند نوارهای لاستیکی دور مچ دست بپیچد و وقتی که تمایل به خود آزاری و ضرب زدن به خود را دارد روی آنها بزند تا کبود نشود .

در مواقع احساس کوفتگی بدن بیمار باید آرامش خود را حفظ کند ، نفس عمیق بکشد و در یک وان حمام ساعتها غوطه ور شود ، ورزش هایی مثل یوگا انجام دهد و یا حتی طراحی و نقاشی کند.

اگر بیمار از نوع خود آزاری است که تمایل به دیدن خون و خونریزی دارد با جوهر قرمز دقیقا” همان جایی را که قبلا” می بریده است را رنگی کند .

اشتراک گذاری

ارسال یک پاسخ