افسردگی کودکان (علت و نشانه ها،راه درمان و پیشگیری)

افسردگی در کودکان مشکلی شناخته شده است. علائم افسردگی دوران کودکی را فرا بگیرید.گاهی اوقات بچه ها غمگین میشوند،آنها ممکن است علائم افسردگی را از خود بروز دهند.اکثر کودکان بعد از چند روز بر بیشتر این علائم غلبه میکنند، ولی در مورد برخی این اتفاق نمی افتد.

مرلین بی بنویت رئیس پیشین آکادمی آمریکایی میگوید: والدین میتوانند متوجه تفاوت بشوند، والدین میدانند چیزی در فرزندشان تغییر کرده است و این تغییر از بین نمیرود. اگر کودکی از بد رفتاری دوستانش ناراضی باشد به طور معمول بعد از چند روز آن را فراموش خواهد کرد.

وقتی اگر چیزی مدتهاست که وجود دارد و از بین نمیرود والدین متوجه خواهند شد. بیشتر بچه ها بعد از گذشت چند روز یک تجربه بد را فراموش میکنند منتها کودکان افسرده بعد از گذشته چندین هفته نیز هنوز ناراحت هستند.

افسردگی دوران کودکی

آیا کودکانی که در سنین مدرسه هستند -حتی کودکان نوپا – میتوانندافسرده شوند؟
بنویت میگوید: “مسلما: در سال های مهد کودک و مدرسه،هم کودکان میتوانند از افسردگی رنج ببرند.

افسردگی بالینی در کودکان نو پا، کودکان پیش دبستانی، و کودکان سنین مدرسه واقعا وجود دارد. “دکتر جفری دلگان، رئیس روانشناسی در بیمارستان کودکان، در دنور، می گوید: “این چیزی است که چند سال پیش شناخته نشده بود.”

این نوع افسردگی چقدر رواج دارد؟

این بستگی به تعریف شما دارد. بنویت و دلگان اذعان میکنند اکثر کودکان مبتلا به اختلالات افسردگی از اضطراب نیز رنج می برند. با این حال، برخی از کارشناسان اضطراب را مشکل اساسی اکثریت قریب به اتفاق این بچه ها میدانند.

یکی از آنها هارولد اس. کوپلویکس است. او بنیانگذار و مدیر مرکز مطالعه کودکان دانشگاه نیویورک، و مدیر روانپزشکی کودک و نوجوان در مرکز بیمارستان بلویو دانشگاه نیویورکاست.

بنویت و دلگان و کوپلویکس توافق دارند که افسردگی دوران کودکی همچون افسردگی افراد بالغ  یک اختلال مغزی است که در نتیجه تغییرات شیمیایی در مغز به وجود می آید. این تغییرات اغلب در تغییرات هورمونی ای که در سالهای نوجوانی و جوانی رخ میدهند، ریشه دارند.

کوپلویکس می گوید: ” افسردگی در کودکان قبل از سنین نوجوانی پدیده ای نادر است. آنها تغییرات شیمیایی یا آناتومیکی که باعث میشوند فرد در معرض خطر قرار بگیرد را ندارد.”

با این حال تجربه حقیقی افسردگی به هیچ وجه در کودکان قبل از سنین نوجوانی نا شناخته نیست.

کوپلویکس می گوید: “گرچه این قضیه نادر است منتها گروهی از کودکان سنین مدرسه وجود دارند – و حتی گروهی از کودکان پیش دبستانی- که دوره های کامل افسردگی را تجربه میکنند. این یکی از زمانهای نادریست که محیط و یا والدین مسئول نیستند.

استعداد و آمادگی برخی از کودکان در این زمینه بیشتر است، همانگونه که برخی از کودکان دچار اوتیسم و یا معلولیت های یادگیری هستند و یا برای مثال در زمینه موسیقی استعداد دارند. این قضیه نوسان گذرایی است که کاملا با DNA مرتبط است.

افسردگی دوران کودکی، اضطراب دوران کودکی

چه کودک از افسردگی رنج ببرد یا از یک نوع اضطراب، این موقعیت باید جدی گرفته شود.

قبل از بلوغ معادل افسردگی در کودکان اضطراب است، کوپلویکس می گوید:”کودکان هنگامی که نگران و مضطرب هستند به احتمال زیاد دچار مسائل بیوشیمیایی ای شبیه به نوجوانان شده اند.این اختلالات اضطراب در دوره قبل از بلوغ، به احتمال زیاد، استعداد ابتلا به افسردگی را در آینده ایجاد میکنند.”

در واقع، بچه هایی که در دوران کودکی مضطرب هستند بیشتر احتمال دارد که در نوجوانانی به افسردگی دچار شوند.در حدود نیمی از نوجوانان افسرده در دوران کودکی به اختلال اضطراب مبتلا بوده اند و 85٪ از نوجوانانی که به هر دو اختلال اضطراب و افسردگی دچار بوده اند ابتدا به اختلال اضطراب مبتلا شده اند.
کوپلویکس می گوید: “بنابراین اضطراب در کودکان را باید جدی گرفت. ما درصددیم آن را به حداقل برسانیم. اضطراب احتمالا برای مغز همچون سم است. ما دوست داریم خیال کنیم همه این مسائل در محدوده رفتار طبیعی دوران کودکی قرار دارند منتها اینطور نیست.

اختلالات اضطرابی دوران کودکی رنج بسیاری را برای کودکان به همراه می آورند و زندگی روزمره آنها را مختل میکنند. این اختلالات به سه دسته تقسیم می شوند:

اضطراب جدایی. شایع ترین اختلال اضطراب دوران کودکی زمانی است که کودک می ترسد خطری خانواده اش را تهدید کند. ترس عمیقی در وجود آنان هست حاکی از اینکه اتفاق ناخوشایندی قرار است برای یکی از اعضای خانواده شان رخ دهد. جدایی از خانواده برای این بچه ها بسیار ترسناک است.

آنها ممکن است در روزهای مدرسه واقعا دچار سردرد، معده درد، یا اسهال شوند. اما این دردها از مغزشان نشأت میگیرند و نه از بدنشان.

ترس از اجتماع.این بچه ها با جنبه های اجتماعی مدرسه احساس راحتی نمیکنند. آنها اغلب ” لال اجتماعی” هستند. آنها با پدر یا مادر و یا خواهر و برادر خود صحبت میکنند، اما خارج از خانه در معاشرت با دیگران دچار مشکل هستند. آنان اغلب حاضر به رفتن به مدرسه نیستند.

اختلال تعمیم یافته اضطراب.این بچه ها بیش از حد در مورد آینده نگران هستند. کوپلویکس می گوید: “آنها در مورد دانشگاه خود نگران هستند، حتی اگر هم اینک در کلاس سوم باشند! اشتباه است که امیدوار باشید این تنها یک مرحله ی گذرا است و کودک به زودی آن را پشت سر خواهد گذاشت.

همه این اختلالات باعث پریشانی و اختلال در عملکرد میشوند که میتوانند موجباحساس نا امیدی شوند. نا امیدی باعث میگردد افراد بخواهند به خویش صدمه بزنند.

نشانه های افسردگی در کودکان

طبق اعلام آکادمی آمریکایی روانپزشکی کودکان و نوجوانان، هر یک از این علائم ممکن است حاکی از افسردگیفرزند شماباشد:

احساس مکرر غم و اندوه، حالت گریه
ناامیدی
کاهش علاقه به فعالیت هایی که قبلا مورد علاقه او بودند.
خستگی مداوم، کمبود انرژی. نشانه ی اصلی افسردگی، ناتوانی در احساس شادی است،دلگان می گوید” :فرد دچار پایین آمدن انرژی، خستگی مفرط و بی حالی میشود.

انزوای اجتماعی، ضعف در ارتباط دلگانمی گوید:” کودکی که تنهایی را به فرصت بازی با دوستان ترجیح میدهد، ممکن است افسرده باشد.”

اعتماد به نفس پایین و احساس گناه. دلگان می گوید:” این بچه ها احساس می کنند به اندازه کافی خوب و یا باارزش نیستند. من اغلب از آنها می پرسم آیا شما برای کسی مهم هستید؟ پاسخ بچه های افسرده اغلب منفی است.
حساسیت بیش از حد نسبت به پذیرفته نشدن و یا شکست
افزایش تحریک پذیری، خشم، و یا خصومت
دشواری در ایجاد ارتباط
شکایتهای مکرر از بیماری جسمی مانند سردرد و معده درد. دلگان می گوید:” بسیاری از این بچه ها بدون هیچ علت واقعی ای به بیماری های جسمی مبتلا هستند، به ویژه معده درد و سردرد.”
غیبتهای مکرر و یا عملکرد ضعیف در مدرسه
ضعف در تمرکز
به وجود آمدن تغییراتی عمده در الگوهای خوردن و/ یا خواب
صحبت کردن در مورد فرار از خانه و یا تلاش در جهت آن
فکر کردن در مورد خودکشی و یا اقدام به آن و یا بروز رفتارهایی خودآزارانه

بنویت میگوید: “شما فرزند خود رامیشناسید. وقتی که حال او تغییر کرده است شما متوجه خواهید شد. بنابراین اقدامی بکنید و نشانه ها را نادیده نگیرید.

دلگان می گوید:” برطبق شهود خود عمل کنید اگر احساس نگرانی میکنید اجازه دهید کودکتان مورد بررسی قرار گیرد.
بسیاری از والدین ابتدا فرزند خود را برای معاینه نزد یک پزشک متخصص اطفال میبرند. برخی دیگر نیز از همان اول کودک را به یک روانشناس کودک و یا روانپزشک متخصص کودکان نشان میدهند.
بنویت و دلگان و کوپلویکس هر سه تاکید دارند که مهمترین قدم در ابتدا تشخیص مناسب است.

تشخیص

کوپلویکس می گوید:در املاک و مستغلات گفته میشود سه عنصر مهم و اصلی وجود دارد: مکان، مکان و مکان. سه عنصر مهم و اصلی برای کودک افسرده تشخیص، تشخیص، و تشخیص است.

قبل از اینکه شروع به درمان کودکی کنیم که رفتار حاکی از غم و غصه از خود بروز میدهد و یا دچار تضعیف روحیه شده است، باید مطمئن شویم که کودک واقعا دچار افسردگی است.

راه انجام این کار این است که از متخصص اطفال و یا روانپزشک متخصص و یا روانشناس کودک در مورد تشخیص مشکل فرزند خود بپرسید . از او بخواهید طوری موضوع را توضیح دهید که شما متوجه آن شوید و شما را در جریان گزینه های درمانی قرار دهد.

اکثر پدر و مادرها ابتدا فرزند خود را نزد یک پزشک متخصص اطفال میبرند . متاسفانه، بسیاری از متخصصان اطفال فاقد آموزش های خاص هستند و قادر نیستند تشخیص دهند که یک کودک دچار افسردگی شده است و یا اضطراب.

کوپلویکس می گوید: به نظر من یک مشکل بهداشت عمومی وجود دارد،16000 روانپزشک متخصص کودک و 8000 روانشناس کودک وجود دارند و 8میلیون کودک و نوجوانانی که نیاز به کمک دارند. باید متخصصان اطفال و پرستاران و مشاوران را برای تشخیص این اختلال آموزش داد تا این اختلال به درستی تشخیص داده شود.”

کوپلویکس معتقد است که ریشه این مشکل از آنجا نشأت میگیرد که شرکت های بیمه در حال حاضر کمتر به پوشش دادن مراقبتهای سلامت جسمی اقبال نشان میدهند تا مراقبت های بهداشت روانی.

او می گوید: “ما چنان که به درمان بیماریهای جسمی میپردازیم به بیماری روانی توجه نداریم. به اندازه کافی کارشناس وجود ندارد ، باید از شرکت های بیمه تقاضا کنیم که بیماریهای روانی را نیز همچون بیماریهای جسمی تحت پوشش قرار دهند و برای تشخیص صحیح آموزش دهیم.

بنویت میگوید:کودکان کمتر از 5سال می تواند دچار افسردگی شوند. اما افسردگی آنها اغلب نشان دهنده وضعیت روانی افراد مراقبت کننده از آنها – معمولا مادرشان- است.

او میگوید در گروه پیش دبستانی، در اغلب موارد وضعیت عاطفی کودک شدیدا به وضعیت مادر وابسته است.من می توانم به موارد بسیاری اشاره کنم که در آنها مادر عامل اصلی اتفاقی است که برای کودک رخ میدهد. کسی که درصدد است اختلال را تشخیص دهد اگر مسئول و مراقبت کننده کودک را مورد ارزیابی قرار ندهد، مقدار بسیار زیادی از اطلاعات را از دست خواهد داد. ”

درمان افسردگی دوران کودکی

هنگامی که کودکی برای افسردگی تحت درمان قرار میگیرد چه اتفاقی می افتد؟
بنویت میگوید: “آنچه والدین میتوانند از کارشناس انتظار داشته باشند بحثی در مورد افسردگی است، در مورد روش های متفاوتی که میتوان برای انواع مختلف افسردگی در نظر گرفت و نیز بحثی در مورد خودکشی یا خودآزاری و نشانه هایی که والدین باید نسبت به آنها هوشیار باشند.

درمان نیاز به مشارکت والدین دارد.

بنویت میگوید: باید به والدین اطلاعات بسیاری در مورد گزینه هایی که دارند داده شود و گفته شود که آنها باید تصمیم بگیرند چگونه درمان آغاز شود. من با مراجعان در مورد دارو درمانی و در مورد ارائه پشتیبانی روانی صحبت میکنم آنها را در جریان کاری که میخواهم در ابتدا انجام دهم قرار میدهم.

هیچ وقت در جلسه اول کاری انجام نمیدهم، مگر آنکه کودک تمایل به خودکشی داشته باشد.من به آنها می گویم در مورد این مسائل فکر کنند و سپس دوباره بازگردند.تا زمانی که کودک قصد خودکشی نداشته باشد، فرصت داریم که بیشتر قکر کنیم و پزشک متخصص اطفال صحبت کنیم.

اما دلگان بر اهمیت درمان علائم افسردگی قبل از پیش امدن هر گونه مشکل طولانی مدت تاکید میکند.

او میگوید: درمان جامع، کاری فردی و خانوادگی است. پدر و مادر، جریان اصلی درمان هستند. هدف کوتاه مدت باید کاهش علائم باشد. شما باید بر روی علائم کار کنید و اگر برخی شرایط باعث تحریک و تشدید افسردگی باشد، بعد از ملاقات با والدین آنها را درخواهید یافت.

داروهای ضد افسردگی می توانند بخش مهمی از درمان باشند.اما آن ها تنها روش درمانی نیستند.

دلگان میگوید داروهای ضد افسردگی را همچون اکسیری جادویی در یک بطری در نظر نگیرید. شاید فکر کنید لازم نیست در یک دوره کامل روان درمانی سرمایه گذاری کنید.

اما در مورد بچه ها قضیه متفاوت است. آنها باید بیاموزند که بیماری خود را مدیریت کنند، باید بیاموزند که چه باید بکنند، چگونه متوجه شوند که افسردگی شان شدت پیدا کرده است و مهارت های مقابله ای و جبرانی مناسب را فرا بگیرند. چیزهای بسیاری در مورد افسردگی وجود دارد که باید به کودک تعلیم داده شوند.”

اما داروهای ضد افسردگی اگر به درستی تجویز شوند، می توانند بسیار مفید باشد.
کوپلویکس می گوید: “افرادی که در مورد اثرات جانبی داروهای روانپزشکی نگران هستند باید بدانند که عدم مصرف دارو نیز یک اثر جانبی عمده دارد و آن اینست که کودک همچنان بیمار باقی می ماند، اگر یک نوجوان یا کودک یا بزرگسال به درستی مبتلا به این اختلال تشخیص داده شد برای او دارو درمانی غیر قابل بحث است.

دارو درمانی اگر به درستی تحت نظارت قرار داشته باشد ایمن خواهد بود. شما باید بدانید که این اختلال تنها پاسخ به یک موقعیت ناخوشایند در زندگی نیست بلکه افسردگی بالینی حاد است.

ضعف روحیه در کودک

متاسفانه، بسیاری از کودکان دلایل بسیار خوبی برای غمگین شدن و احساس افسردگی دارند.کوپلویکس تاکید میکند این کودکان، به اختلالات افسردگی مبتلا نیستند.آنها دچار تضعیف روحیه هستند.

کوپلویکس می گوید: تجربیات زندگی بسیاری از بچه ها بسیار افسرده کننده است. آنها در فقر زندگی می کنند. والدینی سوء استفاده گر و بی توجه دارند و یا والدینشان به تازگی از هم جدا شده اند و هنوز با یکدیگر درگیری دارند.آنها در سیستم های آموزشی نامناسب پرورش می یابند.

این ها همه موقعیت هایی افسرده کننده هستند. کوپلویکس می گوید: “این شرایط لزوما ایجاد افسردگی نمی کنند، اما ممکن است نشانه های رفتاری ایجاد کنند.

این بچه ها ممکن است غیر قابل کنترل، ناراضی و گریان باشند. اما در مورد افسردگی بزرگسالان وضعیت یکسان نیست.وقتی زندگی ملالت بار است شما مطمئنا احساس خوشایندی نخواهید داشت.

آلوین روزنفلد، روانپزشک کودک و نوجوان در کانکتیکات و نیویورکمی گوید تنها کودکان نیستند که تحت تاثیر محرومیت در زندگی میتواند رفتارهای مرتبط با افسردگی از خود بروز دهند.

بخش عمده ای از آنچه که به نظر افسردگی می رسد محصول فشار بیش از حد است.هنگامی که فرد از زیر فشار خارج میشود، علائم نیز کاهش می یابند.

منبع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.