تشخیص و درمان استئوپروز

استئوپروز یا پوکی استخوان (علئم،راه درمان و پیشگیری)

استئوپروز یا پوکی استخوان شایعترین بیماری متابولیک استخوان با درگیری سیستمیک اسکلت بدن است که بواسطه کاهش قدرت استخوان‌ها فرد مستعد شکستگی می‌شود.

استئوپروز تا زمانی که منجر به شکستگی نشود، بدون علامت باقی می‌ماند. با افزایش امید به زندگی و در نتیجه افزایش تعداد افراد سالخورده، انتظار شیوع استئوپروز و شکستگی ناشی از آن طی دهه‌های آتی افزایش یابد.

روش‌های تشخیصی استئوپروز

استحکام استخوان به دو عامل تراکم معدنی استخوان و کیفیت استخوان بستگی دارد. کیفیت استخوان در حال حاضر قابل سنجش است و تنها معیار عملی برای ارزیابی آن، سابقه شکستگی استئوپروتیک در بیمار است.
بنابراین برای ارزیابی استحکام استخوان، از سنجش تراکم معدنی استخوان یا BMD استفاده می‌شود.

رادیوگرافی ساده

یافته‌های غیرطبیعی در پرتونگاری (X-ray) تا زمانی که تراکم استخوان بیش از ۳۰ درصد کاهش نیافته باشد، مشاهده نمی‌شود و دانسیته به ظاهر نرمال استخوان نیز نمی‌تواند به طور قطع رد کننده استئوپروز باشد. از طرفی، تفسیر تصاویر تا حد زیادی وابسته به قضاوت رادیولوژیست است.

بدین ترتیب، رادیوگرافی ساده از حساسیت و پایایی اندکی برای ارزیابی تراکم استخوان برخوردار است و در غیاب شکستگی مهره، این روش نمی‌تواند برای تشخیص استئوپروز بکار رود.

در بیمارانی که دچار شکستگی مشکوک مهره یا مورد شناخته شده آن هستند و یا دچار کاهش قد غیرقابل‌توجیه هستند، رادیوگرافی ستون فقرات توراسیک و کمری، جهت تشخیص و تایید شکستگی اندیکاسیون دارد.

کاهش قد اندازه‌گیری شده بیش از دو سانتی‌متر یا شرح‌حال کاهش قد بیش از چهار سانتی‌متر را نسبت به دوران جوانی باید به وسیله رادیوگرافی توراکولومبار پیگیری کرد تا وجود هر گونه شکستگی مهره مشخص شود.

رادیوگرافی ساده نباید برای تشخیص یا رد استئوپروز به کار رود.
هنگامی که در رادیوگرافی، استئوپنی شدید مشهود باشد لازم است بیمار جهت سنجش تراکم استخوان ارجاع داده شود.

سنجش تراکم استخوان

تراکم استخوان به دو صورت سنجیده می‌شود:
۱) سنجش تراکم استخوان مرکزی (مهره‌ها و گردن فمور)
۲) سنجش تراکم استخوان محیطی (پاشنه پا یا انتهای ساعد)

بررسی‌های آزمایشگاهی استئوپروز

چنانچه شرح حال یا معاینه بالینی بیمار، مطرح کننده علل ثانویه برای استئوپروز باشد، باید بررسی‌های آزمایشگاهی تکمیلی انجام شود. حساسیت و ویژگی مارکرهای بیوشیمیایی استخوان پایین بوده و در تشخیص استئوپروز نمی‌توان از آنها استفاده کرد.

جهت ارزیابی علل ثانویه استئوپروز، باید آزمایش‌های اولیه زیر برای بیماران درخواست شود:
۲۵(OH)D ،Alk.p ،ALT ،AST ،Crea،P ،Ca ،K ،Na ،FBS ،CBC آلبومین، جمع‌آوری ادرار ۲۴ ساعته از نظر کلسیم.
بررسی‌های آزمایشگاهی محدود به موارد بالا نبوده و برحسب شرایط بیمار تست‌های دیگری باید انجام شود.

غلظت آلکالن فسفاتاز ممکن است در بیمارانی که دچار شکستگی‌های رو به بهبود هستند، بالا باشد. بنابراین بالا بودن آلکالن فسفاتاز به تنهایی در بیمارانی که به تازگی دچار شکستگی شده‌اند، ارزش تشخیصی محدودی دارد.

هورمون پاراتیروئید (PTH) در بیماران دچار هیپرکلسمی، هیپرکلسیوری، سابقه سنگ کلیه یا استئوپنی باید اندازه‌گیری شود.

در صورتی که بیمار آنمی غیرقابل توجیه، ضعف، کاهش وزن، هیپرکلسمی، نارسایی کلیه به همراه سدیمان ادراری غیرفعال داشته باشد، باید مالتیپل‌میلوم را در نظر داشت و الکتروفورز پروتئین‌های ادرار و سرم توصیه می‌شود.

اگر شرح‌حال و معاینه به نفع هیپوگنادیسم باشد، تستوسترون سرم در مردان مبتلا به استئوپروز باید اندازه‌گیری شود.

اندازه‌گیری مارکرهای بیوشیمیایی ساخت و جذب استخوان در برخی شرایط کمک‌کننده است، که شامل: بررسی پاسخ به درمان در کسانی که طی درمان کاهش تراکم استخوانی داشته‌اند، بررسی کامپلیانس به درمان، بررسی خطر شکستگی در افراد پیری که ممکن است در شروع درمان آنها موثر باشد. (C1)

درمان‌های استئوپروز به دو دسته غیردارویی و دارویی تقسیم می‌شوند.

درمان‌های غیردارویی

دریافت کافی کلسیم و ویتامینD در رژیم غذایی، ورزش و تغییر سبک زندگی، همگی در دسته درمان‌های غیردارویی استئوپروز قرار می‌گیرند.

کلسیم

دریافت مقادیر کافی کلسیم، محور اصلی برنامه پیشگیری و درمان استئوپروز است. دریافت کلسیم تا ۲۵۰۰ میلی‌گرم در روز، درصورتی که اختلال کلیوی وجود نداشته باشد، موجب هیپرکلسیوری یا تشکیل سنگ نمی‌شود.

نیاز به کلسیم در مراحل مختلف زندگی متفاوت است. مقدار توصیه شده دریافت روزانه کلسیم المنتال (رژیم غذایی +مکمل) به شرح زیر است:
۱) کودکان ۸-۴ ساله: ۱۰۰۰ میلی‌گرم
۲) نوجوانان ۱۸-۹ ساله: ۱۳۰۰ میلی‌گرم
۳) زنان پیش از یائسگی و مردان بالغ تا سن ۵۰ سالگی: ۱۰۰۰ میلی‌گرم
۴) مردان و زنان ۵۱ تا ۷۰ سال به ترتیب: ۱۰۰۰ و ۱۲۰۰ میلی‌گرم
۵) افراد ۷۱ ساله و بالاتر: ۱۲۰۰ میلی‌گرم
۶) زنان باردار یا شیرده: ۱۰۰۰ میلی‌گرم

با افزایش سن (به ویژه بعد از ۵۰ سالگی)، قدرت جذب کلسیم کاهش می‌یابد، بنابراین نیاز روزانه به کلسیم در افراد مسن، بیشتر از جوانان است.

فراهمی ‌زیستی کلسیم بر حسب منبع غذایی و کل رژیم، متفاوت است. برای مثال، افزایش دریافت فیبر با تعادل منفی کلسیم همراه است. در غلات، اسید فیتیک ترکیب اصلی فیبر است که به کلسیم متصل می‌شود و آن را برای جذب، غیرقابل دسترس می‌سازد. در مقابل، جذب کلسیم از سبزیجات با مقدار کم اگزالات (مثل انواع کلم، گل کلم) تقریبا به اندازه جذب شیر است.

میزان کلسیم در همه انواع شیر (بدون چربی، ۱ درصد، ۲ درصد و شیر پر چرب) یکسان است.

نان و غلات در صورتی که غنی شده نباشند، حاوی مقادیر نسبتا پایین کلسیم هستند، اما به‌دلیل این که بخش عمده رژیم را تشکیل می‌دهند، تامین کننده عمده کلسیم دریافتی هستند.

دریافت ویتامین D

این ویتامین موجب افزایش جذب کلسیم و فسفات از روده شده و از دو منبع تامین می‌شود: دریافت غذایی و تولید آن در پوست با تابش مستقیم آفتاب.
حداقل مقدار توصیه شده دریافت روزانه ویتامین D از همه منابع (رژیم غذایی و مکمل) به‌صورت زیر است:
۱) افراد ۷۰ – ۱۹ سال: ۶۰۰ واحد
۲) افراد بالاتر از ۷۰ سال: ۸۰۰ واحد
۳) زنان باردار و شیرده: ۶۰۰ واحد
با افزایش سن، جذب روده‌ای و تولید پوستی این ویتامین کاهش می‌یابد.

پروتئین

رابطه بین دریافت پروتئین و استئوپروز، یکی از مسائل مورد بحث است که پاسخ دقیق آن هنوز مشخص نیست. اثر پروتئین رژیم غذایی بر جذب کلسیم به خوبی شناخته نشده است.

تجویز مکمل پروتئین به مدت شش ماه در بیماران دچار شکستگی اخیر لگن، به‌طور معنی‌داری از میزان کاهش تراکم استخوان در طول یک سال کاسته است.

دریافت پروتئین کافی در حفظ استخوان یا به حداقل رساندن از دست رفتن استخوان در سالمندان اهمیت دارد.

کافئین، چای و نمک

همچنانکه در بعضی مطالعات اثر محفاظتی مصرف چای بر شکستگی لگن گزارش شده، این بدان علت است که چای در مقایسه با قهوه حاوی ترکیبات متنوع‌تری از جمله فلاونوئید است که ممکن است بر توده استخوانی موثر باشند.

مصرف روزانه بیش از ۲۱۰۰ میلی‌گرم (۹۰ میلی‌مول) سدیم، تاثیر منفی عمده‌ای در زنان و مردان داشته است. این در حالی‌ است که اثرات سدیم بر تراکم استخوان متناقض است.

از مصرف مقادیر زیاد کافئین (بیش از چهار فنجان قهوه در روز) اجتناب شود، چراکه دریافت بالای کافئین به‌طور معنی‌داری با خطر شکستگی لگن در مردان و زنان مرتبط است.

درمان‌های دارویی

تمام خانم‌های یائسه و مردان ۵۰ سال به بالا که یکی از شرایط زیر را داشته باشند، باید تحت درمان دارویی قرار گیرند:
شکستگی اخیر نواحی هیپ یا مهره (بالینی یا مورفومتریک)
T-score ≥ ۵/۲- در هر ناحیه
استئوپنی به همراه خطر ۱۰ ساله شکستگی هیپ بیشتر یا مساوی ۳ درصد یا خطر ۱۰ ساله هرگونه شکستگی ماژور ناشی از استئوپروز بیشتر یا مساوی ۲۰ درصد، با استفاده از جداول (FRAX) منطبق با الگوریتم سازمان جهانی بهداشت.
درمان‌های دارویی رایج و مورد استفاده در استئوپروز به شرح زیر هستند:

کلسیم و استئوپروز

دوز معمول: نیاز روزانه به کلسیم ۱۵۰۰ – ۱۰۰۰ میلی‌گرم است که می‌توان آن را از طریق رژیم غذایی یا دارو تامین کرد.
اشکال موجود در بازار: کپسول‌های کربنات کلسیم یا کلسیمD 500 میلی‌گرمی، حاوی ۲۰۰ میلی‌گرم کلسیم المنتال و کپسول‌های کربنات کلسیم ۱۲۵۰ میلی‌گرمی و کلسیم فورت، حاوی ۵۰۰ میلی‌گرم کلسیم المنتال هستند.

قرص ویتامین D

دوز معمول: دوز معمول آن ۸۰۰ واحد در روز است.
اشکال موجود در بازار: پرل‌های ویتامین D موجود در
بازار کشور محتوی ۵۰ هزار واحد از این ترکیب هستند و می‌توان یک تا دو عدد پرل در ماه تجویز کرد. با توجه به نیمه عمر ۱۲ – ۹ ماهه دارو، می‌توان آن را برای یک سال نسخه کرد.

بیس‌فسفونات‌ ها

– آلندرونیت، رزیدرونیت و زولدرونیک اسید که از داروهای ضدبازجذب استخوان هستند، خط اول درمان پوکی استخوان را تشکیل می‌دهند.
– بیس‌فسفونات‌ها (آلندرونیت، رزیدرونیت و زولدرونیک اسید) خط اول پیشگیری و درمان استئوپروز ناشی از مصرف گلوکورتیکوئید در بیمارانی است که نیازمند درمان طولانی‌مدت با کورتون هستند.
– اگر استئوپروز خفیف باشد بعد از پنج سال درمان با بیس‌فسفونات‌ها دارو موقتا قطع شده (drug holiday) و بیمار پیگیری شود. اگر خطر شکستگی بالا باشد، بعد از ۱۰ سال درمان دارو موقتا برای یک تا دو سال قطع شود.

آلندرونیت (Alendronate)

این دارو در پیشگیری و درمان استئوپروز بعد از یائسگی و استئوپروز ناشی از مصرف گلوکوکورتیکوئید به‌کار می‌رود. لازم است دارو صبح ناشتا با معده خالی (نیم ساعت قبل از صبحانه) با یک لیوان بزرگ (۲۵۰ سی‌سی) آب و نه سایر نوشیدنی‌ها، مصرف شود.
با توجه به احتمال ازوفاژیت، توصیه می‌شود بیمار حداقل تا نیم‌ساعت پس از مصرف دارو، وضعیت ایستاده یا نشسته را حفظ کرده و خم نشود.

رزیدرونیت

رزیدرونیت به حفظ تراکم استخوان در افرادی که تحت درمان با گلوکوکورتیکوئید هستند، کمک کرده و بروز شگستگی‌های مهره‌ای را در آنها کاهش می‌دهد.

این دارو تراکم استخوان را در ناحیه ستون فقرات و هیپ افزایش می‌دهد. رزیدرونیت در پیش‌گیری از کاهش تراکم استخوان در ساعد نیز موثر است. خطر شکستگی ستون فقرات، هیپ و سایر نواحی غیر از مهره‌ها را ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش می‌دهد. رعایت نکاتی که در مصرف آلندرونیت به آنها اشاره شد، در مصرف رزیدرونیت نیز الزامی است.

زولدرونیک اسید در درمان استئوپروز

برای پیشگیری و درمان استئوپروز بعد از یائسگی، استئوپروز مردان و برای پیشگیری و درمان استئوپروز ناشی از گلوکوکورتیکوئیدها توسط FDA تایید شده است.
قبل از تزریق بیمار باید دهیدره نباشد، بویژه افرادی که دیورتیک استفاده می‌کنند. سطح سرمی کلسیم و کراتی‌نین قبل از هر تزریق اندازه‌گیری شده باشد.

کلسی‌تونین (Calcitonin)

کلسی‌تونین خط آخر درمان استئوپروز است.
دوز معمول: اسپری داخل بینی کلسی‌تونین در هر پاف معادل ۲۰۰ واحد دارو را به بدن می‌رساند. دوز پیشنهادی، یک پاف روزانه است. کلسی‌تونین با دوزاژ فوق می‌تواند در کاهش بروز شکستگی‌های جدید مهره موثر باشد. اطلاعات در مورد اثرات درمانی برای پنج سال مصرف وجود دارد.

فلوراید (fluoride)

در حال حاضر تاثیر فلوراید سدیم، که یک محرک قوی برای افزایش تراکم استخوان‌های محوری است در جلوگیری از شکستگی‌های مهره‌ای یا غیرمهره‌ای در زنان یائسه مبتلا به استئوپروز نشان داده نشده و در درمان استئوپروز توصیه نمی‌شود.

ایپریفلاوون

ایپریفلاوون یک فلاوینوئید متعلق به دسته فیتواستروژن‌هاست که به مقدار زیاد در سویا یافت می‌شود. در عین حال اثری در پیشگیری از شکستگی‌های استئوپروتیک در زنان یائسه ندارد. استفاده از ایپریفلاوون در مردان و خانم‌های پیش از یائسگی توصیه نمی‌شود.

ایپریفلاوون به عنوان تنها درمان برای کاهش خطر شکستگی در بیماران استئوپروتیک توصیه نمی‌شود.

تری‌پاراتاید

تجویز متناوب تری‌پاراتاید (هورمون پاراتیروئید انسانی نوترکیب)، ساخت استخوان را بیش از جذب آن تحریک می‌کند و به منظور درمان استئوپروز پس از یائسگی و استئوپروز مردان که در معرض خطر شکستگی هستند یا درمان‌های قبلی استئوپروز را تحمل نکرده‌اند، به‌کار می‌رود.
درمان با تری‌پاراتاید در بیمارانی که ریسک بسیار بالایی برای شکستگی داشته یا به درمان با بیس‌فوسفونات‌ها پاسخ نداده‌اند توصیه می‌شود.

درمان جایگزینی هورمون

در حال حاضر، درمان جایگزینی هورمون یا HRT به‌عنوان درمان برای استئوپروز مطرح نیست. با این حال هنگامی که صرفا با هدف پیشگیری از استئوپروز دوران یائسگی به‌کار رود، لازم است خطرات استفاده از آن، در برابر منافع آن، مورد ارزیابی قرار گیرد. درمان HRT در زنان یائسه مبتلا به استئوپروز، می‌تواند شکستگی‌های مهره‌ای و غیرمهره‌ای (هیپ) را کاهش دهد.

مصرف HRT به مدت بیشتر از ۵ سال، خطر سرطان مهاجم پستان، خطر بیماری‌های ایسکمیک قلبی و خطر سکته مغزی را افزایش می‌دهد. تجویز استروژن بدون پروژسترون، میزان خونریزی نامنظم رحمی و خطر سرطان رحم را نیز افزایش می‌دهد. هم چنین خطر ترومبوآمبولی وریدی نیز وجود دارد.

در مردان هیپوگنادی که تحت درمان با آندروژن بوده و خطر بالایی برای شکستگی دارند، تجویز دارویی با اثر ضدشکستگی اثبات شده (مثل بیس‌فوسفونات‌ها یا تری‌پاراتاید) توصیه می‌شود.

درمان با تستوسترون در کنار درمان‌های افزایش تراکم استخوان در مردانی که خطر متوسط به بالایی برای شکستگی داشته و تستوسترون سرم در بیش از یک نوبت کمتر از ۲۰۰ نانوگرم در دسی‌لیتر داشته‌اند، توصیه می‌شود.

رالوکسیفن (Raloxifen)

رالوکسیفن، داروی خط دوم یا سوم در درمان استئوپروز است.
رالوکسیفن یک تنظیم کننده انتخابی گیرنده استروژن است و روی استخوان و تولید لیپوپروتئین‌ها اثرات آگونیستی دارد، اما بر بافت پستان اثرات آنتاگونیستی دارد و بر مخاط رحم بی‌تاثیر است.

دنوزوماب (Denosumab)

FDA این دارو را برای درمان استئوپروز خانم‌های یائسه‌ای که خطر بالایی برای شکستگی دارند، تایید کرده است. این افراد شامل کسانی هستند که سابقه شکستگی استئوپروتیک داشته یا واجد چندین فاکتور خطر برای شکستگی بوده یا درمان‌های رایج را تحمل نکرده یا این که درمان‌ها موثر نبوده است.
با در نظر گرفتن هزینه درمان، از دنوزوماب می‌توان به عنوان داروی خط اول درمان استئوپروز استفاده کرد.

اصول کلی ورزش در استئوپروز

تمرین درمانی و ورزش یکی از اقدامات مهم در پیشگیری و درمان استئوپروز است. وقتی بافت استخوانی به صورت مداوم تحت نیروهای فیزیولوژیک قرار گیرد در محل ضریح استخوان و زیر آن پدیده استخوان‌سازی افزایش می‌یابد.

در بیماران مبتلا به استئوپروز که کاهش قابل‌توجهی در تراکم استخوان به ویژه در ناحیه مهره‌ها و هیپ دارند ورزش‌هایی با شدت زیاد و فعالیت‌هایی که خطر سقوط را افزایش می‌دهند، ممنوع است.

برای افراد مسن‌تر ورزش‌های نگهدارنده وزن مانند شنا، پیاده‌روی در آب، دوچرخه‌سواری و دوچرخه ثابت مناسب بوده و می‌توانند با افزایش قدرت عضلانی، به حفظ بهتر تعادل و در نتیجه کاهش خطر سقوط کمک کنند.

ورزش‌های تحمل‌کننده وزن بهتر است روزانه و هر بار حداقل ۳۰ دقیقه انجام شود.

انتخاب فعالیت ورزشی متناسب با هدف درمان ومحدودیت‌های بیمار است. اگر هدف درمانی استحکام بخشیدن به استخوان‌ها و عضلات باشد و بیمار هم هیچ‌گونه محدودیتی نداشته باشد، ورزش‌های تحمل وزن با فشار زیاد و ورزش‌های مقاومتی انتخاب مناسبی هستند

. اما اگر بیمار محدودیت‌هایی مانند کاهش تراکم استخوان داشته باشد، ورزش‌های تحمل وزن با فشار کم و ورزش‌های بدون تحمل وزن گزینه‌های بهتری هستند.

درباره ورزشهای استخوان ساز نیز بخوانید

پیشگیری از شکستگی هیپ در سالمندان

خطر شکستگی هیپ در سالمندان باید با شناسایی عوامل خطرساز بررسی شده و بر اساس آن مداخلات برای بیمار صورت پذیرد.
زنان و مردان سالمندی که دارای عوامل مرتبط با سبک زندگی و سوابق فردی زیر هستند، در معرض خطر شکستگی قرار دارند:
مبتلایان به اختلالات شناختی
ساکنین خانه سالمندان
حدت بینایی در حد ۲/۰
سابقه افتادن‌های مکرر یا سقوط همراه با شکستگی
دیابت نوع ۲
مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدتشنج، اپیوئیدها، داروهای روانگردان، کورتیکوستروئیدها و ضدآریتمی‌ها.
سابقه سیگار کشیدن
سابقه دررفتگی مادرزادی هیپ
نمایه توده بدنی پایین
سابقه سکته مغزی
استفاده از محافظ هیپ، خطر افتادن را در افرادسالمند کاهش نمی‌دهد. استفاده از آن را در افراد پیر با استخوان‌بندی ظریف، افرادی که سابقه شکستگی هیپ دارند و کسانی که خطر افتادن آنها بالاست (عدم تعادل در راه رفتن، کاهش فشار خون وضعیتی) می‌توان توصیه کرد.

توان‌بخشی بعد از شکستگی استئوپروتیک

هدف از توا نبخشی، بازگشت فرد به سطح قبلی عملکرد است. درمان شکستگی‌های استئوپروتیک فقط ترمیم استخوان شکسته نیست بلکه یک فرآیند مداوم برای کسب مجدد قدرت عضلانی، توان حرکتی و از سرگیری فعالیت‌های روزانه است.

علاوه بر این طی دوره بهبودی باید اقداماتی جهت پیشگیری از کاهش بیشتر توده استخوانی و اجتناب ازشکستگی مجدد استخوان مدنظر قرار گیرد. وضعیت روانی، میزان تحرک و عملکرد فرد قبل از بیماری از معتبرترین فاکتورهای پیشگویی کننده میزان موفقیت برنامه‌های بازتوانی هستند.

• در بررسی اولیه نیازهای توا نبخشی بیمار، شرح‌حال میزان تحرک و عملکرد فرد قبل از بیماری، حمایت‌های اجتماعی در دسترس، شرایط بالینی فعلی و وضعیت روانی بیمار ابزارهای پیشگویی کننده در برنامه توان بخشی وی هستند.

• بیمارانی که هم زمان به بیماری‌های دیگر مبتلا هستند و توان عملکردی ضعیف یا مشکلات ذهنی دارند، باید در یک مرکز توان‌بخشی ارتوپدی سالمندان، بستری و تحت برنامه‌های بازتوانی قرار گیرند.

متخصص طب فیزیکی، فیزیوتراپیست و کاردرمانگر، روش‌های مختلفی را برای کمک به بیمار استئوپروتیک جهت شروع مجدد فعالیت‌های روزانه بعد از یک شکستگی به‌کار می‌برند.

فیزیوتراپیست درد و ناراحتی بیمار را با استفاده از رو ش‌هایی مانند ماساژ و حرکت دادن مفصل و استفاده از یخ و کمپرس گرما برطرف می‌سازد. این روش‌ها در برطرف کردن اسپاسم عضلانی و درد ناشی از شکستگی مهره‌ای نیز موثر هستند.

یک برنامه ورزشی منظم می‌تواند با تقویت عضلات پشت در کاهش درد و بهبود عملکرد افراد سودمند باشد. کار درمانگر به فرد کمک می‌کند طرز صحیح حرکت را در فعالیت‌های روزانه یاد بگیرد.

در بسیاری از موارد، بیمار با اولین تجربه شکستگی، به وجود استئوپروز پی می‌برد. پذیرش روانی این بیماری و سازگار شدن با درد ناشی از شکستگی و توان‌بخشی نیز ممکن است برای بیمار سخت باشد.

در این صورت، بیمار باید در مورد ماهیت بیماری استئوپروز، تغییرات سبک زندگی و فعالیت‌هایی که می‌تواند به حفظ سلامت استخوان کمک کند، آموزش ببیند.

حمایت‌های فیزیکی و عاطفی از جانب خانواده، دوستان، مشاورین و سایر بیمارانی که در شرایط مشابه به سر می‌برند، می‌تواند در سازگار شدن بیمار با مشکلات ناشی از یک بیماری مزمن، کمک‌کننده باشد.

توانبخشی در شکستگی مچ دست

شکستگی کالیس از شایع‌ترین شکستگی‌های استئوپروتیک است که معمولا به دنبال سقوط رخ می‌دهد. بعد از بازکردن گچ، استفاده از اسپلینت‌های موقت مچ دست تا تثبیت وضعیت شکستگی توصیه می‌شود.

توانبخشی با حفظ دامنه حرکات انگشتان، شست و شانه در سمت آسیب‌دیده آغاز می‌شود تا از بروز خشکی و جمود مفاصل در این نواحی جلوگیری به عمل آید. توانبخشی در شکستگی هیپ معمولا شکستگی هیپ، به ترمیم جراحی و جایگزینی مفصل نیاز پیدا می‌کند.

بعد از جراحی سعی بر این است که حرکت مفصل به حالت اولیه خود بازگردد و در مرحله بعد باید از ایجاد شکستگی مجدد جلوگیری شود. فیزیوتراپی و برنامه‌های ورزشی بتدریج با کاهش درد و افزایش توان حرکت، می‌تواند طرز راه رفتن، قدرت پاها، انعطاف‌پذیری و حفظ تعادل بیمار را بهبود بخشد.

یک پرستار آموزش‌دیده می‌تواند به بیمار کمک کند تا بتدریج با واکر یا عصا، بدون حمایت دیگران راه برود. برنامه ورزشی باید بر ورزش‌های تقویت کننده هیپ متمرکز باشد.

ورزش‌های تقویت کننده هیپ باید عضلات فلکسور، ابداکتور و اکستانسور را بکار گیرند. راهکارهای پیشگیری از سقوط شامل شناسایی و رفع عوامل خطرساز در خانه و آموزش حفظ تعادل نیز مدنظر قرار گیرد

توانبخشی در شکستگی مهره‌ای

شکستگی همراه با فشردگی مهره معمولا بدون علامت است، اما برخی بیماران دچار دردهای حاد یا مزمن می‌شوند. اقدامات توانبخشی در موارد حاد شامل:
• استراحت نسبی
• استفاده از بی‌حس‌کننده‌ها
• پیشگیری از یبوست به ویژه در بیمارانی که از داروهای مخدر استفاده می‌کنند
• وضعیت‌دهی صحیح به بیمار، آموزش اصول صحیح فعالیت و اجتناب از کشیده شدن بیش از حد عضلات پشت طی فعالیت‌های روزمره و حین ورزش
• آموزش استفاده از بریس و واکر
• آموزش اعضاء خانواده در حرکت دادن صحیح بیمار با کمترین فشار به ستون مهره‌ها
• انجام فیزیوتراپی و کاردرمانی
• اجتناب از ورزش‌های استقامتی و کششی طی دو ماه نخست پس از شکستگی

اقدامات توان‌بخشی در موارد مزمن

اقدامات توان‌بخشی در موارد مزمن شامل:
• اصلاح وضعیت قرارگیری بدن در موقعیت‌های مختلف
• استفاده از وسایل حمایت کننده عضلات پشتی
• اجتناب از فعالیت‌هایی که فشرده شدن مهر‌ه‌ها را بیشتر می‌کند
• برنامه ورزشی درمانی مداوم
• ارزیابی و درمان پیامدهای اجتماعی و روانشناختی

استراتژی‌ های درمان درد

درد ناشی از شکستگی‌های استئوپروتیک اغلب به درمان‌های دارویی پاسخ می‌دهد ولی گاهی در موارد شدید به جراحی (ورتبروپلاستی، کیفوپلاستی) نیاز پیدا می‌کند.
این درد معمولا کوتاه‌مدت است، اما گاهی بعد از بهبود شکستگی نیز ادامه می‌یابد که در این صورت می‌تواند باعث اختلال در خواب، بی‌قراری و افسردگی شود.
درد مزمن ممکن است بر وضعیت قرارگیری بدن فرد اثر گذاشته و فشار زیادی به عضلات و لیگامان‌ها وارد سازد. از سوی دیگر، ترس از درد سبب می‌شود بیمار خود را در وضعیت‌های خمیده و نامناسب نگه دارد.

چندین راهکار دارویی و غیردارویی جهت کاهش درد وجود دارد که بیمار می‌تواند با توجه به شرایط خود، مناسب‌ترین آنها را انتخاب کند:

داروهای مسکن

داروهای بدون‌نسخه مانند ایبوپروفن، استامینوفن، آسپرین می‌توانند برای کاهش درد استفاده شوند. چنانچه این داروها درد را برطرف نسازند، مسکن‌های دیگری مانند ناپروکسن ممکن است در تخفیف درد موثر باشند. نکته مهم، استفاده منظم از این داروهاست. این کار باعث می‌شود شدت درد از کنترل بیمار خارج نشود. داروهای ضدافسردگی با دوز پایین و کلسی‌تونین می‌توانند در کاهش درد موثر باشند. در صورت مصرف طولانی‌مدت یا با دوز بالا، احتمال عوارض جانبی باید مدنظر قرار گیرد.

روش‌های غیردارویی

• دستگاه TENS با استفاده از پالس‌های الکتریکی کوچک، احساس درد را متوقف می‌کند. کمپرس گرم می‌تواند به کاهش اسپاسم عضلانی وکاهش درد کمک کند.
• هیدروتراپی، فیزیوتراپی، رفتاردرمانی، ارجاع به کلینیک‌های کنترل درد
• ورزش با تقویت عضلات به حمایت ستون فقرات کمک می‌کند.

نقش پرستار در استئوپروز

پرستاران در محیط‌های مختلف اجتماعی با توجه به منابع موجود و اهداف اولیه سیستم‌های بهداشتی، می‌توانند در آموزش کودکان، جوانان و والدین آنها در جهت داشتن سبک زندگی سالم، در حفظ سلامت استخوان و پیشگیری از استئوپروز سهیم باشند.

ضمن برقراری ارتباط موثر با بیمار و تعامل با سایر اعضای تیم درمان، در رسیدن به اهداف درمانی نقش موثری ایفا کنند.

آنها می‌توانند با گرفتن یک شرح حال ساده و طرح چند سوال مانند سابقه کاهش قد و یا شکستگی استئوپروتیک و بررسی سایر عوامل خطر استئوپروز، به تشخیص استئوپروز کمک کنند.

پرستار می‌تواند ضمن ارائه مشاوره و آموزش به این بیماران در مورد عوامل مرتبط با سبک زندگی، آنها را به سایر اعضای کادر درمانی و سرویس‌های اجتماعی قابل دسترس ارجاع داده و نقش هماهنگ‌کننده داشته باشند.

از دیگر نقش‌های پرستار، حمایت روحی از این بیماران است تا در پذیرش بیماری و اصلاح سبک زندگی خود همکاری فعالی با تیم درمانی داشته باشند. پرستاران می‌تواند با بهبود مکانیسم‌های سازگاری فرد، در پذیرش بیماری و کنترل درد به آنها یاری رسانند.

نکات مهم در تفسیر تراکم استخوان ناحیه فمور

• انتهای ران صاف باشد.
• در تصویراسکن باید استابولوم، بخشی از تنه فمور در زیر تروکانتر و همه تروکانتر بزرگ دیده شود.
• باید چرخش داخلی محدودی وجود داشته باشند، به‌طوری که هیچ بخشی از تروکانتر کوچک دیده نشده یا فقط بخش کوچکی از آن دیده شود.
• اسکن ناحیه گردن فمور، نباید ایسکیوم یا بخشی از تروکانتر بزرگ را در برگیرد.
• کل هیپ (Tota- Hip) شامل گردن فمور، تروکانتر و ناحیه اینترتروکانتریک از تنه فمور است.

اصول کلی ورزش در بیماران استئوپروز

به‌طور کلی سه دسته فعالیت ورزشی برای بیماران مبتلا به استئوپروز در نظر گرفته می‌شود:

۱) فعالیت‌هایی که باعث افزایش توده استخوانی می‌شوند که خود شامل دو دسته هستند:
• ورزش‌های تحمل وزن: در این نوع ورزش‌ها، پا و ساق پا وزن بدن را تحمل می‌کنند و فشار بدن روی استخوان‌های مرکزی یعنی مهره‌ها و هیپ وارد می‌شود.

از جمله این ورزش‌ها می‌توان به دویدن آهسته، پیاده‌روی، بالا رفتن از پله‌ها، ورزش‌های هوازی، والیبال، بسکتبال، و راه‌رفتن در آب اشاره کرد.

• ورزش‌های مقاومتی: فعالیت‌هایی هستند که به تقویت توده عضلانی و استحکام استخوان کمک می‌کنند. این ورزش‌ها شامل وزنه‌برداری، ژیمناستیک، شنا، دوچرخه‌سواری و کار با دستگاه‌های ورزشی ثابت است

۲) فعالیت‌هایی که به حفظ تعادل کمک می‌کنند:
بهبود تعادل می‌تواند به کنترل حرکات بدن و پیشگیری از سقوط کمک کند.

۳) فعالیت‌هایی که وضعیت قرارگیری بدن را در حالت نشسته و ایستاده تصحیح می‌کنند.
برای انجام اعمال ورزشی چهار پرسش مطرح می‌شود: نوع ورزش؟ طول مدت انجام ورزش؟ شدت ورزش؟ دفعات انجام ورزش؟

شکستگی‌های ناشی از این بیماری بیشتر درچه قسمت‌هایی رخ می دهد

اکثر شکستگى‌هایى که با پوکى استخوان همراه است، در مهره، مچ و لگن اتفاق می افتد. اگرچه پوکى استخوان مى‌تواند در اثر عدم تحرک (مثل پاى گچ گرفته)، یا به‌علت رژیم غذایى کم پروتئین ایجاد شود، اما شایع‌ترین علت آن سالخوردگى است.

با افزایش سن استخوان‌سازى جدید کندتر از دوره جوانى مى‌شود و جذب کلسیم از روده‌ها با سهولت کمترى انجام مى‌گیرد؛ در نتیجه براى حفظ میزان کلسیم در بقیه قسمت‌هاى بدن، کلسیم از مخزن آن در استخوان برداشت مى‌شود.

آیا پوکی استخوان نشانه ای دارد؟

پوکى استخوان معمولا تا بروز شکستگى علائمى ندارد و در آن زمان ممکن است شکستگى در اثر آسیبى جزیى ایجاد شود. یکى از شکستگى‌هاى شایع «شکستگى به‌هم فشرده» در یک یا چند مهره است که منجربه کمردرد و نهایتا کوتاهى قد مى‌شود.

اگر چند مهره سینه‌اى درگیر شد «قوز پیرزن» ایجاد مى‌شود. این عارضه یک قوز مدور در پشت است که در اثر تغییر شکل مهره و کوتاهى قد ایجاد مى‌شود.

چه افرادی بیشتر در معرض خطر ابتلا به پوکى استخوان هستند؟

درحقیقت پیرامون این موضوع چندین عامل خطرساز شناخته شده‌اند. زنان شش تا هشت برابر بیشتر از مردان مبتلا مى‌شوند، به‌ویژه بعد از یائسگى که اثر محافظتى استروژن کاهش مى‌یابد.

توضیح آنکه یائسگى قبل از سن ۴۵ سالگى زن را مستعد ابتلا به پوکى استخوان مى‌کند؛ به‌ویژه اگر این عارضه از طریق جراحى و با برداشتن هر دو تخمدان ایجاد شده باشد. فاکتوردیگررنگ پوست است.

به عنوان مثال زنان قفقازى نسبت به زنان سیاه‌پوست خطر ابتلای بیشترى دارند و مردان سفیدپوست نسبت به مردان سیاه‌پوست در معرض خطر بیشترى هستند.

برخى برآورد کرده‌اند که یک‌چهارم زنان سفیدپوست در حدود سن ۶۵ سالگى از یک یا چند شکستگى ناشى از پوکى استخوان رنج مى‌برند.افرادی که کم تحرک هستند.

افرادی که دچار کمبود وزن هستند البته پوکی استخوان یکى از عوارض بسیار معدود کسر وزن شدید است.سیگار کشیدن، مصرف بیش از حد الکل و سابقه خانوادگى پوکى استخوان، هم از دیگر عوامل خطرساز ابتلا به پوکی استخوان است.

این اشعه ها برای بدن مضر نیستند؟

به هرحال برخی از روش های تشخیصی هم مانند برخی درمان ها عوارض خاص خودشان را دارند؛ اما با یکی دوبار انجام سی تی یا روش‌های یاد شده مشکل خاصی برای فرد ایجاد نمی‌شود.
درخصوص پیشگیری از ابتلا به پوکی استخوان هم صحبت کنید.
انجام سه اقدام اساسی می تواند شانس ابتلا را کاهش دهد: ورزش کافی، رژیم غذایى پر کلسیم و جایگزینى هورمونى بعد از یائسگی.

بهترین ورزش برای پوکی استخوان چیست؟

شنا، دوچرخه سواری، باغبانى و پیاده‌روى ساده چند بار در هفته حداقل به ‌مدت ۳۰ دقیقه.

با توجه به توضیحات یاد شده به نظر می رسد باید از دوران جوانی به فکرذخیره توده استخوانی بود؟
بله،هرچند مصرف کلسیم ورژیم غذایی درهرسنی توصیه می شود، اما بهترآن است از دوران طفولیت و جوانی این ذخیره سازی انجام شود.در حال حاضر مشخص شده که سن خطرناک از نظر بروز شکستگى ناشى از پوکى استخوان به جمع کل توده استخوان در طول دوره جوانى بستگى دارد.
بنابراین باید قبل از ۳۰ سالگی به فکر پیشگیری باشیم؛ زیرا حداکثر میزان توده استخوانى در مردان و زنان قبل ازاین سن است.

اکثر پزشکان توصیه مى‌کنند که زنان بعد از یائسگى درمان جایگزینى استروژن انجام دهند؛ چرا؟ آیا عوارضی ندارد؟
البته میزان دریافت استروژن باید به مقدار کم باشد. از آنجا که درسنین بالا دیگر کلسیم به تنهایى نمى‌تواند از ضایعات استخوانى جلوگیرى کند؛ لذا فایده محافظت در مقابل بروز پوکى استخوان با درمان جایگزینى استروژن نسبت به خطرات اندکش بیشتر است.

پیشگیری از استئوپروز

در آشپزخانه و حمام، از دستگیره و کنار پله‌ها از نرده استفاده کنید؛ همچنین با استفاده از صندلی یا چهارپایه در حمام و آشپزخانه، از زمین‌خوردن جلوگیری کنید.

اگر از داروی آرام‌بخش استفاده می‌کنید، محل رفت و آمد خود را در شب کنترل کنید تا مانعی سر راه شما نباشد.

قرار گرفتن در معرض نور مستقیم آفتاب، به دریافت ویتامین‌ D کمک می‌کند.

از منابع کلسیم و ویتامین D به اندازه کافی در رژیم غذایی خود استفاده کنید.

از مصرف دخانیات به هر شکل (سیگار و قلیان) خودداری کنید.

ورزش مستمر و مناسب را در برنامه زندگی خود بگنجانید.

غلات، لبنیات، حبوبات، سبزی، ماهی و میوه را در رژیم غذایی خود بگنجانید.

مصرف روزانه سه لیوان شیر یا ماست کم‌چرب را فراموش نکنید.

از مصرف نوشابه یا قهوه خودداری و دوغ کم‌نمک را جایگزین کنید.

روزانه شش تا هشت لیوان آب بنوشید.

ماهی‌، جگر و تخم‌مرغ بخورید.

نباید های غذایی برای پوکی استخوان

برخی مواد غذایی یا حتی مواد مغذی تراکم استخوان را کاهش می دهد و این کاهش علت اصلی پوکی استخوان است. همه ما می‌دانیم که کلسیم و ویتامین D برای ساخت استخوان سالم ومحکم لازم است و مصرف برخی از غذاها باعث ضعیف شدن استخوان می شود.

یک برنامه غذایی متعادل حاوی لبنیات، ماهی، میوه و سبزی کافی،  مواد مغذی لازم را برای ساخت وافزایش تراکم استخوان تامین می‌کند. مصرف بیش‌ازحد پروتئین ماده شیمیایی به نام سولفات ایجاد می کند که می تواند باعث نشت وخروج ذخیره کلسیم از استخوان شود.

لازم است بدانید چگونه می توان ماده مغذی ازدست‌رفته را جبران کرد.اما در ادامه به مواد غذایی اشاره شده است که باید از مصرف زیاد آن پرهیز کرد.

پروتئین بیش‌ازحد
سولفات موجود در مواد غذایی پروتئینی باعث نشت کلسیم از استخوان می‌شود.
بنابراین از مصرف بیش‌ازحد مواد غذایی غنی از پروتئین که به پوکی استخوان منجرمی‌شود، بپرهیزید.

نوشیدنی‌های کافئین دار
مصرف روزی بیش از  ۴تا۵ فنجان قهوه، خطر شکستگی استخوان را بالا می‌برد. نوشیدنی‌های گازدار باعث کاهش تراکم استخوان در زنان می‌شود.

رتینول
نتایج بررسی ها نشان می دهد، زنانی که روزانه بیشتر از ۳۰۰۰ میکروگرم ویتامین A مصرف می‌کنند، به شدت درمعرض خطر شکستگی لگن قراردارند.
این نوع ویتامین در جگر، زرده تخم مرغ، لبنیات و مکمل‌های غذایی یافت می‌شود.

مواد غذایی غنی از سدیم
مصرف نمک به دفع کلسیم از طریق ادرار و تعریق منجر می‌شود.

اگزالات
این نوع نمک در صورت مصرف با کلسیم، مانع از جذب کلسیم در استخوان می‌شود. اگزالات در ریواس و سیب‌زمینی شیرین موجود است.

سبوس گندم
این نوع ماده غذایی حتی در صورت مصرف مواد غذایی غنی از کلسیم باعث کاهش جذب کلسیم می‌شود. فیتات ها ی  موجود در آن در روند جذب کلسیم تداخل ایجاد می‌کند.

نکته
الکل در روند جذب کلسیم و ویتامین D تداخل ایجاد می‌کند.

منبع