دعوای کودکان در خانه و مدرسه (دلیل و راهکار)

دعوای کودکان در مدرسه,دعوای کودکان در خانواده,هنگام دعوای پدر و مادر چه کنیم,رفتار با کودکی که کتک می زند,کودک کتک خور,چگونه کودکی حرف شنو داشته باشیم

آخر هفته بچه‌ها را به پارک بردم و روی نیمکت نشستم تا کمی بازی کنند. پارک نسبتا شلوغ بود. ناگهان متوجه مادری شدم که دست فرزندش را گرفته بود و تند راه می‌رفت.

نزدیک من که رسید، دست پسر بچه دیگری را محکم گرفت و رو به پسرش گفت: «همین زد تو صورتت؟» پسر بچه در حالی که گریه می‌کرد، آره‌ای گفت! مادر به پسر دوم گفت: «چرا زدیش؟!»

و مجدد رو به پسر خود گفت: «بزن تو صورتش!» پسر با عجله دست خود را کشید و فرار کرد اما مادر مرتبا به پسرش می‌گفت: «چرا نزدی؟ چرا وقتی گفتم بزن، وایسادی و نگاه کردی؟»

و پسر بچه بینوا گریه می‌کرد و می‌گفت: «خودت گفتی زدن خوب نیست و نباید بچه‌ها را بزنی.» مادر با خشم دست پسرش را کشید و برد تا مادر پسر بچه دوم را بیابد و به او شکایت کند. خودم را جای آن مادر گذاشتم. اگر الان بچه دیگری به صورت فرزند من سیلی می‌زد، چه‌کار می‌کردم؟

شاید من هم می‌گفتم: «برو بزن!» شاید هم علت ماجرا را جویا می‌شدم و سعی می‌کردم دوستی آنها را از نو بنا کنم!

این گفت‌وگو به‌طور حتم برای پدرومادرهایی که نمی‌دانند در چنین شرایطی چه باید کرد، مفید است.
وقتی فرزندمان از طرف دوستان مورد خشونت قرار می‌گیرد، تشویق به واکنش مشابه درست است؟ جمله «زد تو هم بزن»، در این شرایط کاربردی است؟
این کار چند مشکل به دنبال دارد؛ اولا اینکه این کار صدمه‌زاست. یعنی دیده شده کودک برای دفاع از خود به کودک دیگری حمله می‌کند و این واکنش تند در نهایت مشکلی جدی ایجاد می‌کند. دوم اینکه ما به فرزندمان آموخته‌ایم که زدن کار خوبی نیست و کار اشتباه را نباید انجام داد.

با این روش به او می‌آموزیم که کار بد را با بدی جواب بده. در این مواقع هم حرف خودمان را زیر سوال می‌بریم، هم به کودک پرخاشگری را یاد می‌دهیم.
به هر حال هیچ والدی دوست ندارد فرزندش کتک‌خور بار بیاید! اگر کودک مورد خشونت کودک دیگری قرار گرفت، چه روشی را پیشنهاد می‌دهید؟
اول باید دلیل بروز خشونت را جستجو کرد. بعد از اینکه علت مشخص شد باید با روش حل مساله به کودک کمک کرد، بفهمد در آن شرایط باید چه‌کار می‌کرد. مثلا کودکی را در نظر بگیرید که دوستش از او اسباب‌بازی‌اش را خواسته اما وی آن را نداده و کتک‌خورده است.

در این شرایط باید از کودک بپرسید: «وقتی دوستت اسباب‌بازی خواست، چه باید می‌کردی یا بهتر بود چه کنی؟» باید از کودک خواست هر راه‌حلی را که به نظرش می‌رسد، بگوید و شما آن را یادداشت کنید. راه‌حل‌ها می‌تواند خوب یا بد باشد. باید به کودک یاد داد هر چه بیشتر راه‌حل بگوید؛

مثلا می‌تواند بایستد و کتک بخورد یا او هم مقابله به مثل کند و کتک بزند. شروع کند به جیغ زدن یا بیان برخی جملات مثل اینکه: «ولم کن! دست از سرم بردار! حق نداری منو بزنی! به مامانم می‌گم!» و…

ترجیح بر این است که راه‌حل مثبت باشد اما خود بچه باید به آن اشاره کند زیرا قدرت انجامش را بالا می‌برد. ذهن کودک در این شرایط در جهت حل مساله پیش می‌رود.

اما گاهی کودک حتی از این جملات استفاده می‌کند اما نمی‌تواند جلوی پرخاشگری دوستش را بگیرد. در این شرایط چه اقدامی درست است؟
باید از کمک دیگران استفاده کند تا از او محافظت کنند زیرا مهم‌ترین نکته حفظ سلامت جسمی کودک است. باید به کودک یاد دهیم چه روش‌هایی وجود دارد و کم‌خطر‌ترین و بهترین راه را برای محافظت از جانش به او بیاموزیم تا دفعه بعد از آن استفاده کند. هر قدم مثبت کودک را هم باید تشویق کنیم.

گاهی کودک مورد پرخاشگری کودک دیگری قرار می‌گیرد و در این شرایط مادر چه واکنشی باید از خود نشان دهد؟
طبیعی است که مادر خیلی ناراحت می‌شود اما نباید اصلا تلافی کرد زیرا این کار نه به نفع فرزند خودش است نه کودک مقابل.

این موضوع طبیعی است که بین کودکان مشاجراتی پیش آید که در نهایت به مشاجره فیزیکی منتهی شود. والدین باید سعی کنند اولا مانع از حمله شوند و بعد جو را آرام کنند.

باید کمک کرد کودکان با آرامش با هم بازی کنند، اما اگر پرخاشگری کودکی ادامه داشت باید به والدین او اطلاع داد. البته نه به‌عنوان تهدید زیرا دعوا کردن فایده‌ای ندارد. هدف این است که مشکل حل شود.

حالا والدین این کودک ممکن است برای رفع مشکل کودکشان کاری ‌کنند یا نکنند. در واقع، باید به هر دو کودک یاد داد چطور با هم بازی کنند و رابطه خوبی داشته باشند.

یکی از مواردی که از این پس با شروع فصل مدرسه زیاد می‌بینیم، قلدری کردن برخی بچه‌ها در مدرسه است. اگر کودک مورد آزار کودک قلدری قرار گرفت، چه باید بکند؟
به هیچ‌وجه نباید اجازه دهید کودکان مورد قلدری قرار بگیرند. اگر متوجه این موضوع شدید، قدم اول این است که شنونده خوبی باشید.

هرگز کودکان را مورد بازخواست قرار ندهید و در موردشان قضاوت نکنید. باید اجازه داد کودک در مورد موضوع صحبت کند و بعد از او بخواهید در چنین شرایطی حتما از معلمش کمک بخواهد.

البته جریان به اینجا ختم نمی‌شود و باید سوال کرد که آیا با وجودی که فرزندتان موضوع را به معلم خبر داده، باز هم قلدری وجود داشته یا نه؟

در قدم بعدی باید به مدیر مراجعه کرد و حتی از مدیر خواست قدم بعدی را نشان دهد تا اینکه مطمئن شوید این اتفاق مجدد نمی‌افتد. باید به کودک نشان داد که از او حمایت می‌شود و والدین به فکر او هستند.

این موضوع که وقتی کودک ما توسط همبازی خود مورد پرخاشگری قرار می‌گیرد یا کتک می‌خورد، با او چه برخوردی داشته باشیم، بسیار مهم است.

گاهی اوقات والدین بی‌آنکه تفاوت پرخاشگری را با قاطعیت بدانند، به بهانه اینکه قصد دارند به کودک خود قاطعیت را بیاموزند و او مهارت دفاع از حقوق خود را بداند، او را تشویق می‌کنند که سراغ کودک پرخاشگر برود و او را کتک بزند.

والدین اکثر اوقات با تحقیر و توهین و بی‌عرضه خطاب کردن کودک، از او می‌خواهند مقابله‌به‌مثل کند و دوستش را کتک بزند. برای مثال به کودک می‌گویند: «برو بزنش؛ محکم‌تر بزن و…». متاسفانه دیده می‌شود برخی والدین پا از این هم فراتر می‌گذارند و به کودک خود پاداش می‌دهند تا با هرکس مثل خود او و چه بسا بدتر رفتار کند و بسیار خرسند می‌شوند که بچه‌ای تربیت می‌کنم که می‌تواند حقش را بگیرد.

والدین گرامی! دقت کنید این توصیه اشتباه و ترغیب کودک به پرخاشگری چه عواقب کوتاه‌مدت و درازمدتی برای او دارد. این بچه‌ها با فراگیری پرخاشگری مشکل ارتباطی پیدا می‌کنند.

کودک شما که امروز نمی‌آموزد همان اندازه که سلامت روان او اهمیت دارد، سلامت روان دیگران هم مهم است، در آینده با آدم‌های قلدری مواجه می‌شود و به شدت صدمه می‌بیند. نقش شما در این صدمه دیدن پررنگ است.

قاطع بودن کاملا متفاوت با پرخاشگری است. در قاطعیت شما از حقوق خود دفاع می‌کنید، در حالی که به حقوق دیگران هم به همان اندازه احترام می‌گذارید اما فقط والدینی قادر خواهند بود به فرزند خود یاد بدهند به اصطلاح بی‌عرضه نباشد و حقش را بگیرد که معنای قاطعیت و تفاوتش را با پرخاشگری بدانند و در عمل آن را آموزش دهند.

اگر پدر یا مادری مدام به فرزندش توهین می‌کند، او را با الفاظ تحقیر‌آمیز خطاب می‌کند و تنبیه‌اش می‌کند که چرا حاضرجوابی کردی و به من گفتی خودت!

قطعا نمی‌تواند معنای محترم بودن و احترام به حقوق دیگران را به کودک بیاموزد. کودک شما اگر نتواند اعتراضش را به شیوه درست بیان کند و فقط با پرخاش و فحاشی مقابله به مثل کند، برخلاف تصور شما در معامله برد-برد شرکت نکرده و طی مراحل رشد او، خودتان متوجه می‌شوید عجب آسیب جدی‌ای دیده است.

او که امروز از ترس پدر یا مادرش جوابی را نمی‌دهد و در مقابل فحش و پرخاش والدین مجبور است سکوت کند، می‌آموزد باید به کوچک‌تر از خود زور گفت و قلدری کرد. همین آموزه غلط هم در آینده نزدیک او اثر سوء دارد. به تمام والدین توصیه می‌کنم هوشیار باشید و آگاهانه عمل کنید.

 

فرمول تبدیل رقابت به رفاقت
کودکان برای هر موضوع کوچکی خود را ناراحت می‌کنند و حساسیت زیادی به خرج می‌دهند. اینکه چه کسی آب‌نبات آنها را برداشته؟ مادر برای کی بیشتر غذا می‌ریزد؟ مربی مهدکودک چه کسی را بیشتر دوست دارد؟ یا حتی اینکه وقتی پدر از سر کار برمی‌گردد، اول به کدام یک از بچه‌ها سلام می‌کند؟ برای آنها اهمیت فوق‌العاده زیادی دارد.
زمانی که از مادران و پدران می‌خواهیم فهرستی از دعواهای فرزند خود تهیه کنند، اکثرا چنین جملاتی را بیان می‌کنند: «چه کسی اول رفت؟ چه کسی وسایلم را برداشته؟ چه کسی بیشتر از همه خوراکی داره؟ چرا خواهرم می‌تونه با دوستاش بیرون بره، ولی من نمی‌تونم؟»
کودکان معمولا خواهر و برادر خود را در خانه مسوول اتفاق پیش‌آمده معرفی یا فکر می‌کنند پدر و مادر بین آنها فرق می‌گذارند. برخی کودکان کوچک‌تر نسبت به خواهر یا برادر بزرگ‌تر خود حسادت می‌کنند به این دلیل که آنها از حقوق بیشتری برخوردار هستند و از پدر و مادر خود می‌خواهند با آنها نیز همان رفتار انجام شود.
سوالی که در این زمینه مطرح می‌شود این است که آیا دعوا و کشمکش برای خواهران و برادران مفید است؟ و آیا از لحاظ هیجانی و رفتاری مشکلی برایشان ایجاد نمی‌کند؟
پاسخ این است که این اختلافات هر روزه برخلاف ظاهر ناخوشایندشان و ایجاد مزاحمت برای والدین می‌تواند برای آنها مفید باشد.

همه والدین دوست دارند فرزندانشان در کمال آرامش با هم در تعامل باشند و هیچ‌گونه تعارضی بین آنها وجود نداشته باشد ولی رقابت خواهر و برادری، واقعیت زندگی است.

دعوا بین خواهر و برادر ایمنی بیشتری دارد. فرزندان شما با دعوا کردن خواهر و برادر خود را از دست نمی‌دهند ولی ممکن است به‌دلیل یاد گرفتن روش‌های حل مساله اشتباه، دوستان، روابط کاری و خویشاوندان خود را از دست بدهند.
به‌عنوان مثال بسیار پیش می‌آید که والدین با فرزندان خود بر سر نشستن بر صندلی جلوی ماشین به مشکل برمی‌خورند و این بحث هر روزه خانواده‌ای می‌شود که می‌خواهند بیرون بروند ولی با دعوا و دلخوری و گریه بچه‌ها مواجه می‌شوند. در آخر نیز یکی از والدین عصبانی می‌شود و تعیین می‌کند هر یک از کودکان کجا بنشینند.
این بحث‌ها برای بزرگسالان پیش پاافتاده و جزیی است ولی برای کودکان که سعی می‌کنند در مورد قلمرو خود قدرت‌نمایی کنند، بسیار حیاتی است.
در این‌ گونه موارد به کودکان یادآور شوید که باید به احساس خواهر و برادر خود اهمیت بدهند و متوجه شوند که همان‌طور که یکی از آنها دوست دارد صندلی جلو ماشین بنشیند، خواهر یا برادر او نیز همان خواسته را دارد و بهتر این است که با کمک هم راه‌حلی پیدا کنند که هر دوی آنها بتوانند از این موقعیت استفاده کنند.

بهتر است حل کردن مساله را برعهده خود کودکان بگذارید و با این کار روش حل مساله و فکر کردن به راه‌های مختلف برای حل یک مشکل به آنها آموزش دهید.

در واقع، مساله این نیست که کودکان چگونه مشکلات خویش را حل می‌کنند. موضوع مهم، توافق انتخاب روش درست و مناسب و در نظر گرفتن احساسات یکدیگر است.
متوجه احساس کودک نسبت به مساله پیش‌آمده شوید
تصور کنید بعد از یک روز کاری سخت به خانه برگشته‌ و هنوز کلید را نچرخانده‌اید، صدای دعوای بچه‌ها را می‌شنوید که؛ «اون بیشتر از من کیک داره. کیک خودشو خورده و حالا مال من را برداشته. مامان تو باید اون را دعوا کنی. تو بین و اون فرق می‌گذاری.»
در این وضعیت معمولا والدین سعی می‌کنند بچه‌ها را آرام کنند و به آنها نشان بدهند اشتباه می‌کنند و هر دوی آنها به یک اندازه خوراکی دارند ولی کودکان اصلا توجه نمی‌کنند و همچنان سعی می‌کنند نشان دهند که حق با آنهاست.
مسلم است که والدین دوست دارند فرزندان خود را همیشه در حالت دوستانه کنار یکدیگر ببینند ولی موضوع رقابت برای کودکان با وجود عشق زیادی که به هم دارند، بسیار مهم است.

بهترین روش برای کاهش دادن این رقابت‌ و تعارض‌ها، کمک به فرزندان و هدایت و توجه دادن آنها به بر این نکته است که نباید فقط به خودشان فکر کنند و باید به نظرات دیگران نیز احترام بگذارند.

می‌توانید با چنین پرسش‌هایی به کودکان کمک کنید متوجه احساسات دیگران شوند:
• چه کاری می‌تونی انجام بدی که خواهر یا برادرت نمی‌تونه آن را انجام بده؟
• تو چه چیزهایی داری که خواهر یا برادرت نداره؟
این سوالات به کودکان کمک می‌کند به برادر یا خواهر خود نیز فکر کنند و نباید به آنها حسادت کنند.
وقتی که بچه‌ها، یکدیگر را مقصر می‌دانند، چه واکنشی نشان دهید؟
علی 9 سال دارد و کتاب مورد علاقه‌اش را گم کرده. او به مادر خود می‌گوید که آخرین بار دیده که محمد برادرش با آن بازی می‌کرده و معلوم نیست کتاب را کجا گذاشته است.مادر از محمد می‌پرسد که او کتاب برادرش را دیده یا نه و او منکر این قضیه می‌شود و به خاطر این قضیه با برادر خود علی دعوا می‌کند. بعد از چند روز مادر کتاب علی را از زیر میز خود او پیدا می‌کند و ماجرا را برای علی تعریف می‌کند.
این یک شروع بسیار مهم است. در این موارد کودکان باید یاد بگیرند قبل از اینکه برادر یا خواهر خود را به خاطر انجام دادن کاری مقصر و آنها را سرزنش کنند، باز هم فکر کنند.

کودکان معمولا دیگران را به خاطر اشتباهات خود سرزنش می‌کنند و می‌خواهند با این کار خواهر یا برادر خود را به دردسر بیندازند و آنها را مجبور کنند به کاری که نکرده‌اند، اعتراف کنند. والدین در این‌گونه موارد باید به کودکان یاد بدهند که درباره آنچه واقعا اتفاق افتاده، فکر کنند و اگر مقصر خود آنها هستند، مسوولیت کار خود را بپذیرند.
با اجرای قوانین در خانه و دادن امتیازات به رقابت کودکان کوچک‌تر خاتمه دهید
به فرزندان خود کمک کنید تا بفهمند چه کارهایی را می‌توانند انجام دهند و قادر به انجام چه کارهایی نیستند و چرا والدین برخی قوانین مختلف را برای خواهرها و برادرهای بزرگ‌تر و کوچک‌تر در نظر می‌گیرند.

این موضوع به آنها کمک خواهد کرد در مورد موضوع انصاف نگران نباشند.

فرزندان شما می‌توانند روش‌هایی را برای مخالفت، اعتراض و سازش یاد بگیرند. به عبارت دیگر، با تعارض‌هایی که بین کودکان ایجاد می‌شود، مساله‌گشایی را یاد می‌گیرند. اجازه دهید فرزندانتان هر روز، در منزل و مکانی امن، بتوانند در مورد موضوعات مورد اختلاف خود با خواهر یا برادرشان مساله‌گشایی کنند.

به آنها کمک کنید این مهارت‌ها را تمرین کنند زیرا برای حل کردن تعارض‌ها و کشمکش‌ها در مدرسه، کوچه و خیابان و هر جایی که می‌روند، به این مهارت‌ها نیاز خواهند داشت و چه بهتر است که ابتدا آن را خانه و در کنار والدین آموزش ببینند.

منبع:سلامت

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده