معماری
انگ زدایی

انگ زدایی از بیماری روانپزشکی

انگ زدایی از بیماری روانپزشکی

تعریف واژه ها :

  • بیماری روانپزشکی :

وضعیت ناهنجار که به شکل اختلال در کار کردهای روانی و نشانه های عینی و ذهنی تظاهرمی کند و موجب رنج بیمار و اطرافیان و کاهش چشمگیر عملکرد وی می شود.

  • انگ :

اسناد ، ممیزه ، یا وضعیتی که به وسیله جامعه نامطلوب تلقی می شود. این اسناد انگ گذاری چنان مهم و متمایز کننده است که فرد به وسیله فقط همان جنبه تعریف می شود نظیر «کور ، چلاق ، دیوانه» به این ترتیب فرد کم ارزش یا بی ارزش شمرده می شود و هویت او مخدوش می گردد.

  • انگ زدایی :

کاربرد ساز مانمند که بر پایه بررسی دقیق و پژوهشهای علمی برای رفع انگ ، به دست آمده است.

مقدمه:

استیگما (داغ، انگ) در یونان باستان عامل متمایزکننده بردگان و جنایتکاران از مردم عادی بوده انگ انواع مختلفی دارد از جمله انگ ناشي از نقص جسمی ، انگ مرتبط با رفتار و شخصیت فرد نظیر بیکاری و بیماری روانی ، انگ جنسیتی و غیره.

انگ ناشی از بیماری روانی ، معمولا خانواده مبتلایان را هم در گیر می کند ، که خود را بصورت تمسخر و عدم مراوده همسایگان نشان می دهد که منجر به کاهش اعتماد به نفس در آنان می شود .

متاسفانه بنظر می رسد افراد متخصص و مردم عادی به یکسان به انگ بیماری روانی ، اشاره می کنند چنانکه گویی این موردی پذیرفته شده از اطلاعات عمومی است.

اثر انگ گذاری برمبتلایان :

با وجود بار چشمگیر بیماری های روانپزشکی چه در دنيا و چه در ایران ، در صد ناچیزی از مبتلایان جهت درمان مراجعه می کنند ، احتمال می رود ترس از انگ بیماری روانی ، از بزرگترین موانع استفاده از خدمات روانپزشکی باشد . بیمارانی هم که مراجعه می کنند با خوردن برچسب بیمارروانی دچار تبعیض ، پیشداوری غیر موجه ازسوی دیگران ، انزوا و محرومیت از بسیاری حقوق اجتماعی می شوند. این موضوع نه تنها درباره بیماران روانپریش بستری ، بلکه درباره بیکاران روان نژند که فقط به درمانگاه یا مطب به صورت سرپایی مراجعه می کنند ملاحظه می گرددد. گذشته از انگ گذاری اجتماعی ، انگ گذاری درونی توسط بیماران روانی موجب احساس تحقیر و سرافکندگی درآنان ، انکار بیماری و رد توصیه های درمانی توسط آنان می گردد. در انگ زدن یک موقعیت یا یک ویژگی فرد به شکل نافذ به هویت او اسناد می گردد به نحوی که فرد از آن پس با آن اسناد تعریف می شود. مانند «روانی ، دیوانه»

این مساله موجب ایجاد یک چرخه معیوب می شود ، در ابتدا شخص با صفت معیوبی انگ زده می شود ، سپس تبعیض درمورد او اعمال می گردد. این امر موجب کاهش اعتماد به نفس و ناتوانی در او می شود زیرا وی دسترسی کمتری به منابع حمایت اجتماعی ومالی دارد. با تداوم چرخه ، انگ هر چه بیشتر تقویت می شود.

تاریخچه وضعیت بیماران روانپزشکی در ایران :

در تاریخ گذشته ایران جایگاه بیماران روانپزشکی نسبت به سیار کشورهای جهان از موقعیت ممتازتری برخوردار بوده است. درحالیکه در اروپای قرون وسطی «دیوانگان» را مامن شیاطین می دانستند و برای وادار کردن ارواح خبیثه به ترک بدن «جن زده» انواع آزار و شکنجه ها را نسبت به این دردمندان بینوا روا می داشتند ، در ایران بخشی از درالشفاء يزد به این بیماران اختصاص یافته بوده. با ظهور ستارگان درخشانی در آسمان پزشکی دوران اسلامی در ایران همچون محمد زکریا رازی ، ابوعلی سینا و سید اسماعیل جرجانی طب قدیم ایران به اوج ترقی رسیده و چندین سده ، پرچمدار جهان پزشکی شد. مطالعه اثار این بزرگان به خوبی نشان می دهد که رویکردی که در اروپای قرون وسطی در مورد بیماران روانی وجود داشته ، جایگاهی در تاریخ گذشته پزشکی کشور ما نداشته است . ابن سینا در این باره می گوید : «برخی اطبا اعتقاد دارند که مالیخولیا کارجینان است ما كه طب را یاد می گیریم اهمیت نمی دهیم که از جن است یا از جن نیست. ما می گوئیم اگر مالیخولیا کارجن باشد یا نباشد مزاج بیمار به سودایی می انجامد . پس سبب نزدیکش وجود ماده سوداست . بگذارید وجود آورنده سوداجن باشد یا غیر جن به ما چه مربوط » با چنین رویکردی به خوبی روشن است که در گذشته ، بزرگان پزشکی ایران ، بیماری های عمده روانی را ناشی از اختلال مزاج ها و اثر بیماری زایی آنها بر مغز دانسته ، در همه حال مبتلایان را بیمار دانستند ، برای آنها توجیه پزشکی قائل شده اند و آنها را درطبقه بندی بیماری های جای داده ، برای بهبودشان روش های درمانی پزشکی در نظر گرفته اند. این بزرگان ، افراد بیمار را محترم شمرده از آنان دستگیری نموده ، در بیمارستان ها جای داده و به درمانشان می پرداختند. بدون تردید در آن روزگار ، اندیشه ها و اعتقادات مذهبی این اندیشمندان در شکل دادن رفتار آنان نسبت به این بیماران سهم به سزایی داشته است . به عنوان نمونه حدیثی از پیامبر اکرم (ص) منقول است که : «رسول گرامی (ص) در میان اصحاب بود که مردی برایشان گذشت ، یکی از ایشان گفت این مرد مجنون است . رسول خدا (ص) فرمودند : این مرد بیمار است نه مجنون ، مجنون کسی است که در نافرمانی خداوند مقصد باشد.» (محمدی ری شهری ، 1362)

 

راه های کاهش انگ (انگ زدایی):

  • تصحیح دیدگاه نادرست عامه مردم ، خانواده و کارگزاران نهادهای مربوط در باره بیماری های روانپزشکی ومبتلایان به آن
  • افزایش آگاهی عامه مردم ، خانواده و کارگزاران نهادهای مربوط درباره درمان  پذیر بودن بیماری های روانپزشکی
  • کاهش بستری مبتلایان به بیماری های روانپزشکی با کاربرد روش های نوین درمانی اعم از دارویی و غیر دارویی و کاهش طول بستری در بخش روانپزشکی
  • ورود بیماران روانپزشکی به جامعه
  • یافتن راهکارهایی برای تقویت گروه های خودیاری بیماران و خانواده های آنان

جمعیت هدف :

عامه مردم

خصوصا دانش آموز ، متولیان آموزش و پرورش و مدارس ، کارگزاران نهادهای مربوط دیگر مثل فرمانداران ، شهرداران و افراد مشابه دیگر

اهدف برنامه در هفته بهداشت روان :

  • تصحیح دیدگاه نادرست درباره بیماری های روانپزشکی و مبتلایان به ان
  • افزایش آگاهی درباره درمان پذیر بودن بیماری های روانپزشکی

تصحیح دیدگاه نادرست و افزایش آگاهی درباره بیماری های روانپزشکی و مبتلایان به آن:

بشر از زمانی که خود را شناخته است ، بیماری را نیز شناخته است و یک اصل مهم در این شناسایی این است که فرد بیماری را انتخاب نمی کند. در هرزمان از حیات بشر یکی از انواع بیماری ها به عنوان مشکل عمده جامعه پزشکی مطرح بوده است ، زمانی بیماری های عفونی و زمان دیگر بیماری قلبی . گاهی علت یک بیماری مشخص و روشن است وگاهی نیز چندین عامل در ایجاد آن دخالت دارد که بیماری چند عاملی یا مولتی فاکتوریال نامیده می شود. در حال حاضر یکی ازمعضلات جدی جامعه    فقط جامع پزشکی بلکه احاد مردم اختلالات روانپزشکی و عوارض آن است. اختلالات روانپزشکی از دسته بیماری های مولتی فاکتوریال است به عبارت دقیق تر عوامل زیستی – روانی و اجتماعی و مذهبی درآن دخالت دارد. در بعد زیستی مساله ارث و ژنتیک مطرح است که در مورد اکثر بیماری های روانپزشکی و خصوصا موارد شدید نقش آن مشخص شده است  هر چند تاثیر ژنتیک درخیلی موارد کمتر از بیماری های فیزیکی است ، همچنین در این بعد عوامل محیطی مانند ، آلودگی هوا ، جنگ گرسنگی ، عفونت ها ، سیستم ایمنی و خیلی دیگر ازعوامل مشابه بیماری های دیگر مهم می باشد.

امادربعدروانی – اجتماعی  و مذهبی و تاثیر آن بر ابتلا به بیماری های روانپزشکی و همچنین تداوم یا بهبود آن شکی نیست همانطور که این عوامل بر مسایل بیماری ها هم موثر هستند ، اما به نظر می رسد این بعد در اختلالات روانپزشکی تاثیری مستقیم وبیشتری دارد. مطالعات جدید پزشکی نشان داده است که ابتلا به بیماری های روانپزشکی عمدتا ناشی از نقص عملکرد در مغزاست که در بسیاری موارد علایم آن در تصویر برداری های مغزی مشخص می شود اما درخیلی موارد نیز تغییرات کوچک درحد ريز مولكول های مغزی باعث ایجاد این اختلالات هستند و این قسمتی است که به سادگی با یک ازمایش خون و عکس رادیولوژی مشخص نمی شود. بطورمثال فرد مبتلا به دیابت با چند آزمایش خون شناسایی می شود و اثرات دارو درمانی هم با آزمایش ساده قند خون قابل پیگیری است ، اما این امر در مورد اختلالات روانپزشکی نیاز به آزمایشات پیچیده و دقیق دارد . بر پایه این دانش امروزه داروهای عمده این اختلالات شناساسی شده که بر رویريز مولكول های مغزی موثر است و هر روز داروی جدیدی به بازار می آید و یکی از عمده ترین فعالیت ها در علم داروسازی کار بر روی داروهای روانپزشکی است.

با توجه به مطالب پیشگفت نتیجه می گیریم که اختلال روانپزشکی مشابه سایر بیماری ها ، بعد فیزیکی و جسمی مشخص دارد و بر خلاف عقاید قبلی صرفا ناشی از مسائل روحی و رواني نیست ، بنابراین درمان آن هم بحثی زیستی است که مشابه بیماری های فیزیکی با استفاده ازدارو و ابزارهای درمانی دیگر قابل درمان است.

حتی مطالعات امروزی نشان می دهد که درمان های غیر دارویی مثل روان درمانی نیز بر هورمون های مغزی اثر می گذارد.

نتیجه گیری :

ما بیماری را انتخاب نمی کنیم ، پس همانطور که با بیماران مبتلا به اختلالات جسمی همدردی می کنیم چرا که خود را در وضعیت آنان مجسم می نماییم ، چه خوب است که گاهی خود را در جایگاه مبتلایان به اختلالات روانپزشکی  وخانواده آنان ببینیم . کسانی که نه تنها از درد بیماری رنج می برند ومرهمی برای نمی یابند بلکه نگاه های تحقیر آمیز افراد نادان همچون عفونتی است که مانع بهبود زخم آنها می شود.

 

پاسخ دهید