یک هفته بعد از نامزدی پشیمان شدم

پشیمانی در دوران عقد,پشیمانی بعد از عقد,شوهرم از ازدواج با من پشیمان است,پشیمانی بعد از ازدواج,پشیمانی از ازدواج در دوران عقد,احساس پشیمانی بعد از ازدواج,علل پشیمانی از ازدواج,معنی کلمه پشیمان شده

در ۱۶ سالگی با یک انتخاب بچه گانه با پسرعمویم نامزد کردم و در ۱۷ سالگی با اجبار و اصرار خانواده ها و برای به هم نخوردن رابطه فامیلی، بدون هیچ رضایتی عقد کردم. الان ۱۸ سال دارم و پسر عمویم ۲۲ ساله است. من یک هفته بعد از نامزدی پشیمان شدم. هیچ علاقه‌ای پیدا نکردم و به شدت از او متنفرم چون خیلی با حرکات و حرف‌هایش اذیت شدم. با این که همه می گویند پسر خوبی است، اما من می‌خواهم طلاق بگیرم و خانواده ها راضی نمی‌شوند و باز هم من را مجبور کردند که بسازم ولی من نمی توانم.
تا زمانی که مبنای نگاه شما بر اجبار و آبروی خانواده ها باشد و از دیگر سو بر نبود رضایت خودتان و بچه‌گانه بودن انتخابتان تاکید داشته باشد، همه باعث می شود تا نتوانید به تصمیم واحدی درباره این که چه کاری باید برای زندگی خود انجام دهید دست یابید.

افکارتان را سر و سرمان دهید
برای این کار بهتر است در اولین قدم به افکار خود سر و سامان دهید به این معنا که برای خود به اولویت بندی بپردازید، اهداف خویش را در زندگی مشخص کنید و معنای اصلی در زندگی خود را پیدا کنید و با خود بیندیشید که برای زندگی تان چه برنامه هایی دارید و به چه چیزی می خواهید در زندگی فردی و زناشویی خود دست یابید؛ این یعنی همان یافتن معنا در زندگی.

بر اشتباه بودن تصمیم تان تاکید نکنید
مطمئنا همه ما انسان ها در لحظاتی از زندگی دچار اشتباهاتی می شویم که شاید در ابتدای امر به اشتباه بودن آن پی نبریم. حالا به دلایل مختلفی از جمله شیرین بودن آن تصمیم در آن لحظه یا افکاری که نسبت به آینده از آن تصمیم در ذهن مان به وجود می‌آید ولی این که قرار باشد همیشه بر آن اشتباه تاکید کنیم و مبنای تصمیم گیری های بعدی ما باشد کار صحیحی نیست. مسلما هر انسانی خواستار آن است که در زندگی به آرامش دست یابد زیرا در سایه آن، دستیابی به موارد دیگر امکانپذیر است. برای رسیدن به این آرامش و بهتر شدن زندگی به راه حل های موجود بپردازید از جمله شرکت در جلسات مشاوره تا به شما کمک کند بتوانید با یادگیری مهارت های زندگی و سبک های ارتباطی به بهبود ارتباط و افزایش کیفیت زندگی خود دست یابید و هیچ وقت نخواهید که بدون آزمودن راه حل های ممکن به آخرین مرحله که طلاق است، فکر کنید. طلاق به این معناست که برای مشکل من دیگر راهی وجود ندارد و این یعنی قبول شکست در زندگی. آن طور که شما بیان کردید تا الان هیچ راه حلی را برای بهتر شدن زندگیتان و روابط با همسر خود انجام نداده اید و به خاطر موارد منفی که از ایشان دیده اید فقط به جدایی و دور شدن از این فرد فکر کرده اید و همیشه تنفر در وجود شما رخنه کرده است، در حالی که اگر از این فرد طلاق بگیرید و با فرد دیگری ازدواج کنید دوباره به مشکلات دیگری برخورد خواهید کرد؛ زیرا زندگی دارای پستی و بلندی هایی است که جز با یادگیری مهارت های زندگی نمی توان از پس آن برآمد.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده