اضطراب جدایی کودکان پیش‌ دبستانی و دبستانی از والدین

بیشتر کودکان هنگام جدایی از والدین‌ شان درجاتی از اضطراب و ناراحتی را نشان می‌ دهند که این موضوع هم برای کودک و هم والدین ناراحت‌ کننده است. این ترس و اضطراب در مرحله‌ ای از سن، پدیده رشدی طبیعی محسوب می‌ شود و درجاتی از اضطراب جدایی در کودکان پیش‌ دبستانی نشان‌ دهنده ارتباط خوب آنها با مادر به عنوان اصلی‌ ترین مراقب و دلبستگی ایمن با وی است. در بسیاری از موارد اضطراب جدایی معمولا طی 10-5 دقیقه پس از ترک والد کم و متوقف می‌ شود.

سن اضطراب جدایی به‌ طور طبیعی بین 18 ماهگی تا 3 سالگی است اما اوج آن بین 12 تا 24 ماهگی دیده می‌ شود و بعد از 24 ماهگی به تدریج کاهش می‌ یابد.

جالب اینکه اضطراب کودک در روزهای مختلف با حالات و علائم متفاوتی همراه خواهد بود، مثلا بعضی کودکان هنگام جدایی از مادر، مضطرب، غمگین و نگران می‌ شوند اما روز دیگر قشقرق به پا می‌ کنند، روز دیگر مقاومت نشان می‌ دهند و… تا به تدریج استقلال کودک تقویت ‌شود اما این مرحله انتقالی کاهش وابستگی به مادر، می‌ تواند برای کودک و مادر استرس‌ زا باشد.

ضمن اینکه کودکانی که تجربه جدایی‌ های بسیار مکرر یا بسیار کم از مادر را داشته‌ اند، ممکن است بیشتر دچار اضطراب جدایی شوند.

عوامل موثر در تشدید اضطراب جدایی

اضطراب کودک با بزرگ‌ تر شدن و درک مفهوم زمان کاهش می‌ یابد و کودک به‌ تدریج می‌ آموزد که خود را با موقعیت‌ های جدید وفق دهد. با این حال برخی عوامل در تشدید اضطراب جدایی کودک تاثیر گذار است که عبارتند از:

خستگی و بیماری کودک

تغییر در عادات و برنامه‌ های منزل

بروز تغییرات در خانواده، مانند تولد فرزند جدید، طلاق، مرگ یا بیماری اعضای خانواده و…

عوض شدن پرستار یا مراقبان کودک

والدین بیش از حد حمایت‌ کننده و بسیار مراقبت‌ کننده نیز می‌ توانند با رفتار خود باعث بهتر یا بدتر شدن اضطراب کودک شوند. به عنوان مثال اگر والد مضطرب باشد، این حالت را به فرزند خود منتقل می‌ کند اما برعکس آرامش والد، زمینه‌ ساز آرامش کودک خواهد بود.

کودکانی که از نظر سرشتی کودکان سخت و دشواری هستند. این کودکان با هر موقعیت و تغییری سخت‌ تر کنار می‌ آیند و به تغییر شرایط و مواجهه با افراد جدید، دیرتر عادت می‌کنند.

عوامل موثر درکاهش‌ اضطراب جدایی

از سن 6 ماهگی به بعد، در زمان‌ های کوتاه و گاه‌ به‌ گاه از پرستار یا شخص نزدیک دیگری برای نگهداری طفل کمک گرفته شود. البته این موضوع که کودک باید تا 3 سالگی با مادر یا مراقب همیشگی خود باشد، بسیار مهم است اما این زمان‌ های کوتاه علاوه بر اینکه باعث می‌ شود کودک دور شدن از مادر را تجربه کند، فرصتی خواهد بود تا اعتماد به دیگران در وجود او شکل بگیرد.

از 12 ماهگی به بعد، کودک وارد ارتباط با همسالان می‌ شود. هرچند کودک در این سن معمولا وارد بازی‌ های مشارکتی نمی‌ شود و از 3 سالگی می‌ تواند فرصت تجربه بازی‌ های گروهی را داشته باشد، در این سن می‌ تواند ارتباط با همسالان را تجربه کند و به این شکل ترسش از ارتباط با دیگران کاهش یابد.

از سن 3 تا 4 سالگی، کودک می‌ تواند گاهی در مهد کودک حضور داشته باشد. این توصیه به‌ خصوص در مورد کودکانی که وابستگی زیادی به مادر دارند، کمک‌ کننده است. باور برخی والدین که به دلیل اضطراب جدایی کودک از حضور او در مهد کودک یا پیش‌ دبستانی امتناع می‌ کنند، اشتباه است چون او هنگام ورود به مدرسه با مشکل بسیار زیادی مواجه خواهد شد و همه تنش‌ ها در این زمان بروز می‌ کند.

راهکارهایی برای کمک به کودکی که از اضطراب جدایی رنج می‌ برد

ابتدا سعی کنید کودک را در موقعیت‌ های کوتاه به مهد کودک یا مراقب جدید بسپارید تا بتواند تجربه‌ های مثبتی داشته باشد. به عنوان مثال زمانی که کودک در مهد کودک ثبت‌ نام می‌ شود، روز اول مهر اولین تجربه حضور او در محیط نخواهد بود. در زمان‌ های کوتاه طی تابستان او را به مهد کودک ببرید تا با موقعیت مکانی، مربیان و سایر بچه‌ ها آشنا شود و صرفا در این اوقات بازی کند. در مورد مدرسه نیز همین توصیه صدق می‌ کند تا اضطراب جدایی به تدریج کمتر شود.

پیش از اینکه کودک را در محل جدید ترک کنید و او را تنها بگذارید، کمک کنید با محیط و افراد جدید آشنا شود.

روی موارد مثبتی که در محیط وجود دارد، متمرکز شوید. اجازه ندهید بچه‌ ها از تصور اتفاقات بدی که ممکن است رخ بدهد، نگران شوند و بترسند.

اضطراب کودک را به تمسخر نگیرید و او را به خاطر ترس و نگرانی، سرزنش و شماتت نکنید.

اجازه دهید کودک بفهمد شما می‌ دانید چقدر سخت است انسان از کسی که تا این حد دوستش دارد، جدا شود. کودک را درک کنید اما زیاد همدردی و دلسوزی نکنید.

تسلیم خواسته کودک نشوید و به او بفهمانید در امنیت و سلامت خواهد بود.

عشق، محبت و علاقه بی‌ قید و شرط خود را از کودک دریغ نکنید.

اگر کودک بزرگ‌ تر است او را به کودکان دیگری که در محیط هستند، معرفی کنید و بازی و تفریح خاصی را با آنها شروع کنید.

انتظار آن را داشته باشید که در چند هفته اول ورود به مهد یا مدرسه، کودک خسته و تحریک‌ پذیر باشد.

راهنمایی های دیگر

هنگام ترک کودک، او را نوازش کوتاهی کنید، ببوسید و با خوشرویی از او خداحافظی کنید.

مراسم خداحافظی و ترک کودک را خیلی طولانی نکنید. بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنید و چند بار رفتن و برگشتن را تکرار نکنید.

مخفیانه کودک را ترک نکنید؛ این روش اصلا رفتار خوبی نیست.

قبل از شروع مهد کودک، پیش‌ دبستانی یا مدرسه، وسایل مورد نظر کودک را تدارک ببینید و برای فراهم آوردن آنها، کودک را مشارکت دهید.

حتی زمانی که فکر می‌ کنید مربی یا معلم فرزند شما سختگیر است یا کودک توسط یکی از همکلاسی‌ ها مورد قلدری و اذیت قرار گرفته، او را از مهد کودک یا مدرسه خارج نکنید و سعی در رفع مشکل داشته باشید.

اگر کودک تحت هیچ شرایطی حاضر نشد به مهد کودک یا مدرسه برود و در منزل ماند، برای او زیاد فعالیت سرگرمی و تفریحی ایجاد نکنید.

در بازی‌ ها با ایفای نقش، جدایی از یکدیگر را با کودک تمرین کنید.

بعد از بردن کودک به مهد کودک یا مدرسه، مدتی آنجا بمانید و سپس او را با مربی یا معلمش تنها بگذارید.

سخنی با معلمان و مربیان

خود را به کودک معرفی و او را به بازی با اسباب بازی دعوت کنید یا اجازه بدهید خوراکی‌ اش را بخورد.

اگر کودک دچار حمله هراس شده، از والد بخواهید نزد کودک بماند تا آرام‌ تر شود و او را با صدایی گرم، محبت‌ آمیز، قاطع و راسخ آرام کند.

هرگز کودک را به دلیل اضطراب و غمگینی مورد انتقاد قرار ندهید.

چه وقت کودک به مشاوره تخصصی نیاز دارد؟

در صورتی که کودک موارد زیر را نشان بدهد، لازم است مورد ارزیابی دقیق قرار بگیرد و مشاوره تخصصی دریافت کند:

چنانچه پس از حدود 2 هفته کودک هنوز آرام نگرفته و مشکلات هنگام جدایی ادامه دارد.

کودک صبح‌ ها قبل از جدا شدن از مادر برای رفتن به مدرسه شکایت جسمی مکرر مانند دل‌درد، سردرد، حالت تهوع، تپش قلب و… دارد.

اضطراب جدایی به سال‌ های مدرسه ابتدایی کشیده شده و با فعالیت‌ های متناسب سنی و رشدی کودک تداخل دارد.

کودک در هیچ مرحله‌ ای از زندگی خود دچار اضطراب جدایی نشده است. بعضی کودکان با سطح آگاهی پایین، عقب‌ ماندگی و طیف اوتیسم اصلا این نوع نگرانی‌ ها را تجربه نمی‌ کنند.

امتناع از رفتن به مدرسه در بچه‌ های بزرگ‌تر و نوجوانان اغلب مطرح‌ کننده مشکل جدی‌ تر است و نیازمند کمک تخصصی است. به عنوان مثال دانش‌ آموزی که در کلاس سوم علائم اضطراب و ترس را نشان می‌ دهد، ممکن است در مدرسه یا سرویس رفت و آمد تحت آزار قرار گرفته باشد که در این‌ صورت ضرورت بررسی دقیق احساس می‌ شود.

روان‌ پزشک با ارزیابی وضعیت کودک، سطح مشکل را تشخیص می‌ دهد و اگر احساس کند مشکل صرفا با مشاوره و توصیه‌ های رفتاری برطرف نمی‌ شود، ممکن است در صورت نیاز مصرف دارو را نیز لازم بداند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.