علایم رفتاری هشدار دهنده ی وسواس در کودکان

کودکان نیز ممکن است از سنین خیلی کم به وسواس مبتلا شوند. والدین وسواسی، غالباً بدون هیچ استثنایی، فرزندان وسواسی تربیت می کنند.این مساله از تعامل بین طبیعت و تربیت سرچشمه می گیرد.

به این معنا که آن ها نه تنها از نظر ژنتیکی، وسواس را به فرزندان شان منتقل می کنند بلکه به دلیل رفتارهای وسواسی شان که کودک از نخستین مراحل رشدی در معرض آن قرار می گیرد، از طریق یادگیری و تقویت، وسواس را به فرزندان شان می آموزند.

در واقع ماهیت وسواس به گونه ای است که بعد از مدتی از یک فرد به سایر افراد نزدیک و اعضای خانواده ی او نیز تسری می یابد. زیرا فرد وسواسی یک سری آیین های رفتاری خاص دارد که خواه ناخواه دیگران را هم درگیر می کند یا از آنها می خواهد که به این آیین ها تن بدهند.

مثلاً فردی که وسواس پاکیزگی دارد، ممکن است از سایر اعضای خانواده نیز بخواهد که آیین های شست و شوی او را رعایت کنند. افراد خانواده ی بیمار در ابتدا ممکن است در برابر انجام این اعمال مقاومت کنند اما به تدریج برای در امان ماندن از خشم بیمار و آرام کردن او ، به پیروی از خواسته های وسواسی او تن می دهند که این باعث تقویت و تشدید بیماری می شود.

کودکان به دلیل تلقین پذیری بالا و تاثیر پذیری شدید از والدین و نیز به دلیل نیازی که به تایید گرفتن از والدین شان دارند، خیلی زودتر از بزرگسالان، اعمال وسواسی را یاد می گیرند.

برخی از علایم رفتاری هشداردهنده ی وسواس در کودکان

کندی غیرمعمول در انجام تکالیف و مشق نوشتن ( که منحصر به ماههای ابتدایی مقطع اول دبستان نیست)
زیاده از حد پاک کردن مشق به شیوه ای که کاغذ پاره شود .
نظم و ترتیب افراطی در چیدن مدادها و سایر لوازم التحریر مدرسه
تردید زیاد درمورد یادگیری مطالب جدید
نیاز به اطمینان جویی از والدین درباره یادگیری
چک کردن مداوم تکالیف با والدین
تردید زیاد در انجام تکالیف مدرسه
شستشوی بیش از حد دست ها یا لوازم التحریر مانند خط کش و پاک کن و…
رفتارهای تکراری که خود را در خلال بازی ها به بهترین نحو نشان می دهد .
درخواست مداوم برای تعویض لباسی که در ظاهر تمیز است.
چسبندگی به والدین و نیاز به کسب اطمینان از حضور یا سلامتی آنها
مسواک زدن زیادتر از حد معمول
سوالات مداوم در مورد سلامتی خود یا دیگران
بازخوانی یا باز نویسی چند باره ی تکالیف بعد از اتمام آنها
ابراز افکار یا عقایدی که به نظر والدین عجیب و غیرعادی می رسد.

والدین در صورت بروز چنین رفتارهایی ، بدون این که کودک را مورد سرزنش قرار دهند یا به وسواس های او بخندند، باید هرچه سریع تر به یک متخصص روانپزشکی کودک مراجعه کنند. والدین نباید فراموش کنند که بیماری وسواس هیچ گاه به خودی خود درمان نمی شود .

اگر افکار کودک را به باد تمسخر بگیرید یا او را به دلیل ابراز برخی از این افکار سرزنش کنید، احتمال اینکه او آنها را به زبان بیاورد کم می شود و همین مساله باعث می شود که کمک رسانی به او توسط متخصصان دشوار شود. به ویژه این که کودکان و نوجوانان نیز ممکن است افکار وسواسی با محتوای جنسی و خشونت بار داشته باشند (درست مانند بزرگسالان) و این ممکن است مایه ی شرم و اضطراب زیادی برای آنها شود.

والدین نباید نسبت به مصرف دارو حساسیت نشان دهند. زیرا وسواس هایی که از کودکی آغاز می شوند، در بزرگسالی ناتوان کننده می شوند؛ چراکه تبدیل به سبک زندگی بیمار می شوند و تغییر دادن این سبک زندگی و درمان این افراد دشوارتر خواهد شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.