فرزندتان به کار شما حسادت می‌کند؟

ساعت شش عصر، خسته در را باز می‌کنید. کودکی که از صبح از شما دور بوده و با سرویس مدرسه به خانه خالی برگشته، می‌خواهد از شما انتقام بگیرد. بهانه می‌گیرد، تلخی می‌کند و دست آخر هم به خاطر اینکه قرار است فردا را هم به همین روال بگذراند، به گریه می‌افتد. خسته‌اید! سال‌ها برای رسیدن به جایگاه شغلی فعلی‌تان زحمت کشیده‌اید؛ حساب‌وکتاب مالی زندگی‌تان را براساس درآمد این کار تنظیم کرده‌اید و حالا، هر روز باید شاهد گریه‌های کودکی باشید که می‌گوید برای کارتان بیش از او ارزش قائل هستید. چه باید بکنید؟ باید قید کارتان را بزنید و خانه‌نشین شوید؟ یا اینکه بگویید او هم مثل هزاران کودک دیگری که والدینشان شاغل است، باید به این سبک زندگی تن دهد. از نظر ما هیچ کدام! قرار نیست به خواسته‌های فرزندتان بی‌اعتنایی کنید و البته قرار هم نیست که کار و اهدافتان را کنار بگذارید. شاید با عمل کردن به چند توصیه، بتوانید به جدال فرزندتان با شغل خود پایان دهید و این رابطه را در مسیر آرامش هدایت کنید.

به شناسنامه‌ اش نگاه کنید
سختی یا آسانی کار شما برای پایان دادن به این جنگ، به سن فرزندتان هم بستگی دارد. قبل از آنکه کارتان را رها کنید، ببینید قرار است چه مدت در این موقعیت بمانید. قطعا شرایط مادر یک کودک یک‌ساله که هیچ کس را برای سپردن فرزندش به او ندارد با شرایط کسی که فرزندش به 10 سالگی رسیده متفاوت است. پس قبل از عمل کردن به توصیه‌های زیر، یکبار شرایط خودتان را با دقت مرور کنید.

سرخوشی‌تان را به اشتراک بگذارید
به جای اینکه خستگی و بی‌حوصلگی‌تان را با خود به خانه بیاورید، در طول روز بارها با صدایی پرنشاط با او تماس بگیرید و وقت رسیدن به خانه، با لبخند و آرامش به استقبالش بروید. گذشته از این، برای اینکه به فرزندتان بگویید بدون هیچ دلیلی و بدون دستاورد از او دور نشده‌اید، نکات هیجان‌انگیز مربوط به شغلتان را با فرزندتان در میان بگذارید؛ البته با جملاتی که او توان درک کردنشان را داشته باشد. برای مثال اگر در یک کارخانه خودروسازی کار می‌کنید، به او بگویید: «جالب نیست! ماشینی که امروز با آن به اردو رفتید را من و همکارهایم تولید کرده‌ایم!» برایش از اتفاقات خوشایند و هیجان‌انگیز کاری‌تان حرف بزنید و سعی کنید تصویری جذاب و خوشایند از محیط شغلی‌تان برایش ایجاد کنید. کودک شما با این رفتار، می‌فهمد که برای به دست آوردن چیزهای مهمی خانه را ترک کرده‌اید و این کار نه‌تنها باعث کسالت شما نمی‌شود، بلکه شما را به مادری پرانرژی و البته توانمند تبدیل می‌کند.

او را شریک کارتان کنید
اگر تصور می‌کنید فرزندتان توان درک کردن بخشی از وظایف کاری‌تان را دارد، آنها را با او به اشتراک بگذارید. برای مثال، در صورتی که گرافیست هستید، از او بخواهید بین لوگوهایی که طراحی کرده‌اید یکی را انتخاب کند، یا در مورد مسائلی که پیچیدگی زیادی ندارند، با او حرف بزنید و نظرش را بپرسید. بد نیست گاهی در بازی‌هایتان، سمت شغلی خودتان را به او بدهید و از اینکه توانسته نقش شما را بپذیرد، احساس خوشایندی را در فرزندتان ایجاد کنید.

همیشه کارتان را در اولویت نگذارید
اگر مشغول وقت‌گذرانی با فرزندتان یا بازی کردن با او هستید، به خاطر پیشامدهای شغلی ناگهان او را رها نکنید. شما ساعات محدودی را در کنار فرزندتان هستید و نباید اجازه دهید کیفیت این رابطه خدشه‌دار شود. اگر درست در لحظه‌ای که به او در انجام تکالیفش کمک می‌کنید، یک ایمیل کاری به شما می‌رسد یا کسی از محیط کارتان زنگ می‌زند، چند دقیقه کارتان را در حال انتظار نگه ‌دارید و وقتی احساس کردید زمان مناسبی فرا رسیده، به فرزندتان بگویید که بعد از انجام دادن کارتان، دوباره سراغش می‌روید.

آرامشتان را حفظ کنید و سوال بپرسید
اگر فرزندتان سوال‌هایی مثل «آیا شغلت را از من بیشتر دوست ‌داری؟» یا «بیشتر از من به کارت اهمیت می‌دهی؟» را پرسید، با نشان دادن واکنش‌های اغراق‌شده و ناگهانی و گفتن جملاتی مثل «چرا همچین فکری می‌کنی؟ من تمام روز زحمت می‌کشم تا تو راحت باشی!» با او مواجه نشوید؛ بلکه با آرامش از او بپرسید: «چرا چنین فکری می‌کنی؟» فرزندتان را به آزادانه و شفاف صحبت کردن در این مورد تشویق کنید تا دلیل ناراحتی‌اش را متوجه شوید.

نویسنده : دکتر سوزان گلب – روانشناس و نویسنده کتاب‌های فرزندپروری

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده