معماری
استرس

مراحل استرس (ایجاد،درمان)

ایجاد استرس مراحلی دارد که با شناخت این مراحل می توان از پیدایش استرس جلوگیری کرد.

اعلام خبر

تبديل به اعلام خطر در مغز

تفسير توسط هيپوتالاموس

اخطار الكترو شيميايي براي هيپوفيز

ترشح هورمون از هيپوفيز براي غدد فوق كليوي

فعاليت غدد آدرنال و ترشح كورتيكوئيد

ارسال پيام براي تمام غدد بدن

افزايش فعاليت طحال

افزايش گلبول قرمز

افزايش اكسيژن غذا و افزايش قدرت لخته شدن خون

كبد مواد قندي و ويتامين آزاد مي كند

افزايش ضربان قلب

جاري شدن خون از پوست به سمت ماهيچه ها

سردي دست و پا

حالت تهاجمي همه ارگانيسمها

استرس

واکنش به استرس

واکنش به فشار رواني مي تواند به صورت جسمي ( فيزيولوژيايي) يا ذهني ( روان شناختي) باشد. واکنش هاي جسماني مانند افزايش ضربان قلب، فشارخون، تنش عضلاني، افزايش ميزان سوخت و ساز بدن و واکنش هاي ذهني مانند اضطراب، خشم، افسردگي، اختلال شناختي و عدم تمرکز

 

تأثير فشار رواني بر سلامت:

کوشش فرد براي انطباق با استرس مستمر، ذخاير بدن را تحليل مي دهد و او را در مقابل بيماري ها آسيب پذير مي کند. فشار رواني دائمي مي تواند موجب بيماري هاي جسماني مانند زخم هاي گوارشي و بيماري قلبي شود و ارتباط آن با بيماري هايي مانند آسم، اگزماي پوستي، ضعف سيستم ايمني بدن و سرطان شناخته شده است. به عنوان مثال در پژوهشي، نشانه هاي عفونت ويروسي و علائم سرماخوردگي در گروهي که فشار رواني را تجربه کرده بودند ( گروه آزمايشي) افزايش يافت و در مقايسه با گروهي که کمترين فشار رواني را داشتند ( گروه کنترل)، به طور معناداري بيشتر گرفتار عفونت ويروسي و سرماخوردگي شدند.

رفتارهاي سلامت مدار:

رفتارهايي هستند که بر توان بدن براي مقابله با بيماري و عملکرد عمومي بدن تأثير مثبت دارند. فشار رواني به صورتي غير مستقيم با کاستن از رفتارهاي سلامت مدار و افزودن بر رفتارهاي زيانبار بر سلامت آدمي تأثير مي گذارد. به عبارت ديگر، سبک زندگي بر ميزان مقابله با تنش، تأثير مثبت يا منفي دارد. رفتارهاي سلامت مدار مواردي از قبيل: ورزش کردن، تغذيه مناسب، خواب کافي و عدم مصرف سيگار و مشروبات الکلي هستند و حتي نوع نگرش مثبت و واقع بينانه را در بر مي گيرند.
علت استرس

در نظريه شناختي:

سه نظريه عمده در مورد علت استرس وجود دارد. بر اساس نظيره روان کاوي استرس ريشه در تعارض هاي ناهشيار ذهن دارد؛ نظريه «رفتار گرايي» جايگاه استرس را شرطي شدن ها و شيوه هاي يادگيري افراد مي داند. اما به نظر مي رسد در زندگي امروزه ما «نظريه شناختي» کاربردي تر است. روان شناختي معتقدند که هر گاه شخصي، اتفاقات منفي را هميشه به خودش نسبت دهد (تقصيرخودم بود) احتمال درماندگي در برابر اتفاقات بيشتر خواهد بود. شيوه اسناد ( نگرش بدبينانه يا مثبت) بر وضع سلامت تأثير مي گذارد. مشخص شده است که بين شيوه اسناد بدبينانه و ضعف سيستم ايمني بدن، رابطه وجود دارد. به عنوان مثال، در پژوهشي در مورد سلامت سالمندان مشخص شد که عملکرد سيستم ايمني در افراد بدبين، ضعيف تر از افراد خوشبين است و افراد بدبين بيشتر به بيماري مبتلا مي شوند. به اين ترتيب، نگرش بدبينانه به رويدادها، با کاهش کارآيي دستگاه ايمني به طور مستقيم و از راه کاهش تمايل شخص به رفتار سلامت مدار (مانند ورزش کردن، خواب کافي و تغذيه مناسب) بر سلامت شخص تأثير مي گذارد.

مقاوم ترها به استرس:

ويژگي هاي شخصيتي افراد مقاوم در برابر استرس در سه کلمه « تعهد» ، « مهار و کنترل» و « تلاش و مبارزه» خلاصه مي شود. احساس در مهار و کنترل رويدادهاي زندگي همان احساس شايستگي و عزت نفس است که روي ارزيابي شناختي رويدادهاي تنش زا تأثير مي گذارد. اعتقاد و باور به اينکه « تغييرات زندگي امري طبيعي است و بايد آنها را فرصتي براي رشد دانست تا تهديدي براي امنيت». ويژگي شخصيتي ضعيف در برابر استرس الگوي تيپ A است. شخصيت هاي تيپ A به طور مزمن عصبي هستند، تند صحبت کرده و احساس کمبود وقت مي کنند و از همه بدتر اينکه اين حالت ها را با خصومت، تنفر و بدبيني به خود و افرادي که با آنها زندگي مي کنند، انتقال مي دهند. مشخص شده است که افراد تيپ A بيشتر در معرض بيماري قلبي هستند. به اين افراد توصيه مي شود از هيجانات خود بکاهند و الگوي تيپ B را سرمشق خود قرار دهند؛ يعني افرادي که خونسردترند و نگرش آرام، آسوده و مثبت به زندگي دارند.

مقابله مساله مدار ( برخورد منطقي با مشکل):

بعضي افراد براي مقابله با استرس به مقابله «هيجان مدار» رو مي کنند که رفتاري مانند: سيگار، الکل، داروها يا خالي کردن خشم خود بر سر ديگران و يا شناختي مانند فکر نکردن موقتي به مشکل، ( به نظر خودم، ارزش نگراني ندارد) است. اينگونه برخوردهاي هيجاني ممکن است موقتاً انطباقي هم باشند، ولي در واقع صورت مساله اصلي پاک نشده و مشکل همچنان باقي است و حتي ممکن است شخص را بيشتر باقي است و حتي ممکن است شخص را بيشتر گرفتار استرس کند. اما شيوه مقابله مسأله مدار مي تواند به طور مستقيم با موقعيت يا محرک استرس زا مرتبط باشد؛ به طوري که در نهايت آن را کاهش دهد يا برطرف کند. اين روش به فرد کمک مي کند به راه حل هايي مفيدتر و متنوع تر براي مقابله با بحران هاي زندگي فکر کند و آنها را مورد بررسي قرار دهد، حل مسأله در مواردي از قبيل ازدواج، طلاق مشکلات تصميم گيري شغلي – تحصيلي و حتي تمايلات خودکشي مي تواند راه حل هاي مفيدي در اختيار ما بگذارد.

به طور خلاصه تدابير حل مشکل شامل مراحل زير است:

1-شناسايي و تعريف مشکل ( مشکل چيست؟) 2- توليد راه حل ها- بارش فکري (چه کاري مي توان انجام داد؟) 3- بررسي راه حل ها ( ممکن است چه پيش آيد؟) 4- انتخاب بهترين راه حل ها ( تصميم چيست؟) 5- اجرا (چگونه بايد اجرا کرد؟) 6-مرور بر عملکرد و ارزيابي ( آيا راه حل مؤثر بود؟)
با اين حال به علت آشفتگي ذهني، ممکن است امکان تفکر منطقي از فرد گرفته شود. در اين حالت ضروري است زيرا نظر يک متخصص روان شناس، فنون آرامش را آموخته و سپس مراحل روش حل مسأله انجام شود.
روش هاي روان شناسي براي حل استرس:
روش هايي مانند، پسخوراندزيستي (biofeedback)، آرميدگي (Relaxtion therapy)، درمان شناختي – رفتاري (CBT)، تنفس ديافراگمي، معنا درماني(logotherapy)، حمايت اجتماعي ( گروه هاي حمايت کننده در مورد مشکل خاص و مشترک) و کارگاه هاي آموزشي مهارت هاي زندگي از فنوني هستند که مورد استفاده قرار گرفته و بسيار مفيدند. با مراجعه به متخصصان روان شناسي مي توان اين فنون را فرا گرفت و تأثير آن را در زندگي تجربه کرد.

منابع مالي و استرس:

همه ما بارها اين جمله را شنيده ايم که « پول همه چيز نيست»؛ اما وقتي به سازگاري با استرس مربوط مي شود، پول و چيزهايي که مي توان با پول خريد، منابعي مهم هستند. پول راه هاي از بين بردن منابع استرس را افزايش و به اين ترتيب استرس را کاهش مي دهد. هنگامي که فرد درآمد کافي دارد، از عهده خريد غذاي مفيد و سالم که به سلامتي او کمک مي کند، بر مي آيد، به خود کمک پزشکي يا روان شناسي مي کند، يا شغل استرس زا را رها و جهت آموزش دوباره و يافتن شغلي ديگر هزينه مي کند. همچنين مي تواند از عهده ثبت نام در برنامه هاي ورزشي برآيد و در محل زندگي کند که نسبتاً از وقوع جرم، شلوغي و آلودگي مصون باشد. خانه اي مي خرد که طبق معيارهاي ايمني ضد آتش، ضد زلزله و از اين قبيل است. افراد اگر مهارت هاي استفاده موثر از پول شان را داشته باشند از عهده مشکلات بهتر بر مي آيند و استرس هاي بسيار کمتري را تجربه مي کنند.
روان شناسي به نام آبراهام مازلو ( پايه گذار رويکرد روان شناسي انسان گرايي) پنج نياز فطري را معرفي کرده است: 1- نيازهاي فيزيولوژيکي 2- نياز ايمني 3- نياز تعلق پذيري و عشق 4- نيازهاي احترام به خود و ديگران 5- نياز به خود شکوفايي ( تحقق بخشيدن استعدادهاي فردي). زماني که نيازهاي ديگر را پرورش داد. براي فردي که مدام نگران نيازهاي اوليه و زيستي خود مي باشد، نيازهايي مانند عشق و احترام و خودشکوفايي تقريباً پيش پا افتاده است. اما هنگامي که اين نيازها برآورده شود، شخص ديگر با اين نيازهاي ابتدايي هدايت نمي شود و اهميت اين نيازها از بين مي رود. همچنان که براي افراد طبقه متوسط به ندرت پيش مي آيد که نگران نيازهاي فيزيولوژيکي خود باشند. «با اين حال نبايد به صورت افراطي روي پول تأکيد کرد. براي مقابله با فشارهاي زندگي که به طور اجتناب ناپذير با آنها مواجه هستيم به نکات زير دقت کنيد.
توصيه هاي يک روان شناس:
اين خود شما هستيد که مسئوليت سلامت خود را به عهده داريد. ما مي توانيم با به حداقل رساندن استرس زندگي، به جسم و ذهن مان کمک کنيم تا سالم بماند و ازابتلا به بيماري پيشگيري کنيم. اينکه به توصيه هاي زير عمل کنيد يا خير، کاملاً در اختيار شماست؛ زيرا هر انساني درست همانقدر خوشبخت خواهد بود که «اراده» کند:
*احساس ها و مسائل منفي را از بين ببريد و تفکر مثبت ولي واقع بينانه را در خود بپروايند.
*از سختي ها و مشکلات زندگي استقبال کرده و سعي کنيد با راهکارهاي منطقي بر آنها غلبه نماييد.
*استرس خود را تقسيم کنيد! درباره نگراني ها و مشکلات خود با اعضاي خانواده، دوستان و مشاور صحبت کنيد. گاهي اوقات ديگران مي توانند به طور مستقيم به شما کمک کنند يا حداقل باعث شوند مشکلات را از زاويه ديگري مورد بررسي قرار دهيد. *هر بار يک کار را انجام دهيد. وقتي احساس مي کنيد بسياري از کارهاي انجام نشده شما را درمانده کرده است، فهرستي از مهم ترين آنها تهيه کنيد و هر بار يکي آنها را انجام دهيد.
*درست غذا بخوريد. خوب استراحت کنيد و ورزش را فراموش نکنيد. وقتي شما سالم تر باشيد، سازگاري با محيط استرس زا آسان تر است.
*براي لذت بردن از زندگي وقت صرف کنيد. زماني را به تفريح اختصاص دهيد. ايجاد توازن بين کار و تفريح، به سلامتي شما کمک مي کند و باعث مي شود در شغل تان کارايي بيشتري داشته باشيد.
*گاهي اوقات هم مي توانيد به مشکلات خود بخنديد! رويکرد بسيار جدي به زندگي را کنار بگذاريد. افراد شاد مشکلات روزمره زندگي خود را راحت تر تحمل و حل و فصل مي کنند.
*پيوسته منتظر نباشيد يک عامل بيروني استرس شما را بکاهد و يا باعث شادماني شما شود. نتايج پژوهشي نشان داده است که تحصيلات عاليه، موقعيت هاي اجتماعي و مالي و به طور کلي عوامل بيروني در شاد زيستن افراد تأثير کمي دارند و عوامل اصلي و مؤثرتر شادي روان شناختي ( دروني) هستند.
*قلب خود را از نفرت و خصومت خالي کنيد و به جاي آن شادماني خود را با همه نيازمندان خوشبختي تقسيم کنيد.
*رويدادهاي گذشته و هيجان هاي منفي را بپذيريد و سپس آنها را رها کنيد. «زندگي آب تني کردن در حوضچه اکنون است».
*براي مشکلات خود معنايي بيابيد. ما به خاطر چيزي مسؤول زندگي هستيم؛ هر چند در بدترين شرايط باشيم. براي زندگي هر کسي دليلي وجود دارد. يکي عشق به فرزند، ديگري استعدادي که آرزو دارد آن را بپروراند، آن دلايل را کشف کنيد.
*از پيشداوري عجولانه در مورد افراد و مسائل زندگي بپرهيزيد « چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد».
*همواره شکر گزار خداوند باشيد و شکر نعمت هاي او را به جاي آوريد و براي رهايي از مشکلات، هدايت و مراقبتش را بطلبيد.
پروردگارا:
به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را نمي توانم تغييردهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم، بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم و ادراکي ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند.

پاسخ دهید